God
آیاتی که از God نام میبرند
امروز شروع كرده، خوف و ترس تو را بر قومهای زیر تمام آسمان مستولی میگردانم؛ و ایشان آوازه تو را شنیده، خواهند لرزید، و از ترس تو مضطرب خواهند شد.»
چنانكه بنیعیسو كه در سعیر ساكنند و موآبیان كه در عار ساكنند به من رفتار نمودند، تا از اُرْدُن به زمینی كه یهُوَه خدای ما به ما میدهد، عبور نمایم.»
اما سیحون ملك حشبون نخواست كه ما را از سرحد خود راه بدهد، زیرا كه یهُوَه خدای تو روح او را به قساوت و دل او را به سختی واگذاشت، تا او را چنانكه امروز شده است، به دست تو تسلیم نماید.
و خداوند مرا گفت: «اینك به تسلیم نمودن سیحون و زمین او به دست تو شروع كردم، پس بنا به تصرف آن بنما تا زمین او را مالك شوی.»
و یهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم.
از عروعیر كه بركناره وادی اَرْنون است، و شهری كه در وادی است، تا جِلْعاد قریهای نبود كه به ما ممتنع باشد، یهُوَه خدای ما همه را به ما تسلیم نمود.
لیكن به زمین بنیعّمون و به تمامی كناره وادی یبُّوق و شهرهای كوهستان، و به هر جایی كه یهُوَه خدای ما نهی فرموده بود، نزدیك نشدیم.
و خداوند مرا گفت: «از او مترس زیرا كه او و تمامی قومش و زمینش را به دست تو تسلیم نمودهام، تا بطوری كه با سیحون مَلك اموریان كه در حشبون ساكن بود، عمل نمودی، با وی نیز عمل نمایی.»
پس یهُوَه، خدای ما، عوج ملك باشان را نیز و تمامی قومش را به دست ما تسلیم نموده، او را به حدی شكست دادیم كه احدی از برای وی باقی نماند.
و در آن وقت به شما امر فرموده، گفتم: «یهُوَه خدای شما این زمین را به شما داده است تا آن را به تصرف آورید؛ پس جمیع مردان جنگیشما مهیا شده، پیش روی برادران خود، بنیاسرائیل، عبور كنید.
تا خداوند به برادران شما مثل شما آرامی دهد، و ایشان نیز زمینی را كه یهُوَه خدای شما به آنطرف اُرْدُن به ایشان میدهد، به تصرف آورند؛ آنگاه هریكی از شما به ملك خود كه به شما دادم، برگردید.»
و در آن وقت یوشع را امر فرموده، گفتم: «هرآنچه یهُوَه، خدای شما، به این دو پادشاه كرده است، چشمان تو دید. پس خداوند با تمامی ممالكی كه بسوی آنها عبور میكنی، چنین خواهد كرد.
از ایشان مترسید زیرا كه یهُوَه خدای شماست كه برای شما جنگ میكند.»
و در آنوقت نزد خداوند استغاثه كرده، گفتم:
« ای خداوند یهُوَه تو به نشان دادن عظمت و دست قوی خود به بندهات شروع كردهای، زیرا كدام خداست در آسمان یا در زمین كه مثل اعمال و جبروت تو میتواند عمل نماید.
تمنّا اینكه عبور نمایم و زمین نیكو را كه به آنطرف اُرْدُن است و این كوه نیكو و لُبْنان را ببینم.»
لیكن خداوند بخاطر شما با من غضبناك شده، مرا اجابت ننمود و خداوند مرا گفت: «تو را كافی است. بار دیگر درباره این امر با من سخن مگو.
پس الا´ن ای اسرائیل، فرایض و احكامی را كه من به شما تعلیم میدهم تا آنها را بجا آورید بشنوید، تا زنده بمانید و داخل شده، زمینی را كه یهُوَه، خدای پدران شما، به شما میدهد به تصرّف آورید.
بر كلامی كه من به شما امر میفرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن كم منمایید، تا اوامر یهُوَه خدای خود را كه به شما امر میفرمایم، نگاه دارید.
چشمان شما آنچه را خداوند در بَعلفغور كرد دید، زیرا هركه پیروی بَعلفغور كرد، یهُوَه خدای تو، او را از میان تو هلاك ساخت.
اما جمیع شما كه به یهُوَه خدای خود مُلصق شدید، امروز زنده ماندید.
اینك چنانكه یهُوَه، خدایم، مرا امر فرموده است، فرایض و احكام به شما تعلیم نمودم، تا در زمینی كه شما داخل آن شده، به تصرف میآورید، چنان عمل نمایید.
زیرا كدام قوم بزرگ است كه خدا نزدیك ایشان باشد چنانكه یهُوَه، خدای ما است، در هروقت كه نزد او دعا میكنیم؟
در روزی كه در حضور یهُوَه خدای خود در حوریب ایستاده بودی و خداوند به من گفت: «قوم را نزد من جمع كن تا كلمات خود را به ایشان بشنوانم، تا بیاموزند كه در تمامی روزهایی كه برروی زمین زنده باشند از من بترسند، و پسران خود را تعلیم دهند.»
و خداوند با شما از میان آتش متكلّم شد، و شما آواز كلمات را شنیدید، لیكن صورتی ندیدید، بلكه فقط آواز را شنیدید.