God
آیاتی که از God نام میبرند
و خانۀ خداوند كه سلیمان پادشاه بنا نمود طولش شصت ذراع و عرضش بیست و بلندیش سی ذراع بود.
و كلام خداوند بر سلیمان نازل شده، گفت:
« این خانهای كه تو بنا میكنی، اگر در فرایض من سلوك نموده، احكام مرا به جا آوری و جمیع اوامر مرا نگاه داشته، در آنها رفتار نمایی، آنگاه سخنان خود را كه با پدرت، داود، گفتهام با تو استوار خواهم گردانید.
و در میان بنیاسرائیل ساكن شده، قوم خود اسرائیل را ترك نخواهم نمود.»
و در اندرون خانه، محراب را ساخت تا تابوت عهد خداوند را در آن بگذارد.
و بنیاد خانۀ خداوند در ماه زیو از سال چهارم نهاده شد.
و گرداگرد صحن بزرگ سه صف سنگهای تراشیده و یك صف تیرهای سرو آزاد بود و صحن اندرون خانۀ خداوند و رواق خانه همچنین بود.
و حیرام، حوضها و خاك اندازها و كاسهها را ساخت. پس حیرام تمام كاری كه برای سلیمان پادشاه به جهت خانۀ خداوند میكرد به انجام رسانید.
و دیگها و خاكاندازها و كاسهها، یعنیهمۀ این ظروفی كه حیرام برای سلیمان پادشاه در خانۀ خداوند ساخت از برنج صیقلی بود.
و سلیمان تمامی آلاتی كه در خانۀ خداوند بود ساخت، مذبح را از طلا و میز را كه نانِ تَقْدِمِه بر آن بود از طلا.
پس تمامی كاری كه سلیمان پادشاه برای خانۀ خداوند ساخت تمام شد و سلیمان چیزهایی را كه پدرش داود وقف كرده بود، از نقره و طلا و آلات درآورده، در خزینههای خانۀ خداوند گذاشت.
آنگاه سلیمان، مشایخ اسرائیل و جمیع رؤسای اسباط و سروران خانههای آبایبنیاسرائیل را نزد سلیمان پادشاه در اورشلیم جمع كرد تا تابوت عهد خداوند را از شهر داود كه صهیون باشد، برآورند.
و تابوت خداوند و خیمۀ اجتماع و همۀ آلات مقدّس را كه در خیمه بود آوردند و كاهنان و لاویان آنها را برآوردند.
و كاهنان تابوت عهد خداوند را به مكانش در محراب خانه، یعنی در قدسالاقداس زیر بالهای كروبیان درآوردند.
و در تابوت چیزی نبود سوای آن دو لوح سنگ كه موسی در حوریب در آن گذاشت، وقتی كه خداوند با بنیاسرائیل در حین بیرون آمدن ایشان از زمین مصر عهد بست.
و واقع شد كه چون كاهنان از قدس بیرون آمدند ابر، خانۀ خداوند را پر ساخت.
و كاهنان به سبب ابر نتوانستند به جهت خدمت بایستند، زیرا كه جلال یهُوَه، خانۀ خداوند را پر كرده بود.
آنگاه سلیمان گفت: « خداوند گفته است كه در تاریكی غلیظ ساكن میشوم.
فیالواقع خانهای برای سكونت تو و مكانی را كه در آن تا به ابد ساكن شوی بنا نمودهام.»
پس گفت: «یهُوَه خدای اسرائیل متبارك باد كه به دهان خود به پدر من داود وعده داده، و به دست خود آن را به جا آورده، گفت:
از روزی كه قوم خود اسرائیل را از مصر برآوردم، شهری از جمیع اسباط اسرائیل برنگزیدم تا خانهای بنا نمایم كه اسم من در آن باشد، اما داود را برگزیدم تا پیشوای قوم من اسرائیل بشود.
و در دل پدرم، داود بود كه خانهای برای اسم یهُوَه، خدای اسرائیل، بنا نماید.
اما خداوند به پدرم داود گفت: چون در دل تو بود كه خانهای برای اسم من بنا نمایی، نیكو كردی كه این را در دل خود نهادی.
لیكن تو خانه را بنا نخواهی نمود بلكه پسر تو كه از صُلب تو بیرون آید، او خانه را برای اسم من بنا خواهد كرد.
پس خداوند كلامی را كه گفته بود ثابت گردانید، و من به جای پدر خود داود برخاسته، و بر وفق آنچه خداوند گفته بود بر كرسی اسرائیل نشستهام، و خانه را به اسم یهُوَه، خدای اسرائیل، بنا كردهام.