- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Medo-Persian Kingdom
آیات کلیدی کتاب مقدس
و چون نوبه هر دختر میرسید كه نزد اَخْشُورُش پادشاه داخل شود، یعنی بعد از آنكه آنچه را كه برای زنان مرسوم بود كه در مدّت دوازده ماه كرده شود، چونكه ایام تطهیر ایشان بدین منوال تمام میشد، یعنی شش ماه به روغن مرّ و شش ماه به عطریات و اسباب تطهیر زنان،
آنگاه آن دختر بدین طور نزد پادشاه داخل میشد كه هر چه را میخواست به وی میدادند تا آن را از خانه زنان به خانه پادشاه با خود ببرد.
پس هامان به اَخْشُورُش پادشاه گفت: «قومی هستند كه در میان قومها در جمیع ولایتهای مملكت تو پراكنده و متفرّق میباشند و شرایع ایشان، مخالف همه قومها است و شرایع پادشاه را به جا نمیآورند. لهذا ایشان را چنین واگذاشتن برای پادشاه مفید نیست.
وپادشاه به هامان گفت: «هم نقره و هم قوم را به تو دادم تا هرچه در نظرت پسند آید به ایشان بكنی.»
كه «جمیع خادمان پادشاه و ساكنان ولایتهای پادشاه میدانند كه به جهت هركس، خواه مرد و خواه زن كه نزد پادشاه به صحن اندرونی بیاذن داخل شود، فقط یك حكم است كه كشته شود، مگر آنكه پادشاه چوگان زرّین را بسوی او دراز كند تا زنده بماند. و سی روز است كه من خوانده نشدهام كه به حضور پادشاه داخل شوم.»
كه «برو و تمامی یهود را كه در شُوشَن یافت میشوند جمع كن و برای من روزه گرفته، سه شبانه روز چیزی مخورید و میاشامید و من نیز با كنیزانم همچنین روزه خواهیم داشت. و به همین طور، نزد پادشاه داخل خواهم شد، اگر چه خلاف حكم است. و اگر هلاك شدم، هلاك شدم.»
و چون پادشاه، اِسْتَر ملكه را دید كه در صحن ایستاده است، او در نظر وی التفات یافت. و پادشاه چوگان طلا را كه در دست داشت، به سوی اِسْتَر دراز كرد و اِسْتَر نزدیك آمده، نوك عصا را لمس كرد.
آنگاه حَرْبُونا، یكی از خواجهسرایانی كه در حضور پادشاه میبودند،گفت: «اینك دار پنجاه ذراعی نیز كه هامان آن را به جهت مُرْدِخای كه آن سخن نیكو را برای پادشاه گفته است مهیا نموده، در خانه هامان حاضر است.» پادشاه فرمود كه «او را بر آن مصلوب سازید.»
پس چاپاران بر اسبان تازی كه مختصّ خدمت پادشاه بود، روانه شدند و ایشان را برحسب حكم پادشاه شتابانیده، به تعجیل روانه ساختند و حكم، در دارالسّلطنه شُوشَن نافذ شد.
و مُرْدِخای از حضور پادشاه با لباس ملوكانه لاجوردی و سفید و تاج بزرگ زرّین و ردای كتان نازك ارغوانی بیرون رفت و شهر شُوشَن شادی و وجد نمودند،
وحی دربارۀ بیابان بحر: چنانكه گردباد در جنوب میآید، این نیز از بیابان از زمین هولناك میآید.
رؤیای سخت برای من منكشف شده است، خیانت پیشه خیانت میكند و تاراج كننده تاراج مینماید. ای عیلام برآی و ای مِدْیان محاصره نما. تمام ناله آن را ساكت گردانیدم.
و درباره كورش میگوید كه او شبان من است و تمامی مسرّت مرا به اتمام خواهد رسانید و درباره اورشلیم میگوید بنا خواهد شد و درباره هیكل كه بنیاد تو نهاده خواهد گشت.
خداوند به مسیح خویش یعنی به كورش كه: دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امّتها را مغلوب سازم و كمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازهها دیگر بسته نشود چنین میگوید
كه من پیش روی تو خواهم خرامید و جایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت. و درهای برنجین را شكسته، پشت بندهای آهنین را خواهم برید.
و گنجهای ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی كه من یهوه كه تو را به اسمت خواندهام خدای اسرائیل میباشم.
به خاطر بنده خود یعقوب و برگزیده خویش اسرائیل، هنگامی كه مرا نشناختی تو را به اسمت خواندم و ملقّب ساختم.
فارس و لُود و فُوط در افواجت مردان جنگی تو بودند. سپرها و خودها بر تو آویزان كرده، ایشان تو را زینت دادند.
فارس و كُوش و فُوط با ایشان و جمیع ایشان با سپر و خُود،
سر این تمثال از طلای خالص و سینه و بازوهایش از نقره و شكم و رانهایش از برنج بود.
و بعد از تو سلطنتی دیگر پستتر از تو خواهد برخاست و سلطنت سوّمی دیگر از برنج كه بر تمامی جهان سلطنت خواهد نمود.
لیكن چون دلش مغرور و روحش سخت گردیده، تكبّر نمود آنگاه از كرسی سلطنت خویش به زیر افكنده شد و حشمت او را از او گرفتند.
فَرَسْ؛ سلطنت تو تقسیم گشته و به مادیان و فارسیان بخشیده شده است.»
و داریوش مادی در حالی كه شصت و دو ساله بود سلطنت را یافت.
و داریوش مصلحت دانست كه صد و بیست والی بر مملكت نصب نماید تا بر تمامی مملكت باشند.