- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ The Ishmaelites
آیات کلیدی کتاب مقدس
و این است نامهای پسران اسماعیل، موافق اسمهای ایشان به حسب پیدایش ایشان. نخستزادۀ اسماعیل، نَبایوت، و قیدار و اَدَبیل و مِبسام.
و مشماع و دومه و مسا
و حدار و تیما و یطُور و نافِیش و قِدْمَه.
و زَبَح و صَلْمُونَّع در قَرْقُورْ با لشكر خود به قدر پانزده هزار نفر بودند. تمامی بقیه لشكر بنیمشرق این بود، زیرا صد و بیست هزار مرد جنگی افتاده بودند.
و جِدْعُون به راه چادرنشینان به طرف شرقی نُوبَح و یجْبَهاه برآمده، لشكر ایشان را شكست داد، زیرا كه لشكر مطمئن بودند.
و زَبَح و صَلْمُونَّع فرار كردند و ایشان را تعاقب نموده، آن دو ملك مدیان یعنی زَبَح و صَلْمُونَّع را گرفت و تمامی لشكر ایشان را منهزم ساخت.
و جِدْعُون بنیوآش از بالای حارَس از جنگ برگشت.
و جوانی از اهل سكوت را گرفته، از او تفتیش كرد و او برای وی نامهای سرداران سكوت و مشایخ آن را كه هفتاد و هفت نفر بودند، نوشت.
پس نزد اهل سكوت آمده، گفت: «اینك زَبَح و صَلْمُونَّع كه دربارۀ ایشان مرا طعنه زده، گفتید مگر دست زَبَح و صَلْمُونَّع الا´ن در دست تو است تا به مردان خستۀ تو نان بدهیم.»
پس مشایخ شهر و شوك و خارهای صحرارا گرفته، اهل سُكُّوت را به آنها تأدیب نمود.
و برج فَنُوعِیل را منهدم ساخته، مردان شهر را كشت.
و به زَبَح و صَلْمُونَّع گفت: «چگونه مردمانی بودند كه در تابور كشتید.» گفتند: «ایشان مثل تو بودند؛ هر یكی شبیه شاهزادگان.»
گفت: «ایشان برادرانم و پسران مادر من بودند؛ به خداوند حی قسم اگر ایشان را زنده نگاه میداشتید، شما را نمیكشتم.»
و به نخستزادۀ خود، یتَر، گفت: «برخیز و ایشان را بكش.» لیكن آن جوان شمشیر خود را از ترس نكشید چونكه هنوز جوان بود.
پس زَبَح و صَلْمُونَّع گفتند: «تو برخیز و ما را بكش زیرا شجاعت مرد مثل خود اوست.» پس جِدْعُون برخاسته، زَبَح و صَلْمُونَّع را بكشت و هلالهایی كه بر گردن شتران ایشان بود، گرفت.
پس مردان اسرائیل به جِدْعُون گفتند: «بر ما سلطنت نما، هم پسر تو و پسر پسر تو نیز چونكه ما را از دست مدیان رهانیدی.»
جِدْعُون در جواب ایشان گفت: «من بر شما سلطنت نخواهم كرد، و پسر من بر شما سلطنت نخواهد كرد، خداوند بر شما سلطنت خواهد نمود.»
و جِدْعُون به ایشان گفت: «یك چیز از شما خواهش دارم كه هر یكی از شما گوشوارههای غنیمت خود را به من بدهد.» زیرا كه گوشوارههای طلا داشتند، چونكه اسمعیلیان بودند.
این است پیدایش ایشان: نخستزاده اسماعیل: نَبایوت و قیدار و اَدَبْئیل و مِبْسام،
و مِشْماع و دُوْمَه و مَسّا و حَدَد و تیما،
و یطُور و نافیش و قِدْمَه كه اینان پسران اسماعیل بودند.
از بنیرؤبین و جادیان و نصف سبط مَنَّسی شجاعان و مردانی كه سپر و شمشیر برمیداشتند و تیراندازان و جنگآزمودگان كه به جنگ بیرون میرفتند، چهل و چهار هزار و هفت صد و شصت نفر بودند.
و ایشان با حاجریان و یطُور و نافیش و نوداب مقاتله نمودند.
و بر ایشان نصرت یافتند و حاجریان و جمیع رفقای آنها به دست ایشان تسلیم شدند زیرا كه در حین جنگ نزد خدا استغاثه نمودند و او ایشان را چونكه بر او توكل نمودند، اجابت فرمود.
وحی دربارۀ عرب: ای قافلههای ددانیان در جنگل عرب منزل كنید.