God
آیاتی که از God نام میبرند
جان مرا نگاه دار زیرا من متقّی هستم. ای خدای من، بندهٔٔ خود را که بر تو توکّل دارد، نجات بده.
ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که تمامیِ روز تو را میخوانم!
جان بندهٔٔ خود را شادمان گردان زیرا ای خداوند جان خود را نزد تو برمیدارم.
زیرا تو ای خداوند، نیکو و غفار هستی و بسیار رحیم برای آنانی که تو را میخوانند.
ای خداوند دعای مرا اجابت فرما و به آواز تضّرع من توجه نما!
در روز تنگی خود تو را خواهم خواند زیرا که مرا مستجاب خواهی فرمود.
ای خداوند در میان خدایان مثل تو نیست و کاری مثل کارهای تو نی.
ای خداوند همهٔٔ امّتهایی که آفریدهای آمده، به حضور تو سجده خواهند کرد و نام تو را تمجید خواهند نمود.
زیرا که تو بزرگ هستی و کارهای عجیب میکنی. تو تنها خدا هستی.
ای خداوند طریق خود را به من بیاموز تا در راستی تو سالک شوم. دل مرا واحد ساز تا از نام تو ترسان باشم.
ای خداوند خدای من، تو را به تمامی دِل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم کرد تا ابدالآباد.
زیرا که رحمت تو به من عظیم است و جان مرا از هاویهٔ اسفل رهانیدهای.
ای خدا متکبّران بر من برخاستهاند و گروهی از ظالمان قصد جان من دارند و تو را در مد نظر خود نمیآورند.
و تو ای خداوند خدای رحیم و کریم هستی. دیر غضب و پُر از رحمت و راستی.
بسوی من التفات کن و بر من کرم فرما. قوّت خود را به بندهات بده و پسر کنیز خود را نجاتبخش.
علامت خوبی را به من بنما تا آنانی که از من نفرت دارند آن را دیده، خجل شوند زیرا که تو ای خداوند مرا اعانت کرده و تسلّی دادهای.
.2 خداوند دروازههای صهیون را دوست میدارد، بیشتر از جمیع مسکنهای یعقوب.
سخنهای مجید دربارهٔٔ تو گفته میشود، ای شهر خدا! سِلاه.
رَهَبْ و بابل را از شناسندگان خود ذکر خواهم کرد. اینک، فلسطین و صور و حبش، این در آنجا متولد شده است.
و دربارهٔٔ صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شدهاند. و خود حضرت اعلی آن را استوارخواهد نمود.
خداوند چون امّتها را مینویسد، ثبت خواهد کرد که این در آنجا متولد شده است، سِلاه.
{سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر مَحْلَتْ لَعَّنوتْ. قصیدهٔ هیمانِ اَزْراحی} ای یَهُوَه خدای نجات من، شب و روز نزد تو فریاد کردهام.
دعای من به حضور تو برسد، به نالهٔ من گوش خود را فراگیر.
در میان مردگان منفرد شده، مثل کُشتگان که در قبر خوابیدهاند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شدهاند.
خشم تو بر من سنگین شده است و به همهٔٔ امواج خود مرا مبتلا ساختهای، سِلاه.