- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Pekah
آیات کلیدی کتاب مقدس
و یكی از سردارانش، فَقَـح بـن رَمَلْیا بر او شوریده، او را با اَرْجُوب واَرْیـه در سامره در قصر خانۀ پادشاه زد و با وی پنجاه نفر از بنیجِلْعاد بودند. پس او را كشته، به جایش سلطنت نمود.
و در سال پنجاه و دومِ عَزَرْیا، پادشاه یهودا، فَقَح بن رَمَلْیا بر اسرائیل، در سامره پادشاه شد و بیست سال سلطنت نمود.
و در سال بیستمِ یوتام بن عُزِّیا، هُوشَع بن ایله، بر فَقَـح بن رَمَلْیا بشورید و او را زده، كشت و در جایش سلطنت نمود.
و بقیۀ وقایع فَقَح و هر چه كرد، اینك در كتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مكتوب است.
بنابراین، یهُوَه خدایش او را به دست پادشاه ارام تسلیم نمود كه ایشان او را شكست داده، اسیران بسیاری از او گرفته، به دمشق بردند. و به دست پادشاه اسرائیل نیز تسلیم شد كه او را شكست عظیمی داد.
و فَقَح بن رَمَلْیا صد و بیست هزار نفر را كه جمیع ایشان مردان جنگی بودند، در یك روز در یهودا كشت، چونكه یهُوَه خدای پدران خود را ترك نموده بودند.
و در ایام آحاز بن یوتام بن عزّیا پادشاهیهودا، واقع شد كه رصین، پادشاه آرام و فقحبن رملیا، پادشاه اسرائیل، بر اورشلیم برآمدند تا با آن جنگ نمایند، امّا نتوانستند آن را فتح نمایند.
و به خاندان داود خبر داده، گفتند كه اَرام در افرایم اردو زدهاند، و دل او و دل مردمانش بلرزید به طوری كه درختان جنگل از باد میلرزد.
آنگاه خداوند به اشعیا گفت: «تو با پسر خود شآریاشوب به انتهای قنات بركه فوقانی به راه مزرعه گازر به استقبال آحاز بیرون شو.
و وی را بگو: باحذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دو دُمِ مشعلِ دودافشان، یعنی از شدّت خشم رصین و اَرام و پسر رملیا.
زیرا كه ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورتكرده، میگویند:
بر یهودا برآییم و آن را محاصره كرده، به جهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن به پادشاهی نصب كنیم.»
خداوند یهوه چنین میگوید كه «این بجا آورده نمیشود و واقع نخواهد گردید.
زیرا كه سر اَرام، دمشق و سر دمشق، رصین است و بعد از شصت و پنج سال افرایم شكسته میشود به طوری كه دیگر قومی نخواهد بود.
و سر افرایم سامره و سر سامره پسر رملیا است و اگر باور نكنید هرآینه ثابت نخواهید ماند.»
و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب كرده، گفت:
«آیتی به جهت خود از یهوه خدایت بطلب. آن را یا از عمقها بطلب یا از اعلی علیین بالا.»
آحاز گفت: «نمیطلبم و خداوند را امتحان نخواهم نمود.»
گفت: «ای خاندان داود بشنوید! آیا شما را چیزی سهل است كه مردمان را بیزار كنید بلكه میخواهید خدای مرا نیز بیزار كنید.
بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینك باكره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند.
كره و عسل خواهد خورد تا آنكه ترك كردن بدی و اختیار كردن خوبی را بداند.
زیرا قبل از آنكه پسر، ترك نمودن بدی و اختیار كردن خوبی را بداند، زمینی كه شما از هر دو پادشاه آن میترسید، متروك خواهد شد.
زیرا قبل از آنكه طفلبتواند ای پدرم و ای مادرم بگوید، اموال دمشق و غنیمت سامره را پیش پادشاه آشور به یغما خواهند برد.»
و خداوند بار دیگر مرا باز خطاب كرده، گفت:
«چونكه این قوم آبهای شیلوه را كه به ملایمت جاری میشود خوار شمرده، از رصین و پسر رملیا مسرور شدهاند،