آیات کتاب مقدس دربارهٔ Travellers: Generally treated with great hospitality
آیات دربارهٔ Generally treated with great hospitality
و گفت: «ای مولا، اكنون اگر منظور نظر تو شدم، از نزد بندۀ خود مگذر.
اندك آبی بیاورند تا پای خود را شسته، در زیر درخت بیارامید،
و لقمۀ نانی بیاورم تا دلهای خود را تقویت دهید و پس از آن روانه شوید، زیرا برای همین، شما را بر بندۀ خود گذر افتاده است.» گفتند: «آنچه گفتی بكن.»
پس ابراهیم به خیمه، نزد ساره شتافت و گفت: «سه كیل از آرد مَیدَه بزودی حاضر كن و آن را خمیر كرده، گِردهها بساز.»
و ابراهیم به سوی رمه شتافت و گوسالۀ نازكِ خوب گرفته، به غلام خود داد تا بزودی آن را طبخ نماید.
پس كره و شیر و گوسالهای را كه ساخته بود، گرفته، پیش روی ایشان گذاشت، و خود در مقابل ایشان زیر درخت ایستاد تا خوردند.
و گفت: «اینك اكنون ای آقایان من، به خانۀ بندۀ خود بیایید، و شب را بسر برید، و پایهای خود را بشویید و بامدادان برخاسته، راه خود را پیش گیرید.» گفتند: «نی، بلكه شب را در كوچه بسر بریم.»
وی را گفت: «من دختر بتوئیل، پسر ملكه كه او را از ناحور زایید، میباشم.»
پس آن مرد به خانه درآمد، و لابان شتران را باز كرد، و كاه و علف به شتران داد، و آب به جهت شستن پایهایش وپایهای رفقایش آورد.
و غذا پیش او نهادند. وی گفت: «تا مقصود خود را بازنگویم، چیزی نخورم.» گفت: «بگو. »
پس به دختران خود گفت: «او كجاست؟ چرا آن مرد را ترك كردید؟ وی را بخوانید تا نان خورَد.»
آن مرد پیر گفت: «سلامتی بر تو باد؛ تمامی حاجات تو بر من است؛ اما شب را در كوچه بسر مبر.»
پس او را به خانۀ خود برده، به الاغها خوراك داد و پایهای خود را شسته، خوردند و نوشیدند.
غریب در كوچه شب را به سر نمیبرد و در خود را به روی مسافر میگشودم.
و از غریبنوازی غافل مشوید زیرا که به آن بعضی نادانسته فرشتگان را ضیافت کردند.