پرش به محتوا

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Ammonites: Defeated by the Israelites

43 آیه · 11 جنبه

آیات دربارهٔ Defeated by the Israelites

پالایش بر اساس کتاب
  1. و غضب‌ خداوند بر اسرائیل‌ افروخته‌ شده‌، ایشان‌ را به‌ دست‌ فلسطینیان‌ و به‌ دست‌ بنی‌عَمّون‌ فروخت‌.

  2. و ایشان‌ در آن‌ سال‌ بر بنی‌اسرائیل‌ ستم‌ و ظلم‌ نمودند، و بر جمیع‌ بنی‌اسرائیل‌ كه‌ به‌ آن‌ طرف‌ اُرْدُنّ در زمین‌ اموریان‌ كه‌ در جِلْعاد باشد، بودند، هجده‌ سال‌ ظلم‌ كردند.

  3. و بنی‌عَمّون‌ از اُرْدُنّ عبور كردند، تا با یهودا و بنیامین‌ و خاندان‌ افرایم‌ نیز جنگ‌ كنند. و اسرائیل‌ در نهایت‌ تنگی‌ بودند.

  4. و بنی‌اسرائیل‌ نزد خداوند فریاد برآورده‌، گفتند: «به‌ تو گناه‌ كرده‌ایم‌، چونكه‌ خدای‌ خود را تر ك‌ كرده‌، بعلیم‌ را عبادت‌ نمودیم‌.»

  5. خداوند به‌ بنی‌اسرائیل‌ گفت‌: «آیا شما را از مصریان‌ و اموریان‌ و بنی‌عَمّون‌ و فلسطینیان‌ رهایی‌ ندادم‌؟

  6. و چون‌ صیدونیان‌ و عمالیقیان‌ و معونیان‌ بر شما ظلم‌ كردند، نزد من‌ فریاد برآوردید و شما رااز دست‌ ایشان‌ رهایی‌ دادم‌.

  7. لیكن‌ شما مرا ترك‌ كرده‌، خدایان‌ غیر را عبادت‌ نمودید، پس‌ دیگر شما را رهایی‌ نخواهم‌ داد.

  8. بروید و نزد خدایانی‌ كه‌ اختیار كرده‌اید، فریاد برآورید، و آنها شما را در وقت‌ تنگی‌ شما رهایی‌ دهند.»

  9. بنی‌اسرائیل‌ به‌ خداوند گفتند: «گناه‌ كرده‌ایم‌؛ پس‌ برحسب‌ آنچه‌ درنظر تو پسند آید به‌ ما عمل‌ نما؛ فقط‌ امروز ما را رهایی‌ ده‌.»

  10. پس‌ ایشان‌ خدایان‌ غیر را از میان‌ خود دور كرده‌، یهوه‌ را عبادت‌ نمودند، و دل‌ او به‌ سبب‌ تنگی‌ اسرائیل‌ محزون‌ شد.

  11. پس‌ بنی‌عَمّون‌ جمع‌ شده‌، در جِلْعاد اردو زدند، و بنی‌اسرائیل‌ جمع‌ شده‌، در مِصْفَه‌ اردو زدند.

  12. و قوم‌ یعنی‌ سروران‌ جِلْعاد به‌ یكدیگر گفتند: «كیست‌ آن‌ كه‌ جنگ‌ را با بنی‌عَمّون‌ شروع‌ كند؟ پس‌ وی‌ سردار جمیع‌ ساكنان‌ جِلْعاد خواهد بود.»

  13. پس‌ یفْتاح‌ به‌ سوی‌ بنی‌عَمّون‌ گذشت‌ تا با ایشان‌ جنگ‌ نماید، و خداوند ایشان‌ را به‌ دست‌ او تسلیم‌ كرد.

  14. و ایشان‌ را از عروعیر تا مِنِّیت‌ كه‌ بیست‌ شهر بود و تا آبیل‌ كرامیم‌ به‌ صدمۀ بسیار عظیم‌ شكست‌ داد، و بنی‌عَمّون‌ از حضور بنی‌اسرائیل‌ مغلوب‌ شدند.

  15. و مردان‌ افرایم‌ جمع‌ شده‌، به‌ طرف‌شمال‌ گذشتند، و به‌ یفْتاح‌ گفتند: «چرا برای‌ جنگ‌ كردن‌ با بنی‌عَمّون‌ رفتی‌ و ما را نطلبیدی‌ تا همراه‌ تو بیاییم‌؟ پس‌ خانۀ تو را بر سر تو خواهیم‌ سوزانید.»

  16. و یفْتاح‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: «مرا و قوم‌ مرا با بنی‌عَمّون‌ جنگ‌ سخت‌ می‌بود، و چون‌ شما را خواندم‌ مرا از دست‌ ایشان‌ رهایی‌ ندادید.

  17. پس‌ چون‌ دیدم‌ كه‌ شما مرا رهایی‌ نمی‌دهید، جان‌ خود را به‌ دست‌ خود گرفته‌، به‌ سوی‌ بنی‌عَمّون‌ رفتم‌ و خداوند ایشان‌ را به‌ دست‌ من‌ تسلیم‌ نمود. پس‌ چرا امروز نزد من‌ برآمدید تا با من‌ جنگ‌ نمایید؟»

  18. و ناحاش عَمّونی برآمده، در برابر یابیش جِلْعاد اُردو زد؛ و جمیع اهل یابیش به ناحاش گفتند: «با ما عهد ببند و تو را بندگی خواهیم نمود.»

  19. ناحاش عَمّونی به ایشان گفت: «به این شرط با شما عهد خواهم بست كه چشمان راست جمیع شما كنده شود، و این را بر تمامی اسرائیل عار خواهم ساخت.»

  20. و مشایخ یابیش به وی گفتند: «ما را هفت روز مهلت بده تا رسولان به تمامی حدود اسرائیل بفرستیم، و اگر برای ما رهاننده ای نباشد، نزد تو بیرون خواهیم آمد.»

  21. پس رسولان به جِبْعَه شاؤل آمده، این سخنان را به گوش قوم رسانیدند، و تمامی قوم آواز خود را بلند كرده، گریستند.

  22. و اینك شاؤل در عقب گاوان از صحرا می آمد، و شاؤل گفت: «قوم را چه شده است كه میگریند؟» پس سخنان مردان یابیش را به او باز گفتند.

  23. و چون شاؤل این سخنان را شنید روح خدا بر وی مستولی گشته، خشمش به شدت افروخته شد.

  24. پس یك جفت گاو را گرفته، آنها را پاره پاره نمود و به دست قاصدان به تمامی حدود اسرائیل فرستاده، گفت: «هر كه در عقب شاؤل و سموئیل بیرون نیاید، به گاوان او چنین كرده شود.» آنگاه ترس خداوند بر قوم افتاد كه مثل مرد واحد بیرون آمدند.

  25. و ایشان را در بازَق شمرد و بنی اسرائیل سیصد هزار نفر و مردان یهودا سی هزار بودند.