پرش به محتوا

circa 2100–1900 BC

Abraham: The Covenant

God calls Abram from Ur, establishes an everlasting covenant, and promises a son through whom all nations will be blessed.

394 آیه · 1 کتاب پوشش‌داده‌شده

  1. پیدایش ۲۴:۳۳حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و غذا پیش‌ او نهادند. وی‌ گفت‌: «تا مقصود خود را بازنگویم‌، چیزی‌ نخورم‌.» گفت‌: «بگو. »

  2. پیدایش ۲۴:۳۴حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    گفت‌: «من‌ خادم‌ ابراهیم‌ هستم‌.

  3. پیدایش ۲۴:۳۵حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و خداوند ، آقای‌ مرا بسیار بركت‌ داده‌ و او بزرگ‌ شده‌ است‌، و گله‌ها و رمه‌ها و نقره‌ و طلا و غلامان‌ و كنیزان‌ و شتران‌ و الاغان‌ بدو داده‌ است‌.

  4. پیدایش ۲۴:۳۶حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و زوجۀ آقایم‌ ساره‌، بعد از پیر شدن‌، پسری‌ برای‌ آقایم‌ زایید، و آنچه‌ دارد، بدو داده‌ است.

  5. پیدایش ۲۴:۳۷حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و آقایم‌ مرا قسم‌ داد و گفت‌ كه‌ "زنی‌ برای‌ پسرم‌ از دختران‌ كنعانیان‌ كه‌ در زمین‌ ایشان‌ ساكنم‌، نگیری‌.

  6. پیدایش ۲۴:۳۸حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    بلكه‌ به‌ خانۀ پدرم‌ و به‌ قبیلۀ من‌ بروی‌، و زنی‌ برای‌ پسرم‌ بگیری‌."

  7. پیدایش ۲۴:۳۹حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و به‌ آقای‌ خود گفتم‌: "شاید آن‌ زن‌ همراه‌ من‌ نیاید؟"

  8. پیدایش ۲۴:۴۰حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    او به‌ من‌ گفت‌: "یهوه‌ كه‌ به‌ حضور او سالك‌ بوده‌ام‌، فرشتۀ خود را با تو خواهد فرستاد، و سفر تو را خیریت‌اثر خواهد گردانید، تا زنی‌ برای‌ پسرم‌ از قبیله‌ام‌ و از خانۀ پدرم‌ بگیری‌.

  9. پیدایش ۲۴:۴۱حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    آنگاه‌ از قسم‌ من‌ بری‌ خواهی‌ گشت‌، چون‌ به‌ نزد قبیله‌ام‌ رفتی‌، هر گاه‌ زنی‌ به‌ تو ندادند، از سوگند من‌ بری‌ خواهی‌ بود."

  10. پیدایش ۲۴:۴۲حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    پس‌ امروز به‌ سر چشمه‌ رسیدم‌ و گفتم‌: "ای‌ یهوه‌، خدای‌ آقایم‌ ابراهیم‌، اگر حال‌، سفر مرا كه‌ به‌ آن‌ آمده‌ام‌، كامیاب‌ خواهی‌ كرد،

  11. پیدایش ۲۴:۴۳حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    اینك‌ من‌ به‌ سر این‌ چشمۀ آب‌ ایستاده‌ام‌. پس‌ چنین‌ بشود كه‌ آن‌ دختری‌ كه‌ برای‌ كشیدن‌ آب‌ بیرون‌ آید، و به‌ وی‌ گویم‌: "مرا از سبوی‌ خود جرعه‌ای‌ آب‌ بنوشان‌"،

  12. پیدایش ۲۴:۴۴حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و به‌ من‌ گوید: "بیاشام‌، و برای‌ شترانت‌ نیز آب‌ می‌كشم‌"، او همان‌ زن‌ باشد كه‌ خداوند ، نصیب‌ آقازادۀ من‌ كرده‌ است‌.

  13. پیدایش ۲۴:۴۵حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و من‌ هنوز از گفتن‌ این‌، در دل‌ خود فارغ‌ نشده‌ بودم‌ كه‌ ناگاه‌ رفقه‌ با سبویی‌ بر كتف‌ خود بیرون‌ آمد و به‌ چشمه‌ پایین‌ رفت‌ تا آب‌ بكشد. و به‌ وی‌ گفتم‌:"جرعه‌ای‌ آب‌ به‌ من‌ بنوشان‌."

  14. پیدایش ۲۴:۴۶حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    پس‌ سبوی‌ خود را بزودی‌ از كتف‌ خود فروآورده‌، گفت‌:"بیاشام‌، و شترانت‌ را نیز آب‌ می‌دهم‌." پس‌ نوشیدم‌ و شتران‌ را نیز آب‌ داد.

  15. پیدایش ۲۴:۴۷حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و از او پرسیده‌، گفتم‌: "تو دختر كیستی‌؟" گفت‌: "دختر بَتُوئیل‌ بن‌ ناحور كه‌ مِلكَه‌، او را برای‌ او زایید." پس‌ حلقه‌ را در بینی‌ او، و ابرنجین‌ها را بر دستهایش‌ گذاشتم‌.

  16. پیدایش ۲۴:۴۸حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    آنگاه‌ سجده‌ كرده‌، خداوند را پرستش‌ نمودم‌. و یهوه‌، خدای‌ آقای‌ خود ابراهیم‌ را، متبارك‌ خواندم‌، كه‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ فرمود، تا دختر برادر آقای‌ خود را برای‌ پسرش‌ بگیرم‌.

  17. پیدایش ۲۴:۴۹حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    اكنون‌ اگر بخواهید با آقایم‌ احسان‌ و صداقت‌ كنید، پس‌ مرا خبر دهید. و اگر نه‌ مرا خبر دهید، تا بطرف‌ راست‌ یا چپ‌ ره‌سپر شوم‌. »

  18. پیدایش ۲۴:۵۰حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    لابان‌ و بتوئیل‌ در جواب‌ گفتند: «این‌ امر از خداوند صادر شده‌ است‌، با تو نیك‌ یا بد نمی‌توانیم‌ گفت‌.

  19. پیدایش ۲۴:۵۱حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    اینك‌ رفقه‌ حاضر است‌، او را برداشته‌، روانه‌ شو تا زن‌ پسرِ آقایت‌ باشد، چنانكه‌ خداوند گفته‌ است‌. »

  20. پیدایش ۲۴:۵۲حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و واقع‌ شد كه‌ چون‌ خادم‌ ابراهیم‌ سخن‌ ایشان‌ را شنید، خداوند را به‌ زمین‌ سجده‌ كرد.

  21. پیدایش ۲۴:۵۳حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و خادم‌، آلات‌ نقره‌ و آلات‌ طلا و رختها را بیرون‌ آورده‌، پیشكش‌ رفقه‌ كرد، و برادر و مادر او را چیزهای‌ نفیسه‌ داد.

  22. پیدایش ۲۴:۵۴حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    و او و رفقایش‌ خوردند و آشامیدند و شب‌ را بسر بردند. و بامدادان‌ برخاسته‌، گفت‌: «مرا به‌ سوی‌ آقایم‌ روانه‌ نمایید.»

  23. پیدایش ۲۴:۵۵حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    برادر و مادر او گفتند: «دختر با ما ده‌ روزی‌ بماند و بعد از آن‌ روانه‌ شود.»

  24. پیدایش ۲۴:۵۶حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    بدیشان‌ گفت‌: «مرا معطّل‌ مسازید، خداوند سفر مرا كامیاب‌ گردانیده‌ است‌، پس‌ مرا روانه‌ نمایید تا بنزد آقای‌ خود بروم‌.»

  25. پیدایش ۲۴:۵۷حدود ۱۸۵۷ پ.م.

    گفتند: «دختر را بخوانیم‌ و از زبانش‌ بپرسیم‌.»