God
آیاتی که از God نام میبرند
او وی را گفت: «مثل یكی از زنان ابله سخن میگویی! آیا نیكویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم؟» در این همه، ایوب به لبهای خود گناه نكرد.
آن روز تاریكی شود. و خدا از بالا بر آن اعتنا نكند و روشنایی بر او نتابد.
چرا نور داده میشود به كسی كه راهش مستور است، كه خدا اطرافش را مستور ساخته است؟
از نَفْخِه خدا هلاك میشوند و از باد غضب او تباه میگردند.
كه آیا انسان به حضور خدا عادل شمرده شود؟ و آیا مرد در نظر خالق خود طاهر باشد؟
اینك بر خادمان خود اعتماد ندارد، و به فرشتگان خویش، حماقت نسبت میدهد.
و لكن من نزد خدا طلب میكردم، و دعوی خود را بر خدا میسپردم،
كه مسكین را از شمشیر دهان ایشان، و از دست زورآور نجات میدهد.
«هان، خوشابحال شخصی كه خدا تنبیهش میكند. پس تأدیب قادر مطلق را خوار مشمار.
زیرا كه او مجروح میسازد و التیام میدهد، و میكوبد و دست او شفا میدهد.
در قحط تو را از موت فدیه خواهد داد، و در جنگ از دم شمشیر.
زیرا تیرهای قادرمطلق در اندرون من است، و روح من زهر آنها را میآشامد، و ترسهای خدا بر من صفآرایی میكند.
«كاش كه مسألت من برآورده شود، و خدا آرزوی مرا به من بدهد!
و خدا راضی شود كه مرا خُرد كند، و دست خود را بلند كرده، مرا منقطع سازد!
آنگاه معهذا مرا تسلی میشد و در عذاب اَلیم شاد میشدم، چونكه كلمات حضرت قدّوس را انكار ننمودم.
حقّ شكسته دل از دوستش ترحّم است، اگر چههم ترس قادر مطلق را ترك نماید.
آیا من دریا هستم یا نهنگم كه بر من كشیكچی قرار میدهی؟
آنگاه مرا به خوابها ترسان گردانیدی، و به رؤیاها مرا هراسان ساختی.
«انسان چیست كه او را عزّت بخشی، و دل خود را با او مشغول سازی؟
و هر بامداد از او تفقّد نمایی و هرلحظه او را بیازمایی؟
تا به كی چشم خود را از من برنمیگردانی؟ مرا واگذار تا آب دهان خود را فرو برم.
من گناه كردم، اما باتو ای پاسبان بنیآدم چه كنم؟ برای چه مرا به جهت خود هدف ساختهای، به حّدی كه برای خود بار سنگین شدهام؟
و چرا گناهم را نمیآمرزی، و خطایم را دور نمیسازی؟ زیرا كه الا´ن در خاك خواهم خوابید، و مرا تفحّص خواهی كرد و نخواهم بود.»
آیا خـدا داوری را منحرف سازد؟ یا قادر مطلق انصاف را منحرف نماید؟
چون فرزندان تو به او گناه ورزیدند، ایشان را به دست عصیان ایشان تسلیم نمود.