God
آیاتی که از God نام میبرند
و خداوند به یوشع گفت: «از آنها مترس زیرا ایشان را به دست تو دادم و كسی از ایشان پیش تو نخواهد ایستاد.»
و خداوند ایشان را پیش اسرائیل منهزم ساخت، و ایشان را در جَبَعُون به كشتار عظیمی كشت. و ایشان را به راه گردنۀ بیتحورون گریزانید، و تا عَزِیقَه و مَقِّیدَه ایشان را كشت.
و چون از پیش اسرائیل فرار می كردند و ایشان در سرازیری بیت حورون میبودند، آنگاه خداوند تا عَزِیقَه بر ایشان از آسمان سنگهای بزرگ بارانید و مردند. و آنانی كه از سنگهای تگرگ مردند، بیشتر بودند از كسانی كه بنیاسرائیل به شمشیر كشتند.
آنگاه یوشع در روزی كه خداوند اَموریان را پیش بنیاسرائیل تسلیم كرد، به خداوند در حضور بنیاسرائیل تكلم كرده، گفت: «ای آفتاب بر جَبَعُون بایست و تو ای ماه بر وادی اَیلُون.»
و قبل از آن و بعد از آن روزی مثل آن واقع نشده بود كه خداوند آواز انسان را بشنود زیرا خداوند برای اسرائیل جنگ میكرد.
و اما شما توقف منمایید بلكه دشمنان خود را تعاقب كنید و مؤخر ایشان را بكشید و مگذارید كه به شهرهای خود داخل شوند، زیرا یهُوَه خدای شما ایشان را به دست شما تسلیم نموده است.»
و یوشع به ایشان گفت: «مترسید و هراسان مباشید. قوی و دلیر باشید زیرا خداوند با همۀ دشمنان شما كه با ایشان جنگ میكنید، چنین خواهد كرد.»
و خداوند آن را نیز با ملكش به دست اسرائیل تسلیم نمود، پس آن و همۀ كسانی را كه در آن بودند به دم شمشیر كشت و كسی را باقی نگذاشت، و به طوری كه با ملك اریحا رفتار نموده بود با ملك آن نیز رفتار كرد.
و خداوند لاخیش را به دست اسرائیل تسلیم نمود كه آن را در روز دوم تسخیر نمود. و آن و همۀ كسانی را كه در آن بودند به دم شمشیر كشت چنانكه به لِبْنَه كرده بود.
پس یوشع تمامی آن زمین یعنی كوهستان و جنوب و هامون و وادیها و جمیع ملوك آنها را زده، كسی را باقی نگذاشت و هر ذینفس را هلاك كرده، چنانكه یهُوَه، خدای اسرائیل، امر فرموده بود.
ویوشع جمیع این ملوك و زمین ایشان را در یك وقت گرفت، زیرا كه یهُوَه، خدای اسرائیل، برای اسرائیل جنگ میكرد.
و خداوند به یوشع گفت: «از ایشان مترس زیرا كه فردا چنین وقتی جمیع ایشان را كشته شده، به حضور اسرائیل تسلیم خواهم كرد، و اسبان ایشان را پی خواهی كرد، و ارابههای ایشان را به آتش خواهی سوزانید.»
و خداوند ایشان را به دست اسرائیل تسلیم نمود، كه ایشان را زدند و تا صیدون بزرگ و مِسرَفوت مایم و تا وادی مِصْفَه به طرف شرقی تعاقب كرده، كشتند، به حدی كه كسی را از ایشان باقی نگذاشتند.
و یوشع به طوری كه خداوند به ویگفته بود، با ایشان رفتار نموده، اسبان ایشان را پی كرد و ارابههای ایشان را به آتش سوزانید.
و یوشع تمامی شهرهای آن ملوك و جمیع ملوك آنها را گرفت و ایشان را به دم شمشیر كشته، بالكل هلاك كرد به طوری كه موسی بندۀ خداوند امر فرموده بود.
چنانكه خداوند بندۀ خود موسی را امر فرموده بود، همچنین موسی به یوشع امر فرمود و به همینطور یوشع عمل نمود، و چیزی از جمیع احكامی كه خداوند به موسی فرموده بود، باقی نگذاشت.
زیرا از جانب خداوند بود كه دل ایشان را سخت كند تا به مقابلۀ اسرائیل درآیند و او ایشان را بالكل هلاك سازد، و بر ایشان رحمت نشود بلكه ایشان را نابود سازد چنانكه خداوند به موسی امر فرموده بود.
پس یوشع تمامی زمین را برحسب آنچه خداوند به موسی گفته بود، گرفت، و یوشع آن را به بنیاسرائیل برحسب فرقهها و اسباط ایشان به ملكّیت بخشید و زمین از جنگ آرام گرفت.
اینها را موسی بندۀ خداوند و بنیاسرائیل زدند، و موسی بندۀ خداوند آن را به رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَسَّی به ملكّیت داد.
و یوشع پیر و سالخورده شد، و خداوند به وی گفت: «تو پیر و سالخورده شدهای و هنوز زمین بسیار برای تصرف باقی میماند.
تمامی ساكنان كوهستان از لبنان تا مِصْرَفُوت مایمْ كه جمیع صِیدُونیان باشند، من ایشان را از پیش بنیاسرائیل بیرون خواهم كرد. لیكن تو آنها را به بنیاسرائیل به ملكّیت به قرعه تقسیم نما چنانكه تو را امر فرمودهام.
با او رؤبینیان و جادیان ملك خود را گرفتند كه موسی در آن طرف اُرْدُن به سمت مشرق به ایشان داد، چنانكه موسی بندۀ خداوند به ایشانبخشیده بود.
لیكن به سبط لاوی هیچ ملكّیت نداد، زیرا هدایای آتشین یهُوَه خدای اسرائیل ملكّیت وی است چنانكه به او گفته بود.
لیكن به سبط لاوی، موسی هیچ نصیب نداد زیرا كه یهُوَه، خدای اسرائیل، نصیب ایشان است چنانكه به ایشان گفته بود.
برحسب قرعه، ملكّیت ایشان شد، برای نه سبط و نصف سبط، چنانكه خداوند به دست موسی امر فرموده بود.