- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Tribe Of Ephraim
آیات کلیدی کتاب مقدس
پس چون دیدم كه شما مرا رهایی نمیدهید، جان خود را به دست خود گرفته، به سوی بنیعَمّون رفتم و خداوند ایشان را به دست من تسلیم نمود. پس چرا امروز نزد من برآمدید تا با من جنگ نمایید؟»
پس یفْتاح تمامی مردان جِلْعاد را جمع كرده، با افرایم جنگ نمود و مردان جِلْعاد افرایم را شكست دادند، چونكه گفته بودند: «ای اهل جِلْعاد، شما فراریان افرایم در میان افرایم و در میان منسی هستید.»
و بعد از او عَبْدون بنهِلّیل فِرْعَتُونی بر اسرائیل داوری نمود.
و او را چهل پسر و سی نواده بود، كه بر هفتاد كره الاغ سوار میشدند و هشت سال بر اسرائیل داوری نمود.
و عَبْدون بن هِلِّیل فِرْعَتُونی مُرد و در فِرْعَتُون در زمین افرایم در كوهستان عَمالیقیان دفن شد.
و به خاندان داود خبر داده، گفتند كه اَرام در افرایم اردو زدهاند، و دل او و دل مردمانش بلرزید به طوری كه درختان جنگل از باد میلرزد.
آنگاه خداوند به اشعیا گفت: «تو با پسر خود شآریاشوب به انتهای قنات بركه فوقانی به راه مزرعه گازر به استقبال آحاز بیرون شو.
و وی را بگو: باحذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دو دُمِ مشعلِ دودافشان، یعنی از شدّت خشم رصین و اَرام و پسر رملیا.
زیرا كه ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورتكرده، میگویند:
بر یهودا برآییم و آن را محاصره كرده، به جهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن به پادشاهی نصب كنیم.»
خداوند یهوه چنین میگوید كه «این بجا آورده نمیشود و واقع نخواهد گردید.
زیرا كه سر اَرام، دمشق و سر دمشق، رصین است و بعد از شصت و پنج سال افرایم شكسته میشود به طوری كه دیگر قومی نخواهد بود.
و سر افرایم سامره و سر سامره پسر رملیا است و اگر باور نكنید هرآینه ثابت نخواهید ماند.»
و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب كرده، گفت:
«آیتی به جهت خود از یهوه خدایت بطلب. آن را یا از عمقها بطلب یا از اعلی علیین بالا.»
آحاز گفت: «نمیطلبم و خداوند را امتحان نخواهم نمود.»
گفت: «ای خاندان داود بشنوید! آیا شما را چیزی سهل است كه مردمان را بیزار كنید بلكه میخواهید خدای مرا نیز بیزار كنید.
بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینك باكره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند.
كره و عسل خواهد خورد تا آنكه ترك كردن بدی و اختیار كردن خوبی را بداند.
زیرا قبل از آنكه پسر، ترك نمودن بدی و اختیار كردن خوبی را بداند، زمینی كه شما از هر دو پادشاه آن میترسید، متروك خواهد شد.
خداوند بر تو و بر قومت و بر خاندان پدرت ایامی را خواهد آورد كه از ایامی كه افرایم از یهودا جدا شد تا حال نیامده باشد یعنی پادشاه آشور را.»