- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ The Sun
آیات کلیدی کتاب مقدس
و او خواهد بود مثل روشنایی صبح، وقتی كه آفتاب طلوع نماید، یعنی صبح بیابر، هنگامی كه علف سبز از زمین میروید، به سبب درخشندگی بعد از باران.
و چون آن پسر بزرگ شد روزی اتفاق افتاد كه نزد پدر خود نزد دروگران رفت.
و به پدرش گفت: «آه سر من! آه سر من!» و او به خادم خود گفت: «وی را نزد مادرش ببر.»
پس او را برداشته، نزد مادرش برد و او به زانوهایش تا ظهر نشست و مرد.
و اشعیا گفت: «علامت از جانب خداوند كه خداوند این كلام را كه گفته است، بجا خواهد آورد، این است: آیا سایه ده درجه پیش برود یا ده درجه برگردد؟»
پس اشعیای نبی از خداوند استدعا نمود و سایه را از درجاتی كه بر ساعت آفتابی آحاز پایین رفته بود، ده درجه برگردانید.
و كاهنانِ بتها را كه پادشاهان یهودا تعیین نموده بودند تا در مكانهای بلندِ شهرهای یهودا و نواحی اورشلیم بخور بسوزانند، و آنانی را كه برای بَعْل و آفتاب و ماه و بروج و تمامی لشكر آسمان بخور میسوزانیدند، معزول كرد.
و اسبهایی را كه پادشاهان یهودا به آفتاب داده بودند كه نزد حُجرۀ نَتَنْمَلَكِ خواجهسرا در پیرامون خانه بودند، از مدخلِ خانۀ خداوند دور كرد و ارابههای آفتاب را به آتش سوزانید.
و مكانهای بلند و تماثیل شمس را از جمیع شهرهای یهودا دور كرد؛ پس مملكت به سبب او آرامی یافت.
و مذبحهای بَعْلیم را به حضور وی منهدم ساختند، و تماثیل شمس را كه بر آنها بود قطع نمود، و اَشَیرهها و تمثالها و بتهای ریختهشده را شكست، و آنها را خرد كرده، بر روی قبرهای آنانی كه برای آنها قربانی میگذرانیدند، پاشید.
كه آفتاب را امر میفرماید و طلوع نمیكند و ستارگان را مختوم میسازد؛
ماتم كنان بیآفتاب گردش میكنم و در جماعت برخاسته، تضرّع مینمایم.
خیمهای برای آفتاب در آنها قرار داد؛ و او مثل داماد از حجلهٔ خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند.
خروجش از کرانهٔ آسمان است و مدارش تا به کرانهٔ دیگر؛ و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
{مزمور آساف} خدا، خدا یهوه تکلّم میکند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا به مغربش میخواند.
روز از آنِ توست و شب نیز از آنِ تو. نور و آفتاب را تو برقرار نمودهای.
زیرا که یهوه خدا آفتاب و سپر است. خداوند فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که به راستی سالک باشند.
ماه را برای موسمها ساخت و آفتاب مغرب خود را میداند.
از مَطْلَع آفتاب تا مغرب آن، نام خداوند تسبیح خوانده شود.
آفتاب در روز به تو اذّیت نخواهد رسانید و نه ماهتاب در شب.
آفتاب را برای سلطنت روز، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.
ای آفتاب و ماه او را تسبیح بخوانید. ای همهٔ ستارگان نور او را تسبیح بخوانید.
البته روشنایی شیرین است و دیدن آفتاب برای چشمان نیكو است.
بر من نگاه نكنید چونكه سیهفام هستم، زیرا كه آفتاب مرا سوخته است. پسران مادرم بر من خشم نموده، مرا ناطور تاكستانها ساختند، امّا تاكستان خود را دیدهبانی ننمودم.
دختران اورشلیم: این كیست كه مثل صبح میدرخشد؟ و مانند ماه جمیل و مثل آفتاب طاهر و مانند لشكر بیدقدار مهیب است؟