یوحنا ۱:۱-۲۹
۱
در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.
۲
همان در ابتدا نزد خدا بود.
۳
همهچیز بهواسطهٔ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.
۴
در او حیات بود و حیات نور انسان بود.
۵
و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت.
۶
شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود؛
۷
او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه بهوسیلهٔ او ایمان آورند.
۸
او آن نور نبود بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد.
۹
آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر میگرداند و در جهان آمدنی بود.
۱۰
او در جهان بود و جهان بهواسطهٔ او آفریده شد و جهان او را نشناخت.
۱۱
به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند؛
۱۲
و امّا به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد،
۱۳
که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولّد یافتند.
۱۴
و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پُر از فیض و راستی؛ و جلال او را دیدیم، جلالی شایستهٔ پسر یگانهٔ پدر.
۱۵
و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده، میگفت، این است آنکه دربارهٔ او گفتم آنکه بعد از من میآید، پیش از من شده است زیرا که بر من مقدّم بود.
۱۶
و از پُری او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض،
۱۷
زیرا شریعت بهوسیلهٔ موسی عطا شد، امّا فیض و راستی بهوسیلهٔ عیسی مسیح رسید.
۱۸
خدا را هرگز کسی ندیده است؛ پسر یگانهای که در آغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد.
۱۹
و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی؛
۲۰
که معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم.
۲۱
آنگاه از او سؤال کردند، پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت، نیستم. آیا تو آن نبی هستی؟ جواب داد که نی.
۲۲
آنگاه بدو گفتند، پس کیستی تا به آن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم؟ دربارهٔ خود چه میگویی؟
۲۳
گفت، من صدای ندا کنندهای در بیابانم که راه خداوند را راست کنید، چنانکه اشعیا نبی گفت.
۲۴
و فرستادگان از فریسیان بودند.
۲۵
پس از او سؤال کرده، گفتند، اگر تو مسیح و الیاس و آن نبی نیستی، پس برای چه تعمید میدهی؟
۲۶
یحیی در جواب ایشان گفت، من به آب تعمید میدهم و در میان شما کسی ایستاده است که شما او را نمیشناسید.
۲۷
و او آن است که بعد از من میآید، امّا پیش از من شده است، که من لایق آن نیستم که بند نعلینش را باز کنم.
۲۸
و این در بیتعَبَرَه که آن طرف اُرْدُن است، در جایی که یحیی تعمید میداد واقع گشت.
۲۹
و در فردای آن روز یحیی عیسی را دید که به جانب او میآید. پس گفت، اینک، برّه خدا که گناه جهان را برمیدارد!
Settings