- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Creation Era
Creation & The Fall
God creates the heavens and earth, forming humanity in his image before sin enters the world.
آیات این دوره
- پیدایش ۲:۲۰حدود ۴۰۰۴ پ.م.
پس آدم همۀ بهایم و پرندگان آسمان و همۀ حیوانات صحرا را نام نهاد. لیكن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد.
- پیدایش ۲:۲۱حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و خداوند خدا، خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت، و یكی از دندههایش را گرفت و گوشت در جایش پر كرد.
- پیدایش ۲:۲۲حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و خداوند خدا آن دنده را كه از آدم گرفته بود، زنی بنا كرد و وی را به نزد آدم آورد.
- پیدایش ۲:۲۳حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و آدم گفت: «همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم، از این سبب "نسا" نامیده شود زیرا كه از انسان گرفته شد.»
- پیدایش ۲:۲۴حدود ۴۰۰۴ پ.م.
از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترك كرده، با زن خویش خواهد پیوست و یك تن خواهند بود.
- پیدایش ۲:۲۵حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند.
- پیدایش ۳:۱حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و مار از همۀ حیوانات صحرا كه خداوند خدا ساخته بود، هُشیارتر بود. و به زن گفت: «آیا خدا حقیقتاً گفته است كه از همۀ درختان باغ نخورید؟»
- پیدایش ۳:۲حدود ۴۰۰۴ پ.م.
زن به مار گفت: «از میوۀ درختان باغ میخوریم،
- پیدایش ۳:۳حدود ۴۰۰۴ پ.م.
لكن از میوۀ درختی كهدر وسط باغ است، خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مكنید، مبادا بمیرید.»
- پیدایش ۳:۴حدود ۴۰۰۴ پ.م.
مار به زن گفت: «هر آینه نخواهید مرد،
- پیدایش ۳:۵حدود ۴۰۰۴ پ.م.
بلكه خدا میداند در روزی كه از آن بخورید، چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیك و بد خواهید بود.»
- پیدایش ۳:۶حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و چون زن دید كه آن درخت برای خوراك نیكوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر و دانشافزا، پس از میوهاش گرفته، بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد.
- پیدایش ۳:۷حدود ۴۰۰۴ پ.م.
آنگاه چشمان هر دوِ ایشان باز شد و فهمیدند كه عریانند. پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند.
- پیدایش ۳:۸حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و آواز خداوند خدا را شنیدند كه در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید، و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان كردند.
- پیدایش ۳:۹حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت: «كجا هستی؟»
- پیدایش ۳:۱۰حدود ۴۰۰۴ پ.م.
گفت: «چون آوازت را در باغ شنیدم، ترسان گشتم، زیرا كه عریانم. پس خود را پنهان كردم.»
- پیدایش ۳:۱۱حدود ۴۰۰۴ پ.م.
گفت: «كه تو را آگاهانید كه عریانی؟ آیا از آن درختی كه تو را قدغن كردم كه از آن نخوری، خوردی؟»
- پیدایش ۳:۱۲حدود ۴۰۰۴ پ.م.
آدم گفت: «این زنی كه قرین من ساختی، وی از میوۀ درخت به من داد كه خوردم.»
- پیدایش ۳:۱۳حدود ۴۰۰۴ پ.م.
پس خداوند خدا به زن گفت: «این چه كار است كه كردی؟» زن گفت: «مار مرا اغوا نمود كه خوردم. »
- پیدایش ۳:۱۴حدود ۴۰۰۴ پ.م.
پس خداوند خدا به مار گفت: «چونكه این كار كردی، از جمیع بهایم و از همۀ حیوانات صحرا ملعونتر هستی! بر شكمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاك خواهی خورد.
- پیدایش ۳:۱۵حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و عداوت در میان تو و زن، و در میان ذُرّیت تو وذریت وی میگذارم؛ او سر تو را خواهد كوبید و تو پاشنۀ وی را خواهی كوبید.»
- پیدایش ۳:۱۶حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و به زن گفت: «اَلَم و حمل تو را بسیار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهـد بود و او بر تو حكمرانی خواهد كرد.»
- پیدایش ۳:۱۷حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و به آدم گفت: «چونكه سخن زوجهات را شنیـدی و از آن درخت خـوردی كه امـر فرمـوده، گفتم از آن نخـوری، پـس بسبب تـو زمیـن ملعون شـد، و تمام ایام عمـرت از آن با رنـج خواهی خورد.
- پیدایش ۳:۱۸حدود ۴۰۰۴ پ.م.
خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزههای صحرا را خواهی خورد،
- پیدایش ۳:۱۹حدود ۴۰۰۴ پ.م.
و به عرق پیشانیات نان خواهی خورد تا حینی كه به خاك راجع گردی، كه از آن گرفته شدی زیرا كه تو خاك هستی و به خاك خواهی برگشت. »