Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Wicked

724 آیه · 18 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. لیکن انسان در حرمت باقی نمی‌ماند، بلکه مثل بهایم است که هلاک می‌شود.

  2. این طریقهٔ ایشان، جهالت ایشان است و اعقاب ایشان سخن ایشان را می‌پسندند، سلاه.

  3. مثل گوسفندان در هاویه رانده می‌شوند و موت ایشان را شبانی می‌کند و صبحگاهان راستان بر ایشان حکومت خواهند کرد و جمال ایشان در هاویه پوسیده خواهد شد تا مسکنی برای آن نباشد.

  4. لیکن خدا جان مرا ازدست هاویه نجات خواهد داد زیرا که مرا خواهد گرفت، سلاه.

  5. انسانی که در حرمت است و فهم ندارد، مثل بهایم است که هلاک می‌شود.

  6. و امّا به شریر خدا می‌گوید، ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟

  7. چونکه تو از تأدیب نفرت داشته‌ای و کلام مرا پشتسر خود انداخته‌ای.

  8. چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است.

  9. دهان خود را به شرارت گشوده‌ای و زبانت حیله را اختراع می‌کند.

  10. نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی.

  11. {برای سالار مغنیان. قصیدهٔ داود وقتی که دوآغ ادومی آمد و شاؤل را خبر داده، گفت که، داود به خانهٔ اخیمَلَک رفت} ای جبار چرا از بدی فخر می‌کنی؟رحمت خدا همیشه باقی است.

  12. زبان تو شرارت را اختراع می‌کند، مثل اُستُرهٔ تیز، ای حیله ساز!

  13. بدی را از نیکویی بیشتر دوست می‌داری و دروغ را زیادتر از راست گویی، سلاه.

  14. همهٔٔ سخنان مهلک را دوست می‌داری، ای زبان حیلهباز!

  15. {برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار. قصیدهٔ داود} احمق در دل خود می‌گوید که خدایینیست. فاسد شده، شرارت مکروه کرده‌اند و نیکوکاری نیست.

  16. خدا از آسمان بر بنی‌آدم نظر انداخت تا ببیند که فهیم و طالب خدایی هست.

  17. همهٔ ایشان مرتد شده، با هم فاسد گردیده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نی.

  18. آیا گناهکاران بی‌معرفت هستند که قوم مرا می‌خورند چنانکه نان می‌خورند و خدا را نمی‌خوانند؟

  19. آنگاه سخت ترسان شدند، جایی که هیچ ترس نبود. زیرا خدا استخوانهای محاصره کنندهٔ تو را از هم پاشید. آنها را خجل ساخته‌ای زیرا خدا ایشان را رد نموده است.

  20. شریران از رَحِم منحرف هستند، از شکم مادر دروغ گفته، گمراه می‌شوند.

  21. ایشان را زهری است مثل زهر مار؛ مثل افعیِ کر که گوش خود را می‌بندد

  22. که آواز افسونگران را نمی‌شنود، هر چند به مهارت افسون می‌کند.

  23. شامگاهان برمی‌گردند و مثل سگ بانگ می‌کنند و در شهر دور می‌زنند.

  24. از دهان خود بدی را فرو می‌ریزند. در لبهای ایشان شمشیرهاست. زیرا می‌گویند، کیست که بشنود؟

  25. که زبان خود را مثل شمشیرتیز کرده‌اند و تیرهای خود، یعنی سخنان تلخ را بر زه آراسته‌اند.