- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Chariot
آیات کلیدی کتاب مقدس
و سلیمان ارابهها و سواران جمع كرده، هزار و چهارصد ارابه و دوازده هزار سوار داشت و آنها را در شهرهای ارابهها و نزد پادشاه در اورشلیم گذاشت.
و پادشاه نقره را در اورشلیم مثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ كه در صحراست، فراوان ساخت.
و اسبهای سلیمان از مصر آورده میشد، و تاجران پادشاه دستههای آنها را میخریدند هر دسته را به قیمت معین.
و یك ارابه را به قیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون آوردند، و میرسانیدند و یك اسب را به قیمت صد و پنجاه، و همچنین برای جمیع پادشاهان حِتّیان و پادشاهان اَرام به توسط آنها بیرون میآوردند.
و پادشاه اَرام سی و دو سردار ارابههای خود را امر كرده، گفت: نه با كوچك و نه با بزرگ، بلكه با پادشاه اسرائیل فقط جنگ نمایید.
و چون سرداران ارابهها یهُوْشافاط را دیدند، گفتند: یقیناً این پادشاه اسرائیل است. پس برگشتند تا با او جنگ نمایند و یهُوْشافاط فریاد برآورد.
و چون سرداران ارابهها دیدند كه او پادشاه اسرائیل نیست، از تعاقب او برگشتند.
و چون ایشان میرفتند و گفتگو میكردند، اینك ارابۀ آتشین و اسبان آتشینْ ایشان را از یكدیگر جدا كرد و ایلیا در گردباد به آسمان صعود نمود.
و چون اَلِیشَع این را بدید، فریاد برآورد كه ای پدرم! ای پدرم! ارابۀ اسرائیـل و سوارانش! پـس او را دیگـر ندید و جامۀ خـود را گرفتـه، آن را به دو حصّـه چاك زد.
و در سال پنجم سلطنت رَحُبْعام، شِیشَق پادشاه مصر به اورشلیم برآمد زیراكه ایشان بر خداوند عاصی شده بودند.
با هزار و دویست ارابه و شصت هزار سوار و خلقی كه از مصریان و لُوبیان و سُكیان و حَبَشیان همراهش آمدند، بیشمار بودند.
سپر جبّاران او سُرخ شده و مردان جنگی به قرمز ملبّس و ارابهها در روز تهیه او از فولادْ لامع است و نیزهها متحرّك میباشد.
ارابهها را در كوچهها بتندی میرانند، در چهارسوها بهم برمیخورند. نمایش آنها مثل مشعلها است و مانند برقها میدوند.
و بار دیگر چشمان خود را برافراشته،نگریستم و اینك چهار ارابه از میان دو كوه بیرون میرفت و كوهها كوههای مسین بود.
در ارابۀ اوّل اسبان سرخ و در ارابه دوّم اسبان سیاه،
و در ارابۀ سوّم اسبان سفید و در ارابۀ چهارم اسبان ابلقِ قوّی بود.
و فرشته را كه با من تكلّم مینمود خطاب كرده، گفتم: ای آقایم اینها چیستند؟
فرشته در جواب من گفت: «اینهاچهار روح افلاك میباشند كه از ایستادن به حضور مالك تمامی جهان بیرون میروند.
امّا آنكه اسبان سیاه را دارد، اینها بسوی زمین شمال بیرون میروند و اسبان سفید در عقب آنهابیرون میروند و ابلقها به زمین جنوب بیرون میروند.»
و آن اسبان قوّی بیرون رفته، آرزو دارند كه بروند و در جهان گردش نمایند؛ و او گفت: بروید و در جهان گردش نمایید. پس در جهان گردش كردند.
و او به من ندا در داد و مرا خطاب كرده، گفت: ببین آنهایی كه به زمین شمال بیرون رفتهاند، خشم مرا در زمین شمال فرو نشانیدند.