- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Solomon
آیات کلیدی کتاب مقدس
حال ای یهُوَه خدا به وعدۀ خود كه به پدرم داود دادی وفا نما زیرا كه تو مرا بر قومی كه مثل غبارزمین كثیرند پادشاه ساختی.
الا´ن حكمت و معرفت را به من عطا فرما تا به حضور این قوم خروج و دخول نمایم زیرا كیست كه این قوم عظیم تو را داوری تواند نمود؟»
خدا به سلیمان گفت: «چونكه این در خاطر تو بود و دولت و توانگری و حشمت و جان دشمنانت را نطلبیدی و نیز طول ایام را نخواستی، بلكه به جهت خود حكمت و معرفت را درخواست كردی تا بر قوم من كه تو را بر سلطنت ایشان نصب نمودهام داوری نمایی،
لهذا حكمت و معرفت به تو بخشیده شد و دولت و توانگری و حشمت را نیز به تو خواهم داد كه پادشاهانی كه قبل از تو بودند مثل آن را نداشتند و بعد از تو نیز مثل آن را نخواهند داشت.»
و سلیمان ارابهها و سواران جمع كرده، هزار و چهارصد ارابه و دوازده هزار سوار داشت، و آنها را در شهرهای ارابهها و نزد پادشاه در اورشلیم گذاشت.
و پادشاه نقره و طلا را در اورشلیم مثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ كه در همواری است فراوان ساخت.
و اسبهای سلیمان از مصر آورده میشد، وتاجران پادشاه دستههای آنها را میخریدند هر دسته را به قیمت معین.
و یك ارابه را به قیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون میآوردند و میرسانیدند و یك اسب را به قیمت صد و پنجاه؛ و همچنین برای جمیع پادشاهان حتّیان و پادشاهان ارام به توسط آنها بیرون میآوردند.
و در آنوقت سلیمان و تمامی اسرائیل با وی هفت روز را عید نگاه داشتند و آن انجمن بسیار بزرگ از مدخل حمات تا نهر مصر بود.
پس سلیمان خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه را تمام كرد و هرآنچه سلیمان قصد نموده بود كه در خانۀ خداوند و در خانۀ خود بسازد، آن را نیكو به انجام رسانید.
و خداوند بر سلیمان در شب ظاهر شده، او را گفت: «دعای تو را اجابت نمودم و این مكان را برای خود برگزیدم تا خانۀ قربانیها شود.
اگر آسمان را ببندم تا باران نبارد و اگر امر كنم كه ملخ، حاصل زمین را بخورد و اگر وبا در میان قوم خود بفرستم،
و قوم من كه به اسم من نامیده شدهاند متواضع شوند، و دعا كرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد.
و از این به بعد، چشمان من گشاده، و گوشهای من به دعایی كه در این مكان كرده شود شنوا خواهد بود.
و حال این خانه را اختیار كرده، و تقدیس نمودهام كه اسم من تا به ابد در آن قرار گیرد و چشم و دل من همیشه بر آن باشد.
و اگر تو به حضور من سلوك نمایی، چنانكه پدرت داود سلوك نمود و برحسب هرآنچه تو را امر فرمایم عمل نمایی و فرایض و احكام مرا نگاه داری،
آنگاه كرسی سلطنت تو را استوار خواهم ساخت چنانكه با پدرت داود عهد بسته، گفتم كسی كه بر اسرائیل سلطنت نماید از تو منقطع نخواهد شد.
« لیكن اگر شما برگردید و فرایض و احكام مرا كه پیش روی شما نهادهام ترك نمایید و رفته، خدایان غیر را عبادت كنید، و آنها را سجده نمایید،
آنگاه ایشان را از زمینی كه به ایشان دادهام خواهم كند و این خانه را كه برای اسم خود تقدیس نمودهام، از حضور خود خواهم افكند و آن را در میان جمیع قومها ضربالمثل و مسخرهخواهم ساخت.
و این خانه كه اینقدر رفیع است، هركه از آن بگذرد متحیر شده، خواهد گفت: برای چه خداوند به این زمین و به این خانه چنین عمل نموده است؟
و جواب خواهند داد: چونكه یهُوَه خدای پدران خود را كه ایشان را از زمین مصر بیرون آورد ترك كردند و به خدایان غیر متمسّك شده، آنها را سجده و عبادت نمودند از این جهت تمامی این بلا را بر ایشان وارد آورده است.»
و بعد از انقضای بیست سالی كه سلیمان خانۀ خداوند و خانۀ خود را بنا میكرد،
سلیمان شهرهایی را كه حورام به سلیمان داده بود تعمیر نمود، و بنیاسرائیل را در آنها ساكن گردانید.
یعنی از پسران ایشان كه در زمین بعد از ایشان باقی مانده بودند، و بنیاسرائیل ایشان را هلاك نكرده بودند، سلیمان از ایشان تا امروز سُخْره گرفت.
اما از بنیاسرائیل سلیمان احدی را برای كار خود به غلامی نگرفت، بلكه ایشان مردان جنگی و سرداران ابطال و سرداران ارابهها و سواران او بودند.