آیات کتاب مقدس دربارهٔ Parables: Of the woman of Tekoa
آیات دربارهٔ Of the woman of Tekoa
و پادشاه به او گفت: «تو را چه شده است؟» عرض كرد: «اینك من زن بیوه هستم و شوهرم مرده است.
و كنیز تو را دو پسربود و ایشان با یكدیگر در صحرا مخاصمه نمودند و كسی نبود كه ایشان را از یكدیگر جدا كند. پس یكی از ایشان دیگری را زد و كشت.
و اینك تمامی قبیله بر كنیز تو برخاسته، و میگویند قاتل برادر خود را بسپار تا او را به عوض جان برادرش كه كشته است، به قتل برسانیم، و وارث را نیز هلاك كنیم. و به اینطور اخگر مرا كه باقی مانده است، خاموش خواهند كرد، و برای شوهرم نه اسم و نه اعقاب بر روی زمین واخواهند گذاشت.»
پادشاه به زن فرمود: «به خانهات برو و من دربارهات حكم خواهم نمود.»
و زن تَقُوعیه به پادشاه عرض كرد: «ای آقایم پادشاه، تقصیر بر من و بر خاندان من باشد و پادشاه و كرسی او بیتقصیر باشند.»
و پادشاه گفت: «هر كه با تو سخن گوید، او را نزد من بیاور، و دیگر به تو ضرر نخواهد رسانید.»
پس زن گفت: «ای پادشاه، یهُوَه، خدای خود را به یاد آور تا ولی مقتول، دیگر هلاك نكند، مبادا پسر مرا تلف سازند.» پادشاه گفت: «به حیات خداوند قسم كه مویی از سر پسرت به زمین نخواهد افتاد.»
پس زن گفت: «مستدعی آنكه كنیزت با آقای خود پادشاه سخنی گوید.» گفت: «بگو.»