God
آیاتی که از God نام میبرند
اگر تو به جدّ و جهد خدا را طلب میكردی و نزد قادر مطلق تضرّع مینمودی،
اگر پاك و راست میبودی، البتّه برای تو بیدار میشد، و مسكن عدالت تو را برخوردار میساخت.
همچنین است راه جمیع فراموشكنندگان خدا. و امید ریاكار ضایع میشود،
همانا خدا مرد كامل را حقیر نمیشمارد، و شریر را دستگیری نمینماید،
تا دهان تو را از خنده پر كند، و لبهایت را از آواز شادمانی.
«یقین میدانمكه چنین است. لیكن انسان نزد خدا چگونه عادل شمرده شود؟
اگر بخواهد با وی منازعه نماید، یكی از هزار او را جواب نخواهد داد.
او در ذهن حكیم و در قوّت تواناست. كیست كه با او مقاومت كرده و كامیاب شده باشد؟
آنكه كوهها را منتقل میسازد و نمیفهمند، و در غضب خویش آنها را واژگون میگرداند،
اینك از من میگذرد و او را نمیبینم، و عبور میكند و او را احساس نمینمایم.
اینك او میرباید و كیست كه او را منع نماید؟ و كیست كه به او تواند گفت: چه میكنی؟
خدا خشم خود را باز نمیدارد و مددكاران رَحَب زیر او خم میشوند.
«پس به طریق اولی، من كیستم كه او را جواب دهم و سخنان خود را بگزینم تا با او مباحثه نمایم؟
اگر او را میخواندم و مرا جواب میداد، باور نمیكردم كه آواز مرا شنیده است.
زیرا كه مرا به تندبادی خُرد میكند و بیسبب، زخمهای مرا بسیار میسازد.
اگر درباره قوّت سخن گوییم، اینك او قادر است؛ و اگر درباره انصاف، كیست كه وقت را برای من تعیین كند؟
اگر تازیانه ناگهان بكشد، به امتحان بیگناهان استهزا میكند.
جهان به دست شریران داده شده است و روی حاكمانش را میپوشاند. پس اگر چنین نیست، كیست كه میكند؟
از تمامی مشقّتهای خود میترسم و میدانم كه مرا بیگناه نخواهی شمرد،
آنگاه مرا در لجن فرو میبری، و رختهایم مرا مكروه میدارد.
زیرا كه او مثل من انسان نیست كه او را جواب بدهم و با هم به محاكمه بیاییم.
كاش كه عصای خود را از من بردارد، و هیبت او مرا نترساند.
آنگاه سخن میگفتم و از او نمیترسیدم، لیكن من در خود چنین نیستم.
و به خدا میگویم مرا ملزم مساز، و مرا بفهمان كه از چه سبب با من منازعت میكنی؟
آیا برای تو نیكو است كه ظلم نمایی و عمل دست خود را حقیر شماری، و بر مشورت شریران بتابی؟