God
آیاتی که از God نام میبرند
و او و بندگانش و اهل زمین به كلام خداوند كه به واسطه ارمیا نبی گفته بود گوش ندادند.
و صدقیا پادشاه، یهُوكَل بن شَلَمْیا و صَفَنیا ابن مَعَسِیا كاهن را نزد ارمیای نبی فرستاد كه بگویند: «نزد یهوه خدای ما به جهت ما استغاثه نما.»
آنگاه كلام خداوند بر ارمیا نبی نازل شده، گفت:
«یهوه خدای اسرائیل چنین میفرماید: به پادشاه یهودا كه شما را نزد من فرستاد تا از من مسألت نمایید چنین بگویید: اینك لشكر فرعون كه به جهت اعانت شما بیرون آمدهاند، به ولایت خود به مصر مراجعت خواهند نمود.
و خداوند چنین میگوید كه خویشتن را فریب ندهید و مگویید كه كلدانیان از نزد ما البته خواهند رفت، زیرا كه نخواهند رفت.
آنگاه صدقیا پادشاه فرستاده، او را آورد و پادشاه در خانه خود خفیةً از او سؤال نموده، گفت كه «آیا كلامی از جانب خداوند هست؟» ارمیا گفت: «هست و گفت به دست پادشاه بابل تسلیم خواهی شد.»
« خداوند چنین میگوید: هر كه در این شهر بماند از شمشیر و قحط و وبا خواهد مرد، اما هر كه نزد كلدانیان بیرون رود خواهد زیست و جانش برای او غنیمت شده، زنده خواهد ماند.
خداوند چنین میگوید: این شهر البته به دست لشكر پادشاه بابل تسلیم شده، آن را تسخیر خواهد نمود.»
و صدقیا پادشاه فرستاده، ارمیا نبی را به مدخل سومی كه در خانه خداوند بود نزد خود آورد و پادشاه به ارمیا گفت: «من از تو مطلبی میپرسم، از من چیزی مخفی مدار.»
آنگاه صدقیا پادشاه برای ارمیا خفیةً قسم خورده، گفت: «به حیات یهوه كه این جان را برای ما آفرید قسم كه تو را نخواهم كشت و تو را به دست این كسانی كه قصد جان تو دارند تسلیم نخواهم كرد.»
پس ارمیا به صدقیا گفت: «یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: اگر حقیقتاً نزد سروران پادشاه بابل بیرون روی، جان تو زنده خواهد ماند و این شهر به آتش سوخته نخواهد شد بلكه تو و اهل خانهات زنده خواهید ماند.
ارمیا در جواب گفت: «تو را تسلیم نخواهند كرد. مستدعی آنكه كلام خداوند را كه به تو میگویم اطاعت نمایی تا تو را خیریتشود و جان تو زنده بماند.
اما اگر از بیرون رفتن ابا نمایی كلامی كه خداوند بر من كشف نموده این است:
و چون ارمیا هنوز در صحن زندان محبوس بود، كلام خداوند بر وی نازل شده، گفت:
«برو و عَبَدْمَلَك حبشی را خطاب كرده، بگو: یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میفرماید: اینك كلام خود را بر این شهر به بلا وارد خواهم آورد و نه بخوبی و در آن روز در نظر تو واقع خواهد شد.
لیكن خداوند میگوید: من تو را در آن روز نجات خواهم داد و به دست كسانی كه از ایشان میترسی تسلیم نخواهی شد.
زیرا خداوند میگوید كه تو را البته رهایی خواهم داد و به شمشیر نخواهی افتاد، بلكه از این جهت كه بر من توكّل نمودی جان تو برایت غنیمت خواهد شد.»
كلامی كه از جانب خداوند بر ارمیا نازل شد بعد از آنكه نبوزردان رئیس جلاّدان او را از رامه رهایی داد و وی را از میان تمامی اسیران اورشلیم و یهودا كه به بابل جلای وطن میشدند و او در میان ایشان به زنجیرها بسته شده بود برگرفت.
و رئیس جلاّدان ارمیا را گرفته، وی را گفت: «یهوه خدایت این بلا را درباره این مكان فرموده است.
و خداوند برحسب كلام خود این را به وقوع آورده، عمل نموده است.زیرا كه به خداوند گناه ورزیده و سخن او را گوش نگرفتهاید پس این واقعه به شما رسیده است.
هشتاد نفر با ریش تراشیده و گریبان دریده و بدن خراشیده هدایا و بخور با خود آورده، از شكیم و شیلوه و سامره آمدند تا به خانه خداوند ببرند.
و به ارمیا نبیگفتند: «تمنّا اینكه التماس ما نزد تو پذیرفته شود و به جهت ما و به جهت تمامی این بقیه نزد یهوه خدای خود مسألت نمایی زیرا كه ما قلیلی از كثیر باقی ماندهایم چنانكه چشمانت ما را میبیند.
تا یهوه خدایت ما را به راهی كه باید برویم و به كاری كه باید بكنیم اعلام نماید.»
پس ارمیای نبی به ایشان گفت: «شنیدم. اینك من برحسب آنچه به من گفتهاید، نزد یهوه خدای شما مسألت خواهم نمود و هر چه خداوند در جواب شما بگوید به شما اطلاع خواهم داد و چیزی از شما باز نخواهم داشت.»
ایشان به ارمیا گفتند: « خداوند در میان ما شاهد راست و امین باشد كه برحسب تمامی كلامی كه یهوه خدایت به واسطه تو نزد ما بفرستد عمل خواهیم نمود.