Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Salutations

69 آیه · 37 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و خادمی از خادمانش به اَبِیجایل، زن نابال، خبر داده، گفت: «اینك داود، قاصدان از بیابان فرستاد تا آقای مرا تحیت گویند و او ایشان را اهانت نمود.

  2. و چون اَبِیجایل، داود را دید، تعجیل نموده، از الاغ پیاده شد و پیش داود به روی خود به زمین افتاده، تعظیم نمود.

  3. و داود نزد آن دویست نفر كه از شدت خستگی نتوانسته بودند در عقب داود بروند و ایشان را نزد وادی بَسور واگذاشته بودند آمد، و ایشان به استقبال داود و به استقبال قومی كه همراهش بودند بیرون آمدند. و چون داود نزد قوم رسید از سلامتی ایشان پرسید.

  4. تُوعِی‌، یورام‌، پسر خود را نزد داود پادشاه‌ فرستاد تا از سلامتی‌ او بپرسد، و او را تهنیت‌ گوید، از آن‌ جهت‌ كه‌ با هَدَدعَزَر جنگ‌ نموده‌، او را شكست‌ داده‌ بود، زیرا كه‌ هَدَدعَزَر با تُوعِی‌ مقاتله‌ می‌نمود و یورام‌ ظروف‌ نقره‌ و ظروف‌ طلا و ظروف‌ برنجین‌ با خود آورد.

  5. و اَخیمَعَص‌ ندا كرده‌، به‌ پادشاه‌ گفت‌: «سلامتی‌ است‌.» و پیش‌ پادشاه‌ رو به‌ زمین‌ افتاده‌، گفت‌: «یهُوَه‌ خدای‌ تو متبارك‌ باد كه‌ مردمانی‌ كه‌ دست‌ خود را بر آقایم‌ پادشاه‌ بلند كرده‌ بودند، تسلیم‌ كرده‌ است‌.»

  6. و یوآب‌ به‌ عماسا گفت‌: «ای‌ برادرم‌ آیا به‌ سلامت‌ هستی‌؟» و یوآب‌ ریش‌ عَماسا را به‌ دست‌ راست‌ خود گرفت‌ تا او را ببوسد.

  7. و بَتْشَبَع‌ خم‌ شده‌، پادشاه‌ را تعظیم‌ نمود و پادشاه‌ گفت‌: «تو را چه‌ شده‌ است‌؟»

  8. پس‌ او به‌ جِیحَزی‌ گفت‌: «كمر خود را ببند و عصای‌ مرا به‌ دستت‌ گرفته‌، برو و اگر كسی‌ را ملاقات‌ كنی‌، او را تحیت‌ مگو و اگر كسی‌ تو را تحیت‌ گوید، جوابش‌ مده‌ و عصای‌ مرا بر روی‌ طفل‌ بگذار.»

  9. و استر بار دیگر به‌ پادشاه‌ عرض‌ كرد و نزد پایهای‌ او افتاده‌، بگریست‌ و از او التماس‌ نمود كه‌ شرّ هامان‌ اجاجی‌ و تدبیری‌ را كه‌ برای‌ یهودیان‌ كرده‌ بود، باطل‌ سازد.

  10. به حضور وی صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاک را خواهند لیسید.

  11. و راه‌گذران نمی‌گویند برکت خداوند بر شما باد. شما را به نام خداوند مبارک می‌خوانیم.

  12. و پادشاهان‌ لالاهای‌ تو و ملكه‌های‌ ایشان‌ دایه‌های‌ تو خواهند بود و نزد تو رو به‌ زمین‌ افتاده‌، خاك‌ پای‌ تو را خواهند لیسید و تو خواهی‌ دانست‌ كه‌ من‌ یهوه‌ هستم‌ و آنانی‌ كه‌ منتظر من‌ باشند، خجل‌ نخواهند گردید.

  13. و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی در افتاده، او را پرستش کردند و ذخایر خود را گشوده، هدایای طلا و کُنْدُر و مُّر به وی گذرانیدند.

  14. و هرگاه برادران خود را فقط سلام گویید چه فضیلت دارید؟ آیا باجگیران چنین نمی‌کنند؟

  15. و چون به خانه‌ای درآیید، بر آن سلام نمایید؛

  16. و از او اجازت خواستند که محض دامن ردایش را لمس کنند و هر که لمس کرد، صحّت کامل یافت.

  17. لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر می‌گردد و این چیزها است که انسان را نجس می‌سازد.

  18. و تعظیم در کوچه‌ها را و اینکه مردم ایشان را آقا آقا بخوانند.

  19. در ساعت نزد عیسی آمده، گفت، سلام یا سیّدی! و او را بوسید.

  20. و تاجی از خار بافته، بر سرش گذاردند و نی بدست راست او دادند و پیش وی زانو زده، استهزاکنان او را می‌گفتند، سلام ای پادشاه یهود!

  21. و در هنگامی که بجهت اِخبار شاگردان او می‌رفتند، ناگاه عیسی بدیشان برخورده، گفت، سلام بر شما باد! پس پیش آمده، به قدمهای او چسبیده، او را پرستش کردند.

  22. که ناگاه یکی از رؤسای کنیسه، یایرُس نام آمد و چون او را بدید بر پایهایش افتاده،

  23. پس در تعلیم خود گفت، از کاتبان احتیاط کنید که خرامیدن در لباس دراز و تعظیمهای در بازارها

  24. پس فرشته نزد او داخل شده، گفت، سلام بر تو ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو در میان زنان مبارک هستی.

  25. و به خانهٔ زکریّا درآمده، به الیصابات سلام کرد.