Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Parables

452 آیه · 74 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و چون‌ پادشاه‌ درگذر می‌بود، او به‌ پادشاه‌ ندا در داد و گفت‌ كه‌ «بندۀ تو به‌ میان‌ جنگ‌ رفت‌ و اینك‌ شخصی‌ میل‌ كرده‌، كسی‌ را نزد من‌ آورد و گفت‌: این‌ مرد را نگاه‌ دار و اگر مفقود شود جان‌ تو به‌ عوض‌ جان‌ او خواهد بود یا یك‌ وزنۀ نقره‌ خواهی‌ داد.

  2. و چون‌ بندۀ تو اینجا و آنجا مشغول‌ می‌بود، او غایب‌ شد.» پس‌ پادشاه‌ اسرائیل‌ وی‌ را گفت‌: «حكم‌ تو چنین‌ است‌. خودت‌ فتوی‌ دادی‌.»

  3. پس‌ به‌ زودی‌ عصابه‌ را از چشمان‌ خود برداشت‌ و پادشاه‌ اسرائیل‌ او را شناخت‌ كه‌ یكی‌ از انبیاست‌.

  4. او وی‌ را گفت‌: « خداوند چنین‌ می‌گوید: چون‌ تو مردی‌ را كه‌ من‌ به‌ هلاكت‌ سپرده‌ بودم‌ از دست‌ خود رها كردی‌، جان‌ تو به‌ عوض‌جان‌ او و قوم‌ تو به‌ عوض‌ قوم‌ او خواهند بود.»

  5. و یهُوآش‌ پادشاه‌ اسرائیل‌ نزد اَمَصْیا، پادشاه‌ یهودا فرستاده‌، گفت‌: «شترخار لبنان‌ نزد سرو آزاد لبنان‌ فرستاده‌، گفت‌: دختر خود را به‌ پسر من‌ به‌ زنی‌ بده‌؛ اما حیوان‌ وحشی‌ای‌ كه‌ در لبنان‌ بود، گذر كرده‌، شترخار را پایمال‌ نمود.

  6. مَوی را ازمصر بیرون آوردی. امّت‌ها را بیرون کرده، آن را غرس نمودی.

  7. پیش روی آن را وسعت دادی. پس ریشهٔٔ خود را نیکو زده، زمین را پر ساخت.

  8. کوه‌ها به سایهاش پوشانیده شد و سروهای آزاد خدا به شاخه‌هایش.

  9. شاخه‌های خود را تا به دریا پهن کرد و فرعهای خویش را تا به نهر.

  10. پس چرا دیوارهایش را شکستهای که هر راهگذری آن را می‌چیند؟

  11. گرازهای جنگل آن را ویران می‌کنند و وحوش صحرا آن را می‌چرند.

  12. ای خدای لشکرها رجوع کرده، از آسمان نظر کن و ببین و از این مَوْ تفقد نما

  13. و از این نهالی که دست راست تو غرس کرده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساخته‌ای!

  14. مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تباه گردیده‌اند!

  15. سرود محبوب‌ خود را دربارۀ تاكستانش برای‌ محبوب‌ خود بسرایم‌. محبوب‌ من‌ تاكستانی‌ در تلّی‌ بسیار بارور داشت‌،

  16. و آن‌ را كنده‌ از سنگها پاك‌ كرده‌ و مو بهترین‌ در آن‌ غرس‌ نمود و برجی‌ در میانش‌ بنا كرد و چرخشتی‌ نیز در آن‌ كَند. پس‌ منتظر می‌بود تا انگور بیاورد؛ امّا انگور بد آورد.

  17. پس‌ الا´ن‌ ای‌ ساكنان‌ اورشلیم‌ و مردان‌ یهودا، در میان‌ من‌ و تاكستان‌ من‌ حكم‌ كنید.

  18. برای‌ تاكستان‌ من‌ دیگر چه‌ توان‌ كرد كه‌ در آن‌ نكردم‌؟ پس‌ چون‌ منتظر بودم‌ كه‌ انگور بیاورد، چرا انگور بد آورد؟

  19. لهذا الا´ن‌ شما را اعلام‌ می‌نمایم‌ كه‌ من‌ به‌ تاكستان‌ خود چه‌ خواهم‌ كرد. حصارش‌ را برمی‌دارم‌ و چراگاه‌ خواهد شد؛ و دیوارش‌ را منهدم‌ می‌سازم‌ و پایمال‌ خواهد گردید.

  20. و آن‌ را خراب‌ می‌كنم‌ كه‌ نه‌ پازش‌ و نه‌ كنده‌ خواهد شد و خار و خس‌ در آن‌ خواهد رویید، و ابرها را امر می‌فرمایم‌ كه‌ بر آن‌ باران‌ نباراند.

  21. زیرا كه‌ تاكستان‌ یهوه‌ صبایوت‌ خاندان‌ اسرائیل‌ است‌ و مردان‌ یهودا نهال‌ شادمانی‌ او می‌باشند. و برای‌ انصاف‌ انتظار كشید و اینك‌ تعدّی‌ و برای‌ عدالت‌ و اینك‌ فریاد شد.

  22. در آن‌ روز برای‌ آن‌ تاكستان‌ شراب‌ بسرایید.

  23. من‌ كه‌ یهوه‌ هستم‌ آن‌ را نگاه‌ می‌دارم‌ و هر دقیقه‌ آن‌ را آبیاری‌ می‌نمایم‌. شب‌ و روز آن‌ را نگاهبانی‌ می‌نمایم‌ كه‌ مبادا احدی‌ به‌ آن‌ ضرر برساند.

  24. گوش‌ گیرید و آواز مرا بشنوید و متوجّه‌ شده‌، كلام‌ مرا استماع‌ نمایید.

  25. آیا برزگر، همه‌ روز به‌ جهت‌ تخم‌ پاشیدن‌ شیار می‌كند و آیا همه‌ وقت‌ زمین‌ خود را می‌شكافد و هموار می‌نماید؟