Carmel
همچنین شناختهشده به: Carmelite, Carmelitess
31.4300, 35.1300 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Carmel نام میبرند
و یكی ملك قادِش و یكی ملك یقْنُعامدر كَرْمَل.
و مَعُون و كَرْمَل و زیف و یوطَه.
و اَلَّمَّلَك و عَمْعاد و مِشْآل و به طرف مغرب به كَرْمَل و شِیحُورْ لِبْنَه رسید.
و بامدادان سموئیل برخاست تا شاؤل را ملاقات نماید و سموئیل را خبر داده، گفتند كه «شاؤل به كَرْمَل آمد و اینك به جهت خویشتن ستونی نصب نمود و دور زده، گذشت و در جِلْجال فرود آمده است.»
و در مَعُون كسی بود كه املاكش در كَرْمَل بود و آن مرد بسیار بزرگ بود و سه هزار گوسفند و هزار بز داشت، و گوسفندان خود را در كَرْمَل پشم می برید.
پس داود ده خادم فرستاد و داود به خادمان خود گفت كه «به كَرْمَل برآیید و نزد نابال رفته، از زبان من سلامتی او را بپرسید.
و الا´ن شنیده ام كه پشم بُرندگان داری و به شبانان تو كه در این اوقات نزد ما بودند، اذیت نرسانیدیم. همۀ روزهایی كه در كَرْمَل بودند، چیزی از ایشان گُم نشد.
و خادمان داود نزد اَبِیجایل به كَرْمَل آمده، با وی مكالمه كرده، گفتند: «داود ما را نزد تو فرستاده است تا تو را برای خویش به زنی بگیرد.»
و داود نزد اخیش در جَتّ ساكن شد، او و مردمانش هركس با اهل خانه اش، و داود با دو زنش اَخینُوعَمِ یزْرَعیلیه و اَبِیجایل كَرْمَلیه زن نابال.
و دو زن داود اَخینوعَمِ یزْرَعِیلیه و اَبِیجایل، زن نابال كَرْمَلی، اسیر شده بودند.
پس داود به آنجا برآمد و دو زنش نیز اَخینوعَمِ یزْرَعیلیه و اَبِیجایل زن نابال كَرْمَلی.
و دومش، كیلاب، از اَبِیجایل، زن نابال كَرْمَلی، و سوم، اَبْشالُوم، پسر مَعْكَه، دختر تَلْمای پادشاه جَشُور.
و حَصْرای كَرْمَلی و فَعْرای اَرَبی،
و حَصْرُوی كَرْمَلی و نَعْرای ابن اَزْبای.
سرت بر تو مثل كَرْمَلْ و موی سرت مانند ارغوان است. و پادشاه در طُرهّهایش اسیر میباشد.
زمین ماتمكنان كاهیده شده است و لبنان خجل گشته، تلف گردیده است و شارون مثل بیابان شده و باشان و كَرْمَلْ برگهای خود را ریختهاند.
شكوفه بسیار نموده، با شادمانی و ترنّم شادی خواهد كرد. شوكت لبنان و زیبایی كَرمَل و شارون به آن عطا خواهد شد. جلال یهوه و زیبایی خدای ما را مشاهده خواهند نمود.
پادشاه كه نام او یهوه صبایوت میباشد،میگوید به حیات خودم قسم كه او مثل تابور، در میان كوهها و مانند كَرْمَل، نزد دریا خواهد آمد.
و اسرائیل را به مرتع خودش باز خواهم آوردو در كرمل و باشان خواهد چرید و بر كوهستان افرایم و جلعاد جان او سیر خواهد شد.
پس گفت: خداوند از صهیون نعره می زند و آواز خود را از اورشلیم بلند می کند و مرتع های شبانان ماتم می گیرند و قله کرمل خشک می گردد.
و اگر به قله كرمل پنهان شوند ایشان را تفتیش كرده، از آنجا خواهم گرفت و اگر از نظر من در قعر دریا خویشتن را مخفی نمایند، در آنجا مار را امر خواهم فرمود كه ایشان را بگزد.
دریا را عتاب میكند و آن را میخشكاند و جمیع نهرها را خشك میسازد. باشان و كَرْمَلْ كاهیده میشوند و گُلِ لُبنان پژمرده میگردد.