- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Secretary: General references
آیات دربارهٔ General references
و صادوق بن اَخیطوب و اَخیملك بن اَبِیاتار، كاهن بودند و سرایا كاتب بود.
و اَدُورام سردار باجگیران و یهُوشافاط بن اَخِیلُود وقایع نگار،
و اَلِیحُوْرَف و اَخِیا پسران شِیشَه كاتبان و یهُوْشافاط بن اَخِیلُود وقایع نگار،
و چون دیدند كه نقرۀ بسیار در صندوق بود، كاتب پادشاه و رئیس كهنه برآمده، نقرهای را كه در خانۀ خداوند یافت میشد، در كیسهها بسته، حساب آن را میدادند.
و نقرهای را كه حساب آن داده میشد، به دست كارگذارانی كه بر خانۀ خداوند گماشته بودند، میسپردند. و ایشان آن را به نجّاران و بنّایان كه در خانۀ خداوند كار میكردند، صرف مینمودند،
و به معماران و سنگتراشان و به جهت خریدن چوب و سنگهای تراشیده برای تعمیر خرابیهای خانۀ خداوند ، و به جهت هر خرجی كه برای تعمیر خانه لازم میبود.
و چون پادشاه را خواندند، اِلْیاقیم بن حِلْقیا كه ناظر خانه بود و شِبْنای كاتب و یوآخ بن آساف وقایعنگار، نزد ایشان بیرون آمدند.
پس الیاقیم بن حِلْقِیا كه ناظر خانه بود و شْبِنَۀ كاتب و یوآخ بن آسافِ وقایعنگار با جامۀ دریده نزد حِزْقیا آمدند و سخنان رَبْشاقی را به او باز گفتند.
یوشیا هشت ساله بود كه پادشاه شد و در اورشلیم سی و یك سال سلطنت نمود. و اسم مادرش یدیده، دختر عَدایه، از بُصْقَت بود.
و آنچه را كه در نظر خداوند پسند بود، به عمل آورد، و به تمامی طریق پدر خود، داود سلوك نموده، به طرف راست یا چپ انحراف نورزید.
و در سال هجدهمِ یوشیا پادشاه واقع شد كه پادشاه، شافان بن اَصَلْیا بن مَشُلاّمِ كاتب را به خانۀ خداوند فرستاده، گفت:
« نزد حِلْقیا رئیس كهنه برو و او نقرهای را كه به خانۀ خداوند آورده میشود و مستحفظانِ در، آن را از قوم جمعمیكنند، بشمارد.
و آن را به دست سركارانی كه بر خانۀ خداوند گماشته شدهاند، بسپارند تا ایشان آن را به كسانی كه در خانۀ خداوند كار میكنند، به جهت تعمیر خرابیهای خانه بدهند،
یعنی به نجاران و بنایان و معماران، و تا چوبها و سنگهای تراشیده به جهت تعمیر خانه بخرند.»
اما نقرهای را كه به دست ایشان سپردند، حساب نكردند زیرا كه به امانت رفتار نمودند.
و حِلْقیا، رئیس كهنه، به شافانِ كاتب گفت: «كتاب تورات را در خانۀ خداوند یافتهام.» و حِلْقیا آن كتاب را به شافان داد كه آن را خواند.
و شافانِ كاتب نزد پادشاه برگشت و به پادشاه خبر داده، گفت: «بندگانت، نقرهای را كه در خانۀ خداