- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Solomon
همچنین شناختهشده به: Jedidiah
آیاتی که از Solomon نام میبرند
و اینانند ناظران خاصه كه بر كارهای سلیمان بودند، پانصد و پنجاه نفر كه بر اشخاصی كه در كار مشغول میبودند، سركاری داشتند.
پس دختر فرعون از شهر داود به خانۀ خود كه برایش بنا كرده بود، برآمد، و در آن زمان مِلّوُ را بنا میكرد.
و سلیمان هر سال سه مرتبه قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی بر مذبحی كه به جهت خداوند بنا كرده بود میگذرانید، و بر مذبحی كه پیش خداوند بود، بخور میگذرانید. پس خانه را به اتمام رسانید.
و سلیمان پادشاه در عَصْیون جابَر كه به جانب اِیلُوت بر كنارۀ بحر قُلزُم در زمین ادوم است، كشتیها ساخت.
و حیرام، بندگان خود را كه مَلاح بودند و در دریا مهارت داشتند، در كشتیها همراه بندگان سلیمان فرستاد.
پس به اُوفیر رفتند و چهارصد و بیست وزنۀ طلا از آنجا گرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند.
و چون ملكه سَبا آوازۀ سلیمان را دربارۀ اسم خداوند شنید، آمد تا او را به مسائل امتحان كند.
پس با موكب بسیار عظیم و با شترانی كه به عطریات و طلای بسیار و سنگهای گرانبها بار شده بود، به اورشلیم وارد شده، به حضور سلیمان آمد و با وی از هر چه در دلش بود، گفتگو كرد.
و سلیمان تمامی مسائلش را برایش بیان نمود و چیزی از پادشاه مخفی نماند كه برایش بیان نكرد.
و چون ملكه سَبَا تمامی حكمت سلیمان را دید و خانهای را كه بنا كرده بود،
از این سبب كه خداوند ، اسرائیل را تا به ابد دوست میدارد، تو را بر پادشاهی نصب نموده است تا داوری و عدالت را بجا آوری.»
و پادشاه از این چوب صندل، ستونها به جهت خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه و عودها و بربطها برای مُغَنیان ساخت، و مثل این چوب صندل تا امروز نیامده و دیده نشده است.
و سلیمان پادشاه به ملكه سَبَا، تمامی ارادۀ او را كه خواسته بود داد، سوای آنچه سلیمان از كَرَم ملوكانۀ خویش به وی بخشید. پس او با بندگانش به ولایت خود توجه نموده، رفت.
سوای آنچه از تاجران و تجارت بازرگانان و جمیع پادشاهان عَرَب و حاكمان مملكت میرسید.
و تمامی ظروف نوشیدنی سلیمان پادشاه از طلا و تمامی ظروف خانۀ جنگل لبنان از زر خالص بود و هیچ یكی از آنها از نقره نبود زیرا كه آن در ایام سلیمان هیچ به حساب نمیآمد.
پس سلیمان پادشاه در دولت و حكمت از جمیع پادشاهان جهان بزرگتر شد.
و تمامی اهل جهان، حضور سلیمان را میطلبیدند تا حكمتی را كه خداوند در دلش نهاده بود، بشنوند.
و سلیمان ارابهها و سواران جمع كرده، هزار و چهارصد ارابه و دوازده هزار سوار داشت و آنها را در شهرهای ارابهها و نزد پادشاه در اورشلیم گذاشت.
و اسبهای سلیمان از مصر آورده میشد، و تاجران پادشاه دستههای آنها را میخریدند هر دسته را به قیمت معین.
و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون، زنان غریب بسیاری را از موآبیان و عَمّونیان و ادومیان و صیدونیان و حِتِّیان دوست میداشت.
از امتهایی كه خداوند درباره ایشان بنیاسرائیل را فرموده بود كه شما به ایشان درنیایید و ایشان به شما درنیایند، مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند. و سلیمان با اینها به محبت مُلْصَق شد.
و در وقت پیری سلیمان واقع شد كه زنانش دل او را به پیروی خدایان غریب مایل ساختند، و دل او مثل دل پدرش داود با یهُوَه، خدایش كامل نبود.
پس سلیمان در عقب عَشْتُورَت، خدای صیدونیان، و در عقب مِلْكُوم رِجْسِ عمونیان رفت.
و سلیمان در نظر خداوند شرارت ورزیده، مثل پدر خودداود، خداوند را پیروی كامل ننمود.
آنگاه سلیمان در كوهی كه روبروی اورشلیم است مكانی بلند به جهت كَمُوش كه رِجْسِ موآبیان است، و به جهت مُولَك، رِجْسِ بنیعمون بنا كرد.