- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Travellers
آیات کلیدی کتاب مقدس
پس او به جِیحَزی گفت: «كمر خود را ببند و عصای مرا به دستت گرفته، برو و اگر كسی را ملاقات كنی، او را تحیت مگو و اگر كسی تو را تحیت گوید، جوابش مده و عصای مرا بر روی طفل بگذار.»
پس پادشاه اَرام گفت: «بیا برو و مكتوبی برای پادشاه اسرائیل میفرستم.» پس روانه شد و ده وزنۀ نقره و ششهزار مثقال طلا و ده دست لباس به دست خود گرفت.
پس نُعْمان با اسبان و ارابههای خود آمده، نزد درِ خانۀ اَلِیشَع ایستاد.
و مكتوبات را به اسم اَخْشُورُش پادشاه نوشت و به مهر پادشاه مختوم ساخته، آنها را به دست چاپاران اسب سوار فرستاد؛ و ایشان بر اسبان تازی كه مختصّ خدمت پادشاه و كرهّهای مادیانهای او بودند، سوار شدند.
و روزهایم از پیك تیزرفتار تندروتر است، میگریزد و نیكویی را نمیبیند.
من به جهت كوران چشم بودم، و به جهت لنگان پای.
غریب در كوچه شب را به سر نمیبرد و در خود را به روی مسافر میگشودم.
غلامان را بر اسبان دیدم و امیران را مثل غلامان بر زمین روان.
وحی دربارۀ عرب: ای قافلههای ددانیان در جنگل عرب منزل كنید.
شاهراهها ویران میشود و راهگذریان تلف میگردند. عهد را شكسته است و شهرها را خوار نموده، به مردمان اعتنا نكرده است.
و در آنجا شاهراهی و طریقی خواهد بود و به طریق مقدّس نامیده خواهد شد و نجسان از آن عبور نخواهند كرد بلكه آن به جهت ایشان خواهد بود. و هركه در آن راه سالك شود اگرچه هم جاهل باشد گمراه نخواهد گردید.
صدای ندا كنندهای در بیابان، راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید.
هر درّهای برافراشته و هر كوه و تلّی پست خواهد شد؛ و كجیها راست و ناهمواریها هموار خواهد گردید.
و وقتی كه او هنوز برنگشته بود (وی را گفت): «نزد جدلیا ابن اخیقام بن شافان كه پادشاه بابل او را بر شهرهای یهودا نصب كرده است برگرد و نزد او در میان قوم ساكن شو یا هر جایی كه میخواهی بروی، برو.» پس رئیس جلاّدان او را توشه راه و هدیه داد و او را رها نمود.
امّا تو ای پسر انسان اسباب جلای وطن را برای خود مهیا ساز. و در نظر ایشان در وقت روز كوچ كن و از مكان خود به مكان دیگر به حضور ایشان نقل كن، شاید بفهمند، اگرچه خاندان فتنهانگیز میباشند.
و اسباب خود را مثل اسباب جلای وطن در وقت روز به نظر ایشان بیرون آور. و شامگاهان مثل كسانی كه برای جلای وطن بیرون میروند بیرون شو.
و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی در افتاده، او را پرستش کردند و ذخایر خود را گشوده، هدایای طلا و کُنْدُر و مُّر به وی گذرانیدند.
زیرا چنانکه مردی عازم سفر شده، غلامان خود را طلبید و اموال خود را بدیشان سپرد،
چنانکه در اشعیا نبی مکتوب است، اینک، رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش تو مهیّا سازد.
صدای ندا کنندهای در بیابان که راه خداوند را مهیّا سازید و طُرُق او را راست نمایید.
پسر نخستین خود را زایید. و او را در قنداقه پیچیده، در آخور خوابانید. زیرا که برای ایشان در منزل جای نبود.
بلکه چون گمان میبردند که او در قافله است، سفر یکروزه کردند و او را در میان خویشان و آشنایان خود میجستند.
و کیسه و توشهدان و کفشها با خود برمدارید و هیچکس را در راه سلام منمایید،
پس پیش آمده، بر زخمهای او روغن و شراب ریخته، آنها را بست واو را بر مرکب خود سوار کرده، به کاروانسرایی رسانید و خدمت او کرد.
و در آنجا چاه یعقوب بود. پس عیسی از سفر خسته شده، همچنین بر سر چاه نشسته بود و قریب به ساعت ششم بود