آیات کتاب مقدس دربارهٔ Zipporah
آیات کلیدی کتاب مقدس
و كاهن مدیان را هفت دختر بود كه آمدند و آب كشیده، آبخورها را پر كردند، تا گلۀ پدر خویش را سیراب كنند.
و شبانان نزدیك آمدند، تا ایشان را دور كنند. آنگاه موسی برخاسته، ایشان را مدد كرد، و گلۀ ایشان را سیراب نمود.
و چون نزد پدر خود رعوئیل آمدند، او گفت: «چگونه امروز بدین زودی برگشتید؟»
گفتند: «شخصی مصری ما را از دست شبانان رهایی داد، و آب نیز برای ما كشیده، گله را سیراب نمود.»
پس به دختران خود گفت: «او كجاست؟ چرا آن مرد را ترك كردید؟ وی را بخوانید تا نان خورَد.»
و موسی راضی شد كه با آن مرد ساكن شود. و او دختر خود، صفوره را به موسی داد.
و آن زن پسری زایید، و (موسی) او را جِرشون نام نهاد، چه گفت: «در زمین بیگانه نزیل شدم.»
آنگاه صِفوره سنگی تیز گرفته، غُلْفۀ پسر خود را ختنه كرد و نزد پای وی انداخته، گفت: «تو مرا شوهر خون هستی.»
پس او وی را رها كرد. آنگاه (صفوره) گفت: «شوهر خون هستی،» به سبب ختنه.
آنگاه یترون پدرزن موسی، صَفّوره، زن موسی را برداشت، بعد از آنكه او را پس فرستاده بود.
و دو پسر او را كه یكی را جرشون نام بود، زیرا گفت: «در زمین بیگانه غریب هستم،»
و دیگری را الیعازر نام بود، زیرا گفت: «كه خدای پدرم مددكار من بوده، مرا از شمشیر فرعون رهانید.»
پس یترون، پدر زن موسی، با پسران و زوجهاش نزد موسی به صحرا آمدند، در جایی كه او نزد كوه خدا خیمه زده بود.
و به موسی خبر داد كه من یترون، پدر زن تو با زن تو و دو پسرش نزد تو آمدهایم.
و مریم و هارون دربارۀ زن حبشی كه موسی گرفته بود، بر او شكایت آوردند، زیرا زن حبشی گرفته بود.