پرش به محتوا

Gibeon

35 verses · 2 known names

همچنین شناخته‌شده به: Gibeonite

31.8400, 35.1800 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Gibeon نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و اما ساكنان‌ جَبَعُون‌ چون‌ آنچه‌ را كه‌ یوشع‌ به‌ اریحا و عای‌ كرده‌ بود شنیدند،

  2. پس‌ بنی‌اسرائیل‌ كوچ‌ كرده‌، در روز سوم‌ به‌ شهرهای‌ ایشان‌ رسیدند و شهرهای‌ ایشان‌، جَبَعُون‌ و كفیره‌ و بئیروت‌ و قریۀ یعاریم‌ بود.

  3. و چون‌ اَدُونِی‌ صَدَق‌، ملك‌ اورشلیم‌شنید كه‌ یوشع‌ عای‌ را گرفته‌ و آن‌ را تباه‌ كرده‌، و به‌ طوری‌ كه‌ به‌ اریحا و ملكش‌ عمل‌ نموده‌ بود به‌ عای‌ و ملكش‌ نیز عمل‌ نموده‌ است‌، و ساكنان‌ جَبَعُون‌ با اسرائیل‌ صلح‌ كرده‌، در میان‌ ایشان‌ می‌باشند،

  4. ایشان‌ بسیار ترسیدند زیرا جَبَعُون‌، شهر بزرگ‌، مثل‌ یكی‌ از شهرهای‌ پادشاه‌نشین‌ بود، و مردانش‌ شجاع‌ بودند.

  5. « نزد من‌ آمده‌، مرا اعانت‌ كنید، تا جَبَعُون‌ را بزنیم‌ زیرا كه‌ با یوشع‌ و بنی‌اسرائیل‌ صلح‌ كرده‌اند.»

  6. پس‌ پنج‌ ملك‌ اَموریان‌ یعنی‌ ملك‌ اورشلیم‌ و ملك‌ حَبْرُون‌ و ملك‌ یرْمُوت‌ و ملك‌ لاخیش‌ و ملك‌ عَجْلُون‌ جمع‌ شدند، و با تمام‌ لشكر خود برآمدند، و در مقابل‌ جَبَعُون‌ اردو زده‌، با آن‌ جنگ‌ كردند.

  7. پس‌ مردان‌ جَبَعُون‌ نزد یوشع‌ به‌ اردو در جِلْجال‌ فرستاده‌، گفتند: «دست‌ خود را از بندگانت‌ بازمدار. بزودی‌ نزد ما بیا و ما را نجات‌ بده‌، و مدد كن‌ زیرا تمامی‌ ملوك‌ اَموریانی‌ كه‌ در كوهستان‌ ساكنند، بر ما جمع‌ شده‌اند.»

  8. و خداوند ایشان‌ را پیش‌ اسرائیل‌ منهزم‌ ساخت‌، و ایشان‌ را در جَبَعُون‌ به‌ كشتار عظیمی‌ كشت‌. و ایشان‌ را به‌ راه‌ گردنۀ بیت‌حورون‌ گریزانید، و تا عَزِیقَه‌ و مَقِّیدَه‌ ایشان‌ را كشت‌.

  9. آنگاه‌ یوشع‌ در روزی‌ كه‌ خداوند اَموریان‌ را پیش‌ بنی‌اسرائیل‌ تسلیم‌ كرد، به‌ خداوند در حضور بنی‌اسرائیل‌ تكلم‌ كرده‌، گفت‌: «ای‌ آفتاب‌ بر جَبَعُون‌ بایست‌ و تو ای‌ ماه‌ بر وادی‌ اَیلُون‌.»

  10. و یوشع‌ ایشان‌ را از قادش‌ بَرْنیع‌ تا غَزّه‌ و تمامی‌ زمین‌ جوشَن‌ را تا جَبَعُون‌ زد.

