circa 6 BC – AD 30
The Life of Jesus
The eternal Son of God enters history: born in Bethlehem, baptized in the Jordan, crucified at Golgotha, raised on the third day.
آیات این دوره
- لوقا ۲۲:۳۱حدود ۳۳ م.
پس خداوند گفت، ای شمعون، ای شمعون، اینک، شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند،
- لوقا ۲۲:۳۲حدود ۳۳ م.
لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود؛ و هنگامی که تو بازگشت کنی برادران خود را استوار نما.
- لوقا ۲۲:۳۳حدود ۳۳ م.
به وی گفت، ای خداوند حاضرم که با تو بروم حتّی در زندان و در موت.
- لوقا ۲۲:۳۴حدود ۳۳ م.
گفت، تو را میگویم ای پطرس، امروز خروس بانگ نزده باشد که سه مرتبه انکار خواهی کرد که مرا نمیشناسی.
- لوقا ۲۲:۳۵حدود ۳۳ م.
و به ایشان گفت، هنگامی که شما را بیکیسه و توشهدان و کفش فرستادم، به هیچ چیز محتاج شدید؟ گفتند، هیچ.
- لوقا ۲۲:۳۶حدود ۳۳ م.
پس به ایشان گفت، لیکن الآن هر کهکیسه دارد، آن را بردارد و همچنین توشهدان را و کسی که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته، آن را بخرد.
- لوقا ۲۲:۳۷حدود ۳۳ م.
زیرا به شما میگویم که این نوشته در من میباید به انجام رسید، یعنی با گناهکاران محسوب شد؛ زیرا هر چه در خصوص من است، انقضا دارد.
- لوقا ۲۲:۳۸حدود ۳۳ م.
گفتند، ای خداوند اینک، دو شمشیر. به ایشان گفت، کافی است.
- لوقا ۲۲:۳۹حدود ۳۳ م.
و برحسب عادت بیرون شده، به کوه زیتون رفت و شاگردانش از عقب او رفتند.
- لوقا ۲۲:۴۰حدود ۳۳ م.
و چون به آن موضع رسید، به ایشان گفت، دعا کنید تا در امتحان نیفتید.
- لوقا ۲۲:۴۱حدود ۳۳ م.
و او از ایشان به مسافت پرتاپ سنگی دور شده، به زانو درآمد و دعا کرده، گفت،
- لوقا ۲۲:۴۲حدود ۳۳ م.
ای پدر اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان، لیکن نه به خواهش من بلکه به ارادهٔ تو.
- لوقا ۲۲:۴۳حدود ۳۳ م.
و فرشتهای از آسمان بر او ظاهر شده، او را تقویت مینمود.
- لوقا ۲۲:۴۴حدود ۳۳ م.
پس به مجاهده افتاده، به سعی بلیغتر دعا کرد، چنانکه عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمین میریخت.
- لوقا ۲۲:۴۵حدود ۳۳ م.
پس از دعا برخاسته، نزد شاگردان خود آمده، ایشان را از حزن در خواب یافت.
- لوقا ۲۲:۴۶حدود ۳۳ م.
به ایشان گفت، برای چه در خواب هستید؟ برخاسته، دعا کنید تا در امتحان نیفتید!
- لوقا ۲۲:۴۷حدود ۳۳ م.
و سخن هنوز بر زبانش بود که ناگاه جمعیآمدند و یکی از آن دوازده که یهودا نام داشت بر دیگران سبقت جُسته، نزد عیسی آمد تا او را ببوسد.
- لوقا ۲۲:۴۸حدود ۳۳ م.
و عیسی بدو گفت، ای یهودا آیا به بوسه پسر انسان را تسلیم میکنی؟
- لوقا ۲۲:۴۹حدود ۳۳ م.
رفقایش چون دیدند که چه میشود، عرض کردند، خداوندا به شمشیر بزنیم؟
- لوقا ۲۲:۵۰حدود ۳۳ م.
و یکی از ایشان، غلام رئیس کهنه را زده، گوش راست او را از تن جدا کرد.
- لوقا ۲۲:۵۱حدود ۳۳ م.
عیسی متوجّه شده گفت، تا به این بگذارید. و گوش او را لمس نموده، شفا داد.
- لوقا ۲۲:۵۲حدود ۳۳ م.
پس عیسی به رؤسای کهنه و سرداران سپاه هیکل و مشایخی که نزد او آمده بودند گفت، گویا بر دزد با شمشیرها و چوبها بیرون آمدید.
- لوقا ۲۲:۵۳حدود ۳۳ م.
وقتی که هر روزه در هیکل با شما میبودم دست بر من دراز نکردید، لیکن این است ساعت شما و قدرت ظلمت.
- لوقا ۲۲:۵۴حدود ۳۳ م.
پس او را گرفته بردند و به سرای رئیس کهنه آوردند و پطرس از دور از عقب میآمد.
- لوقا ۲۲:۵۵حدود ۳۳ م.
و چون در میان ایوان آتش افروخته، گردش نشسته بودند، پطرس در میان ایشان بنشست.