God
آیاتی که از God نام میبرند
آنگاه اسرائیل را از روی زمینی كه به ایشان دادم منقطع خواهم ساخت، و این خانه را كه به جهت اسم خود تقدیس نمودم از حضور خویش دور خواهم انداخت، و اسرائیل در میان جمیع قومها ضربالمثل و مضحكه خواهد شد.
و این خانه عبرتی خواهد گردید به طوری كه هر كه نزد آن بگذرد، متحیر شده، صفیر خواهد زد و خواهند گفت: خداوند به این زمین و به این خانه چرا چنین عمل نموده است؟
و خواهند گفت: از این جهت كه یهُوَه، خدای خود را كه پدران ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود، ترك كردند و به خدایان دیگر متمسك شده، آنها را سجده و عبادت نمودند. لهذا خداوند تمامی این بلا را بر ایشان آورده است.»
و واقع شد بعد از انقضای بیست سالی كه سلیمان این دو خانه، یعنی خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه را بنا میكرد،
و این است حساب سُخْرهای كه سلیمان پادشاه گرفته بود به جهت بنای خانۀ خداوند و خانۀ خود و مِلّوُ و حصارهای اورشلیم و حاصور و مَجِدُّو و جازر.
و سلیمان هر سال سه مرتبه قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی بر مذبحی كه به جهت خداوند بنا كرده بود میگذرانید، و بر مذبحی كه پیش خداوند بود، بخور میگذرانید. پس خانه را به اتمام رسانید.
و چون ملكه سَبا آوازۀ سلیمان را دربارۀ اسم خداوند شنید، آمد تا او را به مسائل امتحان كند.
و طعام سفرۀ او و مجلس بندگانش را و نظام و لباس خادمانش را و ساقیانش و زینهای را كه به آن به خانۀ خداوند برمیآمد، روح در او دیگر نماند.
متبارك باد یهُوَه، خدای تو، كه بر تو رغبت داشته، تو را بر كرسی اسرائیل نشانید.
و كشتیهای حیرام نیز كه طلا از اُوفیر آوردند، چوب صندل از حدّ زیاده، و سنگهای گرانبها از اوفیر آوردند.
و تمامی اهل جهان، حضور سلیمان را میطلبیدند تا حكمتی را كه خداوند در دلش نهاده بود، بشنوند.
از امتهایی كه خداوند درباره ایشان بنیاسرائیل را فرموده بود كه شما به ایشان درنیایید و ایشان به شما درنیایند، مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند. و سلیمان با اینها به محبت مُلْصَق شد.
و در وقت پیری سلیمان واقع شد كه زنانش دل او را به پیروی خدایان غریب مایل ساختند، و دل او مثل دل پدرش داود با یهُوَه، خدایش كامل نبود.
و سلیمان در نظر خداوند شرارت ورزیده، مثل پدر خودداود، خداوند را پیروی كامل ننمود.
پس خشم خداوند بر سلیمان افروخته شد از آن جهت كه دلش از یهُوَه، خدای اسرائیل منحرف گشت كه دو مرتبه بر او ظاهر شده،
او را در همین باب امر فرموده بود كه پیروی خدایان غیر را ننماید. اما آنچه خداوند به او امر فرموده بود، به جا نیاورد.
پس خداوند به سلیمان گفت: «چونكه این عمل را نمودی و عهد و فرایض مرا كه به تو امر فرمودم نگاه نداشتی، البته سلطنت را از تو پاره كرده، آن را به بندهات خواهم داد.
لیكن در ایام تو این را به خاطر پدرت، داود نخواهم كرد، اما از دست پسرت آن را پاره خواهم كرد.
ولی تمامی مملكت را پاره نخواهم كرد بلكه یك سبط را به خاطر بندهام داود و به خاطر اورشلیم كه برگزیدهام به پسر تو خواهم داد.»
و خداوند دشمنی برای سلیمان برانگیزانید، یعنی هَدَد اَدومی را كه از ذریت پادشاهان اَدُوم بود.
و خدا دشمنی دیگر برای وی برانگیزانید، یعنی رَزُون بناَلیداع را كه از نزد آقای خویش، هَدَدعَزَر، پادشاه صُوْبَه فرار كرده بود.
و به یرُبْعام گفت: «ده قسمت برای خود بگیر زیرا كه یهُوَه، خدای اسرائیل چنین میگوید، اینك من مملكت را از دست سلیمان پاره میكنم و ده سبط به تو میدهم.
چونكه ایشان مرا ترك كردند و عَشْتُورَت، خدای صیدونیان، و كَمُوش، خدای موآب، و ملكوم، خدای بنیعمّون را سجده كردند، و در طریقهای من سلوك ننمودند و آنچه در نظر من راست است، بجا نیاوردند و فرایض و احكام مرا مثل پدرش، داود نگاه نداشتند.
لیكن تمام مملكت را از دست او نخواهم گرفت بلكه به خاطر بندۀ خود داود كه او را برگزیدم، از آنرو كه اوامر و فرایض مرا نگاه داشته بود، او را در تمامی ایام روزهایش سرور خواهم ساخت.
و یك سبط به پسرش خواهم بخشید تا بندۀ من، داود در اورشلیم، شهری كه برای خود برگزیدهام تا اسم خود را در آن بگذارم، نوری در حضور من همیشه داشته باشد.