- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Kings: Jehoash or Joash
آیات دربارهٔ Jehoash or Joash
و در سال سی و هفتم یوآش، پادشاه یهودا، یهُوآش بن یهُواَخاز بر اسرائیل در سامره پادشاه شد و شانزده سال سلطنت نمود.
و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از تمامی گناهان یرُبْعام بن نَباط كه اسرائیل را مرتكب گناه ساخته بود اجتناب نكرده، در آنها سلوك مینمود.
و بقیۀ وقایع یوآش و هر چه كرد و تهور او كه چگونه با اَمَصیا، پادشاه یهودا جنگ كرد، آیا در كتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مكتوب نیست؟
و یوآش با پدران خود خوابید و یرُبْعام بر كرسی وی نشست و یوآش با پادشاهان اسرائیل در سامره دفن شد.
و اَلِیشَع به بیماریای كه از آن مرد، مریض شد. و یوآش، پادشاه اسرائیل، نزد وی فرود شده، بر او بگریست و گفت: «ای پدر من! ای پدرمن! ای ارابۀ اسرائیل و سوارانش!»
و اَلِیشَع وی را گفت: «كمان و تیرها را بگیر.» و برای خود كمان و تیرها گرفت.
و به پادشاه اسرائیل گفت: «كمان را به دست خود بگیر.» پس آن را به دست خود گرفت و اَلِیشَع دست خود را بر دست پادشاه نهاد.
و گفت: «پنجره را به سوی مشرق باز كن.» پس آن را باز كرد و اَلِیشَع گفت: «بینداز.» پس انداخت. و او گفت: «تیر ظفر خداوند ، یعنی تیر ظفر بر اَرام زیرا كه اَرامیان را در اَفیق شكست خواهید داد تا تلف شوند.»
و گفت: «تیرها را بگیر.» پس گرفت و به پادشاه اسرائیل گفت: «زمین را بزن.» پس سه مرتبه آن را زده، باز ایستاد.
و مرد خدا به او خشم نموده، گفت: «میبایست پنج شش مرتبه زده باشی؛ آنگاه اَرامیان را شكست میدادی تا تلف میشدند، اما حال اَرامیان را فقط سه مرتبه شكست خواهی داد.»
و اَلِیشَع وفات كرد و او را دفن نمودند. و در وقت تحویل سال لشكرهای موآب به زمین درآمدند.
و واقع شد كه چون مردی را دفن میكردند، آن لشكر را دیدند و آن مرده را در قبر اَلِیشَع انداختند؛ و چون آن میت به استخوانهای اَلِیشَع برخورد، زنده گشت و به پایهای خود ایستاد.
و حَزائیل، پادشاه اَرام، اسرائیل را در تمامی ایام یهُواخاز به تنگ آورد.
اما خداوند بر ایشان رأفت و ترحم نموده، به خاطر عهد خود كه با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بسته بود به ایشان التفات كرد و نخواست ایشان را هلاك سازد، و ایشان را از حضور خود هنوز دور نینداخت.
پس حَزائیل، پادشاه اَرام مرد و پسرش،بَنْهَدَد به جایش پادشاه شد.
و یهُوآش بن یهُواَخاز، شهرهایی را كه حَزائیل از دست پدرش، یهُواَخاز به جنگ گرفته بود، از دست بَنْهَدَد بن حَزائیل باز پس گرفت، و یهُوآش سه مرتبه او را شكست داده، شهرهای اسرائیل را استرداد نمود.
آنگاه اَمَصْیا رسولان نزد یهوآش بن یهُواَخاز بن ییهُو، پادشاه اسرائیل، فرستاده، گفت: «بیا تا بایكدیگر مقابله نماییم.»
و یهُوآش پادشاه اسرائیل نزد اَمَصْیا، پادشاه یهودا فرستاده، گفت: «شترخار لبنان نزد سرو آزاد لبنان فرستاده، گفت: دختر خود را به پسر من به زنی بده؛ اما حیوان وحشیای كه در لبنان بود، گذر كرده، شترخار را پایمال نمود.
اَدوم را البته شكست دادی و دلت تو را مغرور ساخته است؛ پس فخر نموده، در خانۀ خود بمان زیرا برای چه بلا را برای خود برمیانگیزانی تا خودت و یهودا همراهت بیفتید.»
اما اَمَصْیا گوش نداد. پس یهُوآش، پادشاه اسرائیل برآمد و او و اَمَصْیا، پادشاه یهودا در بیتشمس كه در یهوداست، با یكدیگر مقابله نمودند.
و یهودا از حضور اسرائیل منهزم شده، هر كس به خیمۀ خود فرار كرد.
و یهُوآش، پادشاه اسرائیل، اَمَصْیا ابن یهُوآش بن اَخَزْیا پادشاه یهودا را در بیتشمس گرفت و به اورشلیم آمده، حصار اورشلیم را از دروازۀ افرایم تا دروازۀ زاویه، یعنی چهار صد ذراع منهدم ساخت.
و تمامی طلا و نقره و تمامی ظروفی را كه در خانۀ خداوند و در خزانههای خانۀ پادشاه یافت شد، و یرغمالان گرفته، به سامره مراجعت كرد.
و بقیۀ اعمالی را كه یهُوآش كرد و تهور او و چگونه با اَمَصْیا پادشاه یهودا جنگ كرد، آیا در كتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مكتوب نیست؟
و یهُوآش با پدران خود خوابید و با پادشاهان اسرائیل در سامره دفن شد و پسرش یرُبْعام در جایش پادشاه شد.