God
آیاتی که از God نام میبرند
زیرا اگر از یهُوَه، خدای خود بترسید، او شما را از دست جمیع دشمنان شما خواهد رهانید.»
پس آن امّتها، یهُوَه را میپرستیدند و بتهای خود را نیز عبادت میكردند و همچنین پسران ایشان و پسران پسران ایشان به نحوی كه پدران ایشان رفتار نموده بودند، تا امروز رفتار مینمایند.
و آنچه در نظر خداوند پسند بود، موافق هر چه پدرش داود كرده بود، به عمل آورد.
او بر یهُوَه، خدای اسرائیل توكل نمود و بعد از او از جمیع پادشاهان یهودا كسی مثل او نبود و نه از آنانی كه قبل از او بودند.
و به خداوند چسبیده، از پیروی او انحراف نورزید و اوامری را كه خداوند به موسی امر فرموده بود، نگاه داشت.
و خداوند با او میبود و به هر طرفی كه رو مینمود، فیروز میشد؛ و بر پادشاه آشور عاصی شده، او را خدمت ننمود.
از این جهت كه آواز یهُوَه، خدای خود را نشنیده بودند و از عهد او و هر چه موسی، بندۀ خداوند ، امر فرموده بود، تجاوز نمودند و آن را اطاعت نكردند و به عمل نیاوردند.
و حِزْقیا تمامی نقرهای را كه در خانۀ خداوند و در خزانههای خانۀ پادشاه یافت شد، داد.
در آن وقت، حِزْقیا طلا را از درهای هیكل خداوند و از ستونهایی كه حِزْقیا، پادشاه یهودا آنها را به طلا پوشانیده بود كنده، آن را به پادشاه آشور داد.
و اگر مرا گویید كه بر یهُوَه، خدای خود توكل داریم، آیا او آن نیست كه حِزْقیا مكانهای بلند و مذبحهای او را برداشته است و به یهودا و اورشلیم گفته كه پیش این مذبح در اورشلیم سجده نمایید؟
و آیا من الا´ن بیاذن خداوند بر این مكان به جهت خرابی آن برآمدهام؟ خداوند مرا گفته است بر این زمین برآی و آن را خراب كن.»
و حِزْقیا شما را بر یهُوَه مطمئن نسازد و نگوید كه یهُوَه، البته ما را خواهد رهانید و این شهر به دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد.
تا بیایم و شما را به زمین مانند زمین خودتان بیاورم، یعنی به زمین غله و شیره و زمین نان و تاكستانها و زمین زیتونهای نیكو و عسل تا زنده بمانید و نمیرید. پس به حِزْقیا گوش مدهید زیرا كه شما را فریب میدهد و میگوید: یهُوَه ما را خواهد رهانید.
از جمیع خدایان این زمینها كدامند كه زمین خویش را از دست من نجات دادهاند تا یهُوَه، اورشلیم را از دست من نجات دهد؟»
و واقع شد كه چون حِزْقیای پادشاه این را شنید، لباس خود را چاك زده، و پلاس پوشیده، به خانۀ خداوند داخل شد.
شاید یهُوَه خدایت تمامی سخنان رَبْشاقی را كهآقایش، پادشاه آشور، او را برای اهانت نمودن خدای حی فرستاده است، بشنود و سخنانی را كه یهُوَه، خدایت شنیده است، توبیخ نماید. پس برای بقیهای كه یافت میشوند، تضرع نما.»
و اشعیا به ایشان گفت: «به آقای خود چنین گویید كه خداوند چنین میفرماید: از سخنانی كه شنیدی كه بندگانِ پادشـاه آشور به آنهـا به مـن كفر گفتهاند، مترس.
همانا روحی بر او میفرستم كه خبری شنیده، به ولایت خود خواهد برگشت و او را در ولایت خودش به شمشیر هلاك خواهم ساخت.»
« به حِزْقیا، پادشاه یهودا چنین گویید: خدای تو كه به او توكل مینمایی، تو را فریب ندهد و نگوید كه اورشلیم به دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد.
و حِزْقیا مكتوب را از دست ایلچیان گرفته، آن را خواند و حِزْقیا به خانۀ خداوند درآمده، آن را به حضور خداوند پهن كرد.
و حِزْقیا نزد خداوند دعا نموده، گفت: «ای یهُوَه، خدای اسرائیل كه بر كروبیان جلوس مینمایی، تویی كه به تنهایی بر تمامی ممالك جهان خدا هستی و تو آسمان و زمین را آفریدهای.
ای خداوند گوش خود را فرا گرفته، بشنو. ای خداوند چشمان خود را گشوده، ببین و سخنان سَنْحاریب را كه به جهت اهانت نمودن خدای حی فرستاده است، استماع نما.
ای خداوند ، راست است كه پادشاهان آشور امتها و زمین ایشان را خراب كرده است،
پس حال ای یهُوَه، خدای ما، ما را از دست او رهایی ده تا جمیع ممالك جهان بدانند كه تو تنها ای یهُوَه، خدا هستی.»
پس اشعیا ابن آموص نزد حِزْقیا فرستاده، گفت: «یهُوَه، خدای اسرائیل، چنین میگوید: آنچه را كه دربارۀ سَنْحاریب، پادشاه آشور، نزد من دعا نمودی اجابت كردم.