God
آیاتی که از God نام میبرند
و ما از تو رو نخواهیم تافت. ما را حیات بده تا نام تو را بخوانیم.
ای یهوه، خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تا نجات یابیم.
{برای سالار مغنیان برجتّیت. مزمور آساف.} ترنّم نمایید برای خدایی که قوّت ماست. برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید!
زیرا که این فریضهای است در اسرائیل و حکمی ازخدای یعقوب.
این را شهادتی در یوسف تعیین فرمود، چون بر زمین مصر بیرون رفت، جایی که لغتی را که نفهمیده بودم شنیدم،
دوشِ او را از بار سنگین آزاد ساختم و دستهای او از سبد رها شد.
در تنگی استدعا نمودی و تو را خلاصی دادم. در سِترِ رعد، تو را اجابت کردم و تو را نزد آب مَریبَه امتحان نمودم. سلاه.
ای قوم من بشنو و تو را تأکید میکنم. و ای اسرائیل اگر به من گوش دهی.
من یَهُوَه خدای تو هستم که تو را از زمین مصر برآوردم. دهان خود را نیکو باز کن و آن را پر خواهم ساخت.
لیکن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند.
پس ایشان را به سختیِ دلشان ترک کردم که به مشورتهای خود سلوک نمایند.
ای کاش که قوم من به من گوش میگرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالک میبودند.
آنگاه دشمنان ایشان را بزودی به زیر میانداختم و دست خود را برخصمان ایشان برمیگردانیدم.
آنانی که از خداوند نفرت دارند بدو گردن مینهادند. امّا زمان ایشان باقی میبود تا ابدالآباد.
ایشان را به نیکوترین گندم میپرورد؛ و تو را به عسل از صخره سیر میکردم.
{مزمور آساف} خدا در جماعت خدا ایستاده است، در میان خدایان داوری میکند،
من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی.
ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیرا که تو تمامیِ امّتها را متصرف خواهی شد.
{سرود و مزمور آساف} ای خدا تو را خاموشی نباشد! ای خدا ساکت مباش و میارام!
زیرا اینک، دشمنانت شورش میکنند و آنانی که از تو نفرت دارند، سر خود را برافراشتهاند.
بر قوم تو مکاید میاندیشند وبر پناهآوردگان تو مشورت میکنند.
زیرا به یک دل با هم مشورت میکنند و بر ضد تو عهد بستهاند.
که میگفتند، مساکن خدا را برای خویشتن تصرف نماییم.
ای خدای من، ایشان را چون غبارِ گردباد بساز و مانند کاه پیش روی باد.
همچنان ایشان را به تند باد خود بران و به طوفان خویش ایشان را آشفته گردان.