- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
David
آیاتی که از David نام میبرند
و داود به پسر خود سلیمان نمونه رواق و خانه ها و خزاین و بالا خانه ها و حجره های اندرونی آن و خانه کرسی رحمت،
(و داود گفت): خداوند این همه را یعنی تمامی کارهای این نمونه را از نوشته دست خود که بر من بود به من فهمانید.
و داود به پسر خود سلیمان گفت: قوی و دلیر باش و مشغول شو و ترسان و هراسان مباش، زیرا یهوه خدا که خدای من می باشد، با تو است و تا همه کار خدمت خانه خداوند تمام نشود، تو را وا نخواهد گذاشت و تو را ترک نخواهد نمود.
و داود پادشاه به تمامی جماعت گفت:«پسرم سلیمان كه خدا او را بهتنهایی برای خود برگزیده، جوان و لطیف است و این مُهِمّ عظیمی است زیرا كه هیكلْ به جهت انسان نیست بلكه برای یهُوَه خدا است.
آنگاه قوم از آن رو كه به خوشی دل هدیه آورده بودند شاد شدند زیرا به دل كامل هدایای تبرّعی برای خداوند آوردند و داود پادشاه نیز بسیار شاد و مسرور شد.
و داود به حضور تمامی جماعت خداوند را متبارك خواند و داود گفت: «ای یهُوَه خدای پدر ما اسرائیل تو از ازل تا به ابد متبارك هستی.
پس داود به تمامی جماعت گفت: «یهُوَه خدای خود را متبارك خوانید.» و تمامی جماعتْ یهُوَه خدای پدران خویش را متباركخوانده، به رو افتاده، خداوند را سجده كردند و پادشاه را تعظیم نمودند.
و در آن روز به حضور خداوند به شادی عظیم اكل و شرب نمودند، و سلیمان پسر داود را دوباره به پادشاهی نصب نموده، او را به حضور خداوند به ریاست و صادوق را به كهانت مسح نمودند.
پس سلیمان بر كرسی خداوند نشسته، به جای پدرش داود پادشاهی كرد و كامیاب شد و تمامی اسرائیل او را اطاعت كردند.
و جمیع سروران و شجاعان و همۀ پسران داود پادشاه نیز مطیع سلیمان پادشاه شدند.
پس داود بنیسی بر تمامی اسرائیل سلطنت نمود.
و اینك امور اول و آخر داود پادشـاه در سِفْرِ اخبـار سموئیل رایی و اخبار ناتان نبی و اخبار جاد رایی،
و سلیمان پسر داود در سلطنت خود قوی شد و یهُوَه خدایش با وی میبود و او را عظمت بسیار بخشید.
لیكن داود تابوت خدا را از قریه یعاریم به جایی كه داود برایش مهیا كرده بود، بالا آورد و خیمهای برایش در اورشلیم برپا نمود.
سلیمان به خدا گفت: «تو به پدرم داود احسان عظیم نمودی و مرا به جای او پادشاه ساختی.
حال ای یهُوَه خدا به وعدۀ خود كه به پدرم داود دادی وفا نما زیرا كه تو مرا بر قومی كه مثل غبارزمین كثیرند پادشاه ساختی.
و سلیمان نزد حورام، پادشاه صور فرستاده، گفت: «چنانكه با پدرم داود رفتار نمودی و چوب سرو آزاد برایش فرستادی تا خانهای به جهت سكونت خویش بنا نماید، (همچنین با من رفتار نما).
وحال كسی را برای من بفرست كه در كار طلا و نقره و برنج و آهن و ارغوان و قرمز و آسمانجونی ماهر و در صنعت نقاشی دانا باشد، تا با صنعتگرانی كه نزد من در یهودا و اورشلیم هستند كه پدر من داود ایشان را حاضر ساخت، باشد.
و حورام گفت: «متبارك باد یهُوَه خدای اسرائیل كه آفرینندۀ آسمان و زمین میباشد، زیرا كه به داود پادشاه پسری حكیم و صاحب معرفت و فهم بخشیده است تا خانهای برای خداوند و خانهای برای سلطنت خودش بنا نماید.
و او پسر زنی از دختران دان است، و پدرش مرد صوری بود و به كار طلا و نقره و برنج و آهن و سنگ و چوب و ارغوان و آسمانجونی و كتان نازك و قرمز و هر صنعت نقاشی و اختراع همۀ اختراعات ماهر است، تا برای او با صنعتگران تو و صنعتگران آقایم پدرت داود كاری معین بشود.
پس سلیمان تمامی مردان غریب را كه در زمین اسرائیل بودند، بعد از شماره ای كه پدرش داود آنها را شمرده بود شمرد، و صد و پنجاه و سه هزار و ششصد نفر از آنها یافت شدند.
و سلیمان شروع كرد به بنا نمودن خانۀ خداوند در اورشلیم بر كوه موریا، جایی كه ( خداوند ) بر پدرش داود ظاهر شده بود، جایی كه داود در خرمنگاه ارنون یبوسی تعیین كرده بود.
پس تمامی كاری كه سلیمان به جهت خانۀ خداوند كرد تمام شد، و سلیمان موقوفات پدرش داود را داخل ساخت، و نقره و طلا و سایر آلات آنها را در خزاین خانۀ خدا گذاشت.
آنگاه سلیمان مشایخ اسرائیل و جمیع رؤسای اسباط و سروران آبای بنیاسرائیل را در اورشلیم جمع كرد تا تابوت عهد خداوند را از شهر داود كه صهیون باشد، برآورند.
پس گفت: «یهُوَه خدایاسرائیل متبارك باد كه به دهان خود به پدرم داود وعده داده، و به دست خود آن را به جا آورده، گفت: