پرش به محتوا

Jesus

3,872 آیه · 6 عضو خانواده

همچنین شناخته‌شده به: Jesus Christ, Immanuel, Emmanuel, Christ

آیاتی که از Jesus نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. آنگاه بَرْاَبَّا را برای ایشان آزاد کرد و عیسی راتازیانه زده، سپرد تا او را مصلوب کنند.

  2. آنگاه سپاهیان والی، عیسی را به دیوانخانه برده، تمامی فوج را گرد وی فراهم آوردند.

  3. و او را عریان ساخته، لباس قرمزی بدو پوشانیدند،

  4. و تاجی از خار بافته، بر سرش گذاردند و نی بدست راست او دادند و پیش وی زانو زده، استهزاکنان او را می‌گفتند، سلام ای پادشاه یهود!

  5. و آب دهان بر وی افکنده، نی را گرفته بر سرش میزدند.

  6. و بعد از آنکه او را استهزا کرده بودند، آن لباس را از وی کنده، جامه خودش را پوشانیدند و او را بجهت مصلوب نمودن بیرون بردند.

  7. و چون بیرون می‌رفتند، شخصی قیروانی شمعون نام را یافته، او را بجهت بردن صلیب مجبور کردند.

  8. سرکه ممزوج به مّر بجهت نوشیدن بدو دادند. امّا چون چشید، نخواست که بنوشد.

  9. پس او را مصلوب نموده، رخت او را تقسیم نمودند و بر آنها قرعه انداختند تا آنچه بهزبان نبی گفته شده بود تمام شود که رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند.

  10. و در آنجا به نگاهبانی او نشستند.

  11. و تقصیر نامه او را نوشته، بالای سرش آویختند که این است عیسی، پادشاه یهود!

  12. آنگاه دو دزد یکی بر دست راست و دیگری بر چپش با وی مصلوب شدند.

  13. و راه‌گذران سرهای خود را جنبانیده، کفر گویان

  14. می‌گفتند، ای کسی که هیکل را خراب می‌کنی و در سه روز آن را می‌سازی، خود را نجات ده. اگر پسر خدا هستی، از صلیب فرود بیا!

  15. همچنین نیز رؤسای کهنه با کاتبان و مشایخ استهزاکنان می‌گفتند،

  16. دیگران را نجات داد، امّا نمی‌تواند خود را برهاند. اگر پادشاه اسرائیل است، اکنون از صلیب فرود آید تا بدو ایمان آوریم!

  17. بر خدا توکّل نمود، اکنون او را نجات دهد، اگر بدو رغبت دارد زیرا گفت، پسر خدا هستم!

  18. و همچنین آن دو دزد نیز که با وی مصلوب بودند، او را دشنام می‌دادند.

  19. و نزدیک به ساعت نهم، عیسی به آواز بلند صدا زده گفت، ایلی ایلی لَما سَبَقْتِنی. یعنی الٰهی الٰهی مرا چرا ترک کردی.

  20. امّا بعضی از حاضرین چون این را شنیدند، گفتند که او الیاس را می‌خواند.

  21. در ساعت یکیاز آن میان دویده، اسفنجی را گرفت و آن را پُر از سرکه کرده، بر سر نی گذارد و نزد او داشت تا بنوشد.

  22. و دیگران گفتند، بگذار تا ببینیم که آیا الیاس می‌آید او را برهاند.

  23. عیسی باز به آواز بلند صیحه زده، روح را تسلیم نمود.

  24. و بعد از برخاستن وی، از قبور برآمده، به شهر مقدّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند.

  25. امّا یوزباشی و رفقایش که عیسی را نگاهبانی می‌کردند، چون زلزله و این وقایع را دیدند، بی‌نهایت ترسان شده، گفتند، فی‌الواقع این شخص پسر خدا بود.