- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Death
آیات کلیدی کتاب مقدس
انسانی که در حرمت است و فهم ندارد، مثل بهایم است که هلاک میشود.
زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتیِ شریران را دیدم.
زیرا که در موت ایشان قیدها نیست و قوّت ایشان مستحکم است.
تا به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم.
هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذاردهای. ایشان را به خرابیها خواهی انداخت.
چگونه بَغْتَهًٔ به هلاکت رسیدهاند! تباه شده، از ترسهای هولناک نیست گردیدهاند.
مثل خوابِ کسی چون بیدار شد، ای خداوند همچنین چون برخیزی، صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد.
چشمانم از مذلت کاهیده شد. ای خداوند، نزد تو فریاد کردهام تمامیِ روز. دستهای خود را به تو دراز کردهام.
آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد؟ مگر مردگان برخاسته، تو را حمد خواهند گفت؟ سلاه.
آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد؟ و امانت تو در هلاکت؟
آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی؟
و امّا من نزد تو ای خداوند فریاد برآوردهام و بامدادان دعای من در پیش تومیآید.
ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده، و روی خود را از من پنهان نمودهای.
زیرا جبلّت ما را میداند و یاد میدارد که ما خاک هستیم.
و امّا انسان، ایّام او مثل گیاه است، مثل گل صحرا همچنان میشکفد.
زیرا که باد بر آن میوزد و نابود میگردد و مکانش دیگر آن را نمیشناسد.
تقصیرهای شریر او را گرفتار میسازد، و به بندهای گناهان خود بسته میشود.
او بدون ادب خواهد مرد، و به كثرت حماقت خویش تلف خواهد گردید.
چشمان مرد حكیم در سر وی است؛ اما احمق در تاریكی راه میرود. با وجود آن دریافت كردم كه به هر دو ایشان یك واقعه خواهد رسید.
پس در دل خود تفكّر كردم كه چون آنچه به احمق واقع میشود، به من نیز واقع خواهد گردید، پس من چرا بسیار حكیم بشوم؟ و در دل خود گفتم: این نیز بطالت است،
زیرا كه هیچ ذكری از مرد حكیم و مرد احمق تا به ابد نخواهد بود. چونكه در ایام آینده همه چیز بالتّمام فراموش خواهد شد. و مرد حكیم چگونه میمیرد آیا نه مثل احمق؟
لهذا من از حیات نفرت داشتم زیرا اعمالی كه زیر آفتاب كرده میشود، در نظر من ناپسند آمد چونكه تماماً بطالت و در پی باد زحمت كشیدن است.
پس تمامی مشقّت خود را كه زیر آسمان كشیده بودم مكروه داشتم، از اینجهت كه باید آن را به كسی كه بعد از من بیاید واگذارم.
زیرا كه وقایع بنیآدم مثل وقایع بهایم است؛ برای ایشان یك واقعه است؛ چنانكه این میمیرد به همانطور آن نیز میمیرد و برای همه یك نَفَس است و انسانبر بهایم برتری ندارد چونكه همه باطل هستند.
همه به یكجا میروند و همه از خاك هستند و همه به خاك رجوع مینمایند.