God
آیاتی که از God نام میبرند
«به خانه رِكابیان برو و به ایشان سخن گفته، ایشان را به یكی از حجرههای خانه خداوند بیاور و به ایشان شراب بنوشان.»
و ایشان را به خانه خداوند به حجره پسران حانان بن یجْدَلِیا مرد خدا كه به پهلوی حُجره سروران و بالای حجره مَعَسِیا ابن شَلُّوم، مستحفظ آستانه بود آوردم.
پس كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
«یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: برو و به مردان یهودا و ساكنان اورشلیم بگو كه خداوند میگوید: آیا تأدیب نمیپذیرید و به كلام من گوش نمیگیرید؟
سخنان یوناداب بن ركاب كه به پسران خود وصیت نمود كه شراب ننوشید استوار گردیده است و تا امروز شراب نمینوشند و وصیت پدر خود را اطاعت مینمایند؛ امّا من به شما سخن گفتم و صبح زود برخاسته، تكلّم نمودم و مرا اطاعت نكردید.
و بندگان خود انبیا را نزد شما فرستادم و صبح زود برخاسته، ایشان را ارسال نموده، گفتم هر كدام از راه بد خود بازگشت نمایید و اعمال خود را اصلاح كنید و خدایان غیر را پیروی منمایید و آنها را عبادت مكنید تا در زمینی كه به شما و به پدران شما دادهام ساكن شوید. اما شما گوش نگرفتید و مرا اطاعت ننمودید.
پس چونكه پسران یوناداب بن ركاب وصیت پدر خویش را كه به ایشان فرموده است اطاعت مینمایند و این قوم مرا اطاعت نمیكنند،
بنابراین یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: اینك من بر یهودا و بر جمیع سكنه اورشلیم تمامی آن بلا را كه درباره ایشان گفتهام وارد خواهم آورد زیرا كه به ایشان سخن گفتم و نشنیدند و ایشان را خواندم و اجابت ننمودند.»
و ارمیا به خاندان ركابیان گفت: «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: چونكه شما وصیت پدر خود یوناداب را اطاعت نمودید و جمیع اوامر او را نگاه داشته، بهر آنچه او به شما امر فرمود عمل نمودید،
بنابراین یهوهصبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: از یوناداب بن ركاب كسی كه دایماً به حضور من بایستد كَمْ نخواهد شد.»
و در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا واقع شد كه این كلام از جانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
«طوماری برای خود گرفته، تمامی سخنانی را كه من درباره اسرائیل و یهودا و همه امّتها به تو گفتم از روزی كه به تو تكلّم نمودم یعنی از ایام یوشیا تا امروز در آن بنویس.
شاید كه خاندان یهودا تمامی بلا را كه من میخواهم بر ایشان وارد بیاورم گوش بگیرند تا هر كدام از ایشان از راه بد خود بازگشت نمایند و من عصیان و گناهان ایشان را بیامرزم.»
پس ارمیا باروك بن نَیریا را خواند و باروك از دهان ارمیا تمامی كلام خداوند را كه به او گفته بود در آن طومار نوشت.
و ارمیا باروك را امر فرموده، گفت: «من محبوس هستم و نمیتوانم به خانه خداوند داخل شوم.
پس تو برو و سخنان خداوند را از طوماری كه از دهان من نوشتی در روز صَوْم در خانه خداوند در گوش قوم بخوان و نیز آنها را در گوش تمامی یهودا كه از شهرهای خود میآیند بخوان.
شاید كه به حضور خداوند استغاثه نمایند و هر كدام از ایشان از راه بد خود بازگشت كنند زیرا كه خشم و غضبی كه خداوند درباره این قوم فرموده است عظیم میباشد.»
پس باروك بن نیریا به هر آنچه ارمیا نبی او راامر فرموده بود عمل نمود و كلام خداوند را در خانه خداوند از آن طومار خواند.
و در ماه نهم از سال پنجم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا، برای تمامی اهل اورشلیم و برای همه كسانی كه از شهرهای یهودا به اورشلیم میآمدند، برای روزه به حضور خداوند ندا كردند.
و باروك سخنان ارمیا را از آن طومار در خانه خداوند در حجره جَمَریا ابن شافان كاتب در صحن فوقانی نزد دهنه دروازه جدید خانه خداوند به گوش تمامی قوم خواند.
و چون میكایا ابن جَمَریا ابن شافان تمامی سخنان خداوند را از آن طومار شنید،
بلكه پادشاه یرَحْمِیئیل شاهزاده و سَرایا ابن عَزَرْئیل و شَلَمْیا ابن عَبْدِئیل را امر فرمود كه باروك كاتب و ارمیا نبی را بگیرند. اما خداوند ایشان را مخفی داشت.
و بعد از آنكه پادشاه طومار و سخنانی را كه باروك از دهان ارمیا نوشته بود سوزانید، كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
و به یهویاقیم پادشاه یهودا بگو خداوند چنین میفرماید: تو این طوماررا سوزانیدی و گفتی چرا در آن نوشتی كه پادشاه بابل البته خواهد آمد و این زمین را خراب كرده، انسان و حیوان را از آن نابود خواهد ساخت.
بنابراین خداوند درباره یهویاقیم پادشاه یهودا چنین میفرماید كه برایش كسی نخواهد بود كه بر كرسی داود بنشیند و لاش او روز در گرما و شب در سرما بیرون افكنده خواهد شد.