God
آیاتی که از God نام میبرند
و خداوند میگوید كه صدقیا را به بابل خواهد برد و او در آنجا تا حینی كه از او تفقّد نمایم خواهد ماند. زیرا كه شما با كلدانیان جنگ خواهید كرد، اما كامیاب نخواهید شد.»
و ارمیا گفت: «كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
پس حَنَمْئیل پسر عموی من بر وفق كلام خداوند نزد من در صحن زندان آمده، مرا گفت: «تمنا اینكه مزرعه مرا كه در عناتوت در زمین بنیامین است بخری زیرا كه حقّ ارثیت و حقّ انفكاكش از آن تو است پس آن را برای خود بخر.» آنگاه دانستم كه این كلام از جانب خداوند است.
«یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: این قبالهها یعنی قباله این خرید را، هم آن را كه مختوم است و هم آن را كه باز است، بگیر و آنها را در ظرف سفالین بگذار تا روزهای بسیار بماند.
زیرا یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: دیگرباره خانهها و مزرعهها و تاكستانها در این زمین خریده خواهد شد.»
و بعد از آنكه قباله خرید را به باروك بن نیریا داده بودم، نزد خداوند تضرّع نموده، گفتم:
«آه ای خداوند یهوه اینك تو آسمان و زمین را به قوّت عظیم و بازوی بلند خود آفریدی و چیزی برای تو مشكل نیست
كه به هزاران احسان مینمایی و عقوبت گناه پدران را به آغوش پسرانشان بعد از ایشان میرسانی! خدای عظیم جبّار كه اسم تو یهوه صبایوت میباشد.
عظیم المشورت و قویالعمل كه چشمانت بر تمامی راههای بنیآدم مفتوح است تا به هر كس برحسب راههایش و بر وفق ثمره اعمالش جزا دهی.
كه آیات و علامات در زمین مصر و در اسرائیل و در میان مردمان تا امروز قرار دادی و از برای خود مثل امروز اسمی پیدا نمودی.
و قوم خود اسرائیل را به آیات و علامات و به دست قوی و بازوی بلند و هیبت عظیم از زمین مصر بیرون آوردی.
و این زمین را كه برای پدران ایشان قسم خوردی كه به ایشان بدهی به ایشان دادی. زمینی كه به شیر و شهد جاری است.
و ایشان چون داخل شده، آن را به تصرّف آوردند كلام تو را نشنیدند و به شریعت تو سلوك ننمودند و به آنچه ایشان را امر فرمودی كه بكنند عمل ننمودند. بنابراین تو تمام این بلا را به ایشان وارد آوردی.
اینك سنگرها به شهر رسیده است تا آن را تسخیر نمایند و شهر به دست كلدانیانی كه با آن جنگ میكنند به شمشیر و قحط و وبا تسلیم میشود و آنچه گفته بودی واقع شده است و اینك تو آن را میبینی.
و تو ای خداوند یهوه به من گفتی كه این مزرعه را برای خود به نقره بخر و شاهدان بگیر و حال آنكه شهر به دست كلدانیان تسلیم شده است.»
پس كلام خداوند به ارمیا نازل شده، گفت:
«اینك من یهوه خدای تمامی بشر هستم. آیا هیچ امر برای من مشكل میباشد؟
بنابراین خداوند چنین میگوید: اینك من این شهر را به دست كلدانیان و به دست نبوكدرصّر پادشاه بابل تسلیم میكنم و او آن را خواهد گرفت.
و كلدانیانی كه با این شهر جنگ میكنند آمده، این شهر را آتش خواهند زد و آن را با خانههایی كه بر بامهای آنها برای بعل بخور سوزانیدند و هدایای ریختنی برای خدایان غیر ریخته خشم مرا به هیجان آوردند، خواهند سوزانید.
زیرا كه بنیاسرائیل و بنییهودا از طفولیت خود پیوسته شرارت ورزیدند و خداوند میگوید كه بنیاسرائیل به اعمال دستهای خود خشم مرا دایماً به هیجان آوردند.
زیرا كه این شهر از روزی كه آن را بنا كردند تا امروز باعث هیجان خشم و غضب من بوده است تا آن را از حضور خود دور اندازم.
به سبب تمام شرارتی كه بنیاسرائیل و بنییهودا، ایشان و پادشاهان و سروران و كاهنان و انبیای ایشان و مردان یهودا و ساكنان اورشلیم كرده، خشم مرا به هیجان آوردهاند.
و پشت به من دادهاند و نه رو. و هر چند ایشان را تعلیم دادم بلكه صبح زود برخاسته، تعلیم دادم لیكن گوش نگرفتند و تأدیب نپذیرفتند.
بلكه رجاسات خود را در خانهای كه به اسم من مسمّی است برپا كرده، آن را نجس ساختند.
و مكانهای بلند بعل را كه در وادی ابنهِنوّم است بنا كردند تا پسران و دختران خود را برای مُولَك از آتش بگذرانند. عملی كهایشان را امر نفرمودم و به خاطرم خطور ننمود كه چنین رجاسات را بجا آورده، یهودا را مرتكب گناه گردانند.»