Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Vision

116 آیه · 17 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. آنگاه در عالم رؤیا به مقدّس خود خطاب کرده، گفتی که نصرت را بر مردی زورآور نهادم و برگزیده‌ای از قوم را ممتاز کردم.

  2. جایی‌ كه‌ رؤیا نیست‌ قوم‌ گردنكش‌ می‌شوند، اما خوشابحال‌ كسی‌ كه‌ شریعت‌ را نگاه‌ می‌دارد.

  3. پس‌ خداوند مرا گفت‌: «این‌ انبیا به‌ اسم‌ من‌ به‌ دروغ‌نبوّت‌ می‌كنند. من‌ ایشان‌ را نفرستادم‌ و به‌ ایشان‌ امری‌ نفرمودم‌ و تكلّم‌ ننمودم‌، بلكه‌ ایشان‌ به‌ رؤیاهای‌ كاذب‌ و سحر و بطالت‌ و مكر دلهای‌ خویش‌ برای‌ شما نبوّت‌ می‌كنند.

  4. یهوه‌ صبایوت‌ چنین‌ می‌گوید: «به‌ سخنان‌ این‌ انبیایی‌ كه‌ برای‌ شما نبوّت‌ می‌كنند گوش‌ مدهید زیرا شما را به‌ بطالت‌ تعلیم‌ می‌دهند و رؤیای‌ دل‌ خود را بیان‌ می‌كنند و نه‌ از دهان‌ خداوند.

  5. اما خدا به‌ این‌ چهار جوان‌ معرفت‌ و ادراك‌ در هر گونه‌ علم‌ و حكمت‌ عطا فرمود و دانیال‌ در همه‌ رؤیاها و خوابها فهیم‌ گردید.

  6. به‌ انبیا نیـز تكلـم‌ نمـودم‌ و رؤیاهـا افـزودم‌ و بواسطـه‌ انبیا مَثَلْهـا زدم‌.

  7. و بعد از آن‌ روح‌ خود را بر همه‌ بشر خواهم‌ ریخت‌ و پسران‌ و دختران‌ شما نبوّت‌ خواهند نمود و پیران‌ شما و جوانان‌ شما رؤیاها خواهند دید.

  8. خداوند یهوه‌ درباره‌ اَدُوم‌ چنین‌ می‌گوید: از جانب‌ خداوند خبری‌ شنیدیم‌ كه‌ رسولی‌ نزد امت‌ها فرستاده‌ شده‌، (می‌گوید): برخیزید و با او در جنگ‌ مقاومت‌ نماییم‌.

  9. پس‌ خداوند مرا جواب‌ داد و گفت‌: رؤیا را بنویس‌ و آن‌ را بر لوحها چنان‌ نقش‌ نما كه‌ دونده‌ آن‌ را بتواند خواند.

  10. امّا عیسی چون تعمید یافت، فوراً از آب برآمد که در ساعت آسمان بر وی گشاده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده، بر وی می‌آید.

  11. و بعد از شش روز، عیسی، پطرس و یعقوب و برادرش یوحنّا را برداشته، ایشان را در خلوت به کوهی بلند برد.

  12. و در نظر ایشان هیأتِ او متبدّل گشت و چهره‌اش چون خورشید، درخشنده و جامهاش چون نور، سفید گردید.

  13. که ناگاه موسی و الیاس بر ایشان ظاهر شده، با او گفتگو می‌کردند.

  14. امّا پطرس به عیسی متوجّه شده، گفت که، خداوندا، بودن ما در اینجا نیکو است! اگر بخواهی، سه سایبان در اینجا بسازیم، یکی برای تو و یکی بجهت موسی و دیگری برای الیاس.

  15. و هنوز سخن بر زبانش بود که ناگاه ابری درخشنده بر ایشان سایه افکند و اینک، آوازی از ابر در رسید که این است پسر حبیب من که از وی خشنودم. او را بشنوید!

  16. و چون شاگردان این را شنیدند، به روی در افتاده،بی‌نهایت ترسان شدند.

  17. عیسی نزدیک آمده، ایشان را لمس نمود و گفت، برخیزید و ترسان مباشید!

  18. و چشمان خود را گشوده، هیچ کس را جز عیسی تنها ندیدند.

  19. و چون ایشان از کوه به زیر می‌آمدند، عیسی ایشان را قدغن فرمود که تا پسر انسان از مردگان برنخیزد، زنهار این رؤیا را به کسی باز نگویید.

  20. و چون از آب برآمد، در ساعت آسمان را شکافته دید و روح را که مانند کبوتری بروی نازل می‌شود.

  21. فرشته بدو گفت، ای زکریّا ترسان مباش،زیرا که دعای تو مستجاب گردیده است و زوجهات الیصابات برای تو پسری خواهد زایید و او را یحیی خواهی نامید.

  22. و تو را خوشی و شادی رخ خواهد نمود و بسیاری از ولادت او مسرور خواهند شد.

  23. زیرا که در حضور خداوند بزرگ خواهد بود و شراب و مُسکری نخواهد نوشید و از شکم مادر خود، پر از روح‌القدس خواهد بود.

  24. و بسیاری از بنی‌اسرائیل را به سوی خداوند خدای ایشان خواهد برگردانید.

  25. و او به روح و قوّت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعّد برای خدا مهیّا سازد.