  11. و شهری‌ نبود كه‌ با بنی‌اسرائیل‌ صلح‌ كرده‌ باشد، جز حِوّیانی‌ كه‌ در جَبَعُون‌ ساكن‌ بودند و همۀ دیگران‌ را در جنگ‌ گرفتند.

  12. و جَبَعُون‌ و رامَه‌ و بئیروت‌.

  13. و از سبط‌ بنیامین‌ جِبَعُون‌ را با نواحی‌ آن‌ و جِبَع‌ را با نواحی‌ آن‌.

  14. و اَبْنیر بن‌ نیر و بندگان‌ اِیشْبُوشَت‌ بن‌شاؤل‌ از مَحْنایم‌ به‌ جِبْعُون‌ بیرون‌ آمدند.

  15. و یوآب‌ بن‌ صَرُویه‌ و بندگان‌ داود بیرون‌ آمده‌، نزد بركه‌ جِبْعُون‌ با آنها ملتقی‌ شدند، و اینان‌ به‌ این‌ طرف‌ بركه‌ و آنان‌ بر آن‌ طرف‌ بركه‌ نشستند.

  16. و هر یك‌ از ایشان‌ سر حریف‌ خود را گرفته‌، شمشیر خود را در پهلویش‌ زد، پس‌ با هم‌ افتادند. پس‌ آن‌ مكان‌ را كه‌ در جِبْعُون‌ است‌، حَلْقَت‌ هَصّوُریم‌ نامیدند.

  17. اما یوآب‌ و ابیشای‌، اَبْنیر را تعاقب‌ كردند و چون‌ ایشان‌ به‌ تَلّ اَمَّه‌ كه‌ به‌ مقابل‌ جیح‌ در راه‌ بیابان‌ جِبْعُون‌ است‌ رسیدند، آفتاب‌ فرو رفت‌.

  18. و یوآب‌ و برادرش‌ ابیشای‌، اَبْنیر را كشتند، به‌ سبب‌ این‌ كه‌ برادر ایشان‌، عَسائیل‌ را در جِبْعُون‌ در جنگ‌ كشته‌ بود.

  19. و چون‌ ایشان‌ نزد سنگ‌ بزرگی‌ كه‌ در جِبْعُون‌ است‌ رسیدند، عماسا به‌ استقبال‌ ایشان‌ آمد. و یوآب‌ ردای‌ جنگی‌ دربرداشت‌ و بر آن‌ بند شمشیری‌ كه‌ در غلافش‌ بود، بر كمرش‌ بسته‌، وچون‌ می‌رفت‌ شمشیر از غلاف‌ افتاد.

  20. و پادشاه‌ به‌ جِبْعُون‌ رفت‌ تا در آنجا قربانی‌ بگذراند زیرا كه‌ مكانِ بلندِ عظیم‌، آن‌ بود و سلیمان‌ بر آن‌ مذبح‌ هزار قربانی‌ سوختنی‌ گذرانید.

  21. و خداوند به‌ سلیمان‌ در جِبْعُون‌ در خواب‌ شب‌ ظاهر شد. و خدا گفت‌: «آنچه‌ را كه‌ به‌ تو بدهم‌، طلب‌ نما.»

  22. خداوند بار دیگر به‌ سلیمان‌ ظاهر شد، چنانكه‌ در جِبْعُون‌ بر وی‌ ظاهر شده‌ بود.

  23. و در جِبْعُون‌ پدر جِبْعُون‌ سكونت‌ داشت‌ و اسم‌ زنش‌ مَعْكَه‌ بود.

  24. و در جِبْعُون‌، پدر جِبْعُون‌، یعُوئیل‌ سكونت‌ داشت‌ و اسم‌ زنش‌ مَعْكَه‌ بود.

  25. و یشْمَعْیای‌ جِبْعُونی‌ كه‌ در میان‌ آن‌ سی‌ نفر شجاع‌ بود، و بر آن‌ سی‌ نفر برتری‌ داشت‌ و اِرْمیا و یحزیئیل‌ و یوحانان‌ و یوزابادِ جَدیراتی‌،