- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Treaty
آیات کلیدی کتاب مقدس
اما الا´ن یهُوَه، خدای من، مرا از هر طرف آرامی داده است كه هیچ دشمنی و هیچ واقعۀ بدی وجود ندارد.
و اینك مراد من این است كه خانهای به اسم یهُوَه، خدای خود، بنا نمایم چنانكه خداوند به پدرم داود وعده داد و گفت كه پسرت كه او را به جای تو بر كرسی خواهم نشانید، خانه را به اسم من بنا خواهد كرد.
و حال امر فرما كه سروهای آزاد از لبنان برای من قطع نمایند و خادمان من همراه خادمان تو خواهند بود، و مزد خادمانت را موافق هرآنچه بفرمایی به تو خواهم داد، زیرا تو میدانی كه در میان ما كسی نیست كه مثل صیدونیان در قطع نمودن درختان ماهر باشد.»
پس چون حیرام سخنان سلیمان را شنید، به غایت شادمان شده، گفت: «امروز خداوند متبارك باد كه به داود پسری حكیم بر این قوم عظیم عطا نموده است.»
و حیرام نزد سلیمان فرستاده، گفت: «پیغامی كه نزد من فرستادی اجابت نمودم و من خواهش تو را دربارۀ چوب سرو آزاد و چوب صنوبر بجا خواهم آورد.
خادمان من آنها را از لبنان به دریا فرود خواهند آورد و من آنها را بَسْتَنه خواهم ساخت در دریا، تا مكانی كه برای من معین كنی و آنها را در آنجا از هم باز خواهم كرد تا آنها را بِبَری و اما تو دربارۀ دادن آذوقه به خانۀ من ارادۀ مرا به جا خواهی آورد.»
پس حیرام چوبهای سرو آزاد و چوبهای صنوبر راموافق تمامی ارادهاش به سلیمان داد.
و سلیمان بیست هزار كُرّ گندم و بیست هزار كُرّ روغن صاف به حیرام به جهت قوّت خانهاش داد، و سلیمان هرساله اینقدر به حیرام میداد.
و خداوند سلیمان را به نوعی كه به او وعده داده بود، حكمت بخشید و در میان حیرام و سلیمان صلح بود و با یكدیگر عهد بستند.
و واقع شد بعد از انقضای بیست سالی كه سلیمان این دو خانه، یعنی خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه را بنا میكرد،
و حیرام، پادشاه صور، سلیمان را به چوب سرو آزاد و چوب صنوبر و طلا موافق هر چه خواسته بود اعانت كرده بود، آنگاه سلیمان پادشاه بیست شهر در زمین جلیل به حیرام داد.
و حیرام به جهت دیدن شهرهایی كه سلیمان به او داده بود، از صور بیرون آمد، اما آنها به نظرش پسند نیامد.
و گفت: «ای برادرم این شهرهایی كه به من بخشیدهای چیست؟» و آنها را تا امروز زمین كابول نامید.
و حیرام صدو بیست وزنۀ طلا برای پادشاه فرستاد.
و (بَنْهَدَد) وی را گفت:«شهرهایی را كه پدر من از پدر تو گرفت، پس میدهم و برای خود در دمشق كوچهها بساز، چنانكه پدر من در سامره ساخت.» (در جواب گفت): «من تو را به این عهد رها میكنم.» پس با او عهد بست و او را رها كرد.