پرش به محتوا

Assyria

115 verses · 5 known names

همچنین شناخته‌شده به: Asshur, Assur, Assyrian, Assyrians

36.3500, 43.1500 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Assyria نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. اینك‌ زمین‌ كلدانیان‌ كه‌ قومی‌ نبودند و آشور آن‌ را به‌ جهت‌ صحرانشینان‌ بنیاد نهاد. ایشان‌ منجنیقهای‌ خود را افراشته‌، قصرهای‌ آن‌ را منهدم‌ و آن‌ را به‌ خرابی‌ مبدّل‌ خواهند ساخت‌.

  2. و در آن‌ روز واقع‌ خواهد شد كه‌ كَرِنّای‌ بزرگ‌ نواخته‌ خواهد شد و گم‌شدگان‌ زمین‌ آشور و رانده‌ شدگان‌ زمین‌ مصر خواهند آمد. و خداوند را در كوه‌ مقدّس‌ یعنی‌ در اورشلیم‌ عبادت‌ خواهند نمود.

  3. و در سال‌ چهاردهم‌ حزقیا پادشاه‌ واقع‌شد كه‌ سنحاریب‌ پادشاه‌ آشور بر تمامی‌ شهرهای‌ حصاردار یهودا برآمده‌، آنها را تسخیر نمود.

  4. و پادشاه‌ آشور ربشاقی‌ را از لاكیش‌ به‌ اورشلیم‌ نزد حزقیا پادشاه‌ با موكب‌ عظیم‌ فرستاد و او نزد قنات‌ بركه‌ فوقانی‌ به‌ راه‌ مزرعه‌ گازر ایستاد.

  5. و ربشاقی‌ به‌ایشان‌ گفت‌: «به‌ حزقیا بگویید سلطان‌ عظیم‌ پادشاه‌ آشور چنین‌ می‌گوید: این‌ اعتماد شما كه‌ بر آن‌ توكّل‌ می‌نمایید چیست‌؟

  6. پس‌ حال‌ با آقایم‌ پادشاه‌ آشور شرط‌ ببند و من‌ دو هزار اسب‌ به‌ تو می‌دهم‌ اگر از جانب‌ خود سواران‌ بر آنها توانی‌ گذاشت‌.

  7. پس‌ ربشاقی‌ بایستاد و به‌ آوازبلند به‌ زبان‌ یهود صدا زده‌، گفت‌: «سخنان‌ سلطان‌ عظیم‌ پادشاه‌ آشور را بشنوید.

  8. و حزقیا شما را بر یهوه‌ مطمئن‌ نسازد و نگوید كه‌ یهوه‌ البتّه‌ ما را خواهد رهانید و این‌ شهر به‌ دست‌ پادشاه‌ آشور تسلیم‌ نخواهد شد.

  9. به‌ حزقیا گوش‌ مدهید زیرا كه‌ پادشاه‌ آشور چنین‌ می‌گوید: با من‌ صلح‌ كنید و نزد من‌ بیرون‌ آیید تا هركس‌ از مو خود و هر كس‌ از انجیر خود بخورد و هر كس‌ از آب‌ چشمه‌ خود بنوشد.

  10. مبادا حزقیا شما را فریب‌ دهد و گوید یهوه‌ ما را خواهد رهانید. آیا هیچكدام‌ از خدایان‌ امّت‌ها زمین‌ خود را از دست‌ پادشاه‌ آشور رهانیده‌ است‌؟

  11. شاید یهوه‌ خدایت‌ سخنان‌ ربشاقی‌ را كه‌ آقایش‌ پادشاه‌ آشور او را برای‌ اهانت‌ نمودن‌ خدای‌ حی فرستاده‌ است‌ بشنود و سخنانی‌ را كه‌ یهوه‌ خدایت‌ شنیده‌ است‌ توبیخ‌ نماید. پس‌ برای‌ بقیه‌ای‌ كه‌ یافت‌ می‌شوند تضرّع‌ نما.»

  12. و اشعیا به‌ ایشان‌ گفت‌: «به‌ آقای‌ خود چنین‌ گویید كه‌ یهوه‌ چنین‌ می‌فرماید: از سخنانی‌ كه‌ شنیدی‌ كه‌ بندگان‌ پادشاه‌ آشور مرا بدانها كفر گفته‌اند، مترس‌.

  13. پس‌ ربشاقی‌ مراجعت‌ كرده‌، پادشاه‌ آشور را یافت‌ كه‌ با لبنه‌ جنگ‌ می‌كرد زیرا شنیده‌ بود كه‌ از لاكیش‌ كوچ‌ كرده‌ است‌.

  14. «به‌ حزقیا پادشاه‌ یهودا چنین‌ گویید: خدای‌ تو كه‌ به‌ او توكّل‌ می‌نمایی‌ تو را فریب‌ ندهد و نگوید كه‌ اورشلیم‌ به‌ دست‌ پادشاه‌ آشور تسلیم‌ نخواهد شد.

  15. اینك‌ تو شنیده‌ای‌ كه‌ پادشاهان‌ آشور با همه‌ ولایتها چه‌ كرده‌ و چگونه‌ آنها را بالكّل‌ هلاك‌ ساخته‌اند و آیا تو رهایی‌ خواهی‌ یافت‌؟

  16. ای‌ خداوند راست‌ است‌ كه‌ پادشاهان‌ آشور همه‌ ممالك‌ و زمین‌ ایشان‌ را خراب‌ كرده‌.

  17. پس‌ اشعیا ابن‌ آموص‌ نزد حزقیا فرستاده‌، گفت‌: «یهوه‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: چونكه‌ درباره‌ سنحاریب‌ پادشاه‌ آشور نزد من‌ دعا نمودی‌،

  18. بنابراین‌ خداوند در باره‌ پادشاه‌ آشور چنین‌ می‌گوید كه‌ به‌ این‌ شهر داخل‌ نخواهد شد و به‌ اینجا تیر نخواهد انداخت‌ و در مقابلش‌ با سپر نخواهد آمد و منجنیق‌ در پیش‌ او برنخواهد افراشت‌.

  19. و سنحاریب‌ پادشاه‌ آشور كوچ‌ كرده‌، روانه‌ گردید و برگشته‌ در نینوی‌ ساكن‌ شد.

  20. و تو را و این‌ شهر را از دست‌ پادشاه‌ آشور خواهم‌ رهانید و این‌ شهر را حمایت‌ خواهم‌ نمود.

  21. و الا´ن‌ تو را با راه‌ مصر چه‌ كار است‌ تا آب‌ شیحور را بنوشی‌؟ و تو را با راه‌ آشور چه‌ كار است‌ تا آب‌ فرات‌ را بنوشی‌؟»

  22. چرا اینقدر می‌شتابی‌ تا راه‌ خود را تبدیل‌ نمایی‌؟ چنانكه‌ از آشور خجل‌ شدی‌ همچنین‌ از مصر نیز خجل‌ خواهی‌ شد.

  23. «اسرائیل‌ مثل‌ گوسفند، پراكنده‌ گردید. شیران‌ او را تعاقب‌ كردند. اول‌ پادشاه‌ آشور او را خورد و آخر این‌ نبوكدرصّر پادشاه‌ بابل‌ استخوانهای‌ او را خرد كرد.»

  24. بنابراین‌ یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: «اینك‌ من‌ بر پادشاه‌ بابل‌ و بر زمین‌ او عقوبت‌ خواهم‌ رسانید چنانكه‌ بر پادشاه‌ آشور عقوبت‌ رسانیدم‌.

  25. و به‌ ایشان‌ یعنی‌ به‌ جمیع‌ برگزیدگان‌ بنی‌ آشور فاحشگی‌ خود را بذل‌ نمود و خود را از جمیع‌ بتهای‌ آنانی‌ كه‌ بر ایشان‌ عاشق‌ می‌بود نجس‌ می‌ساخت‌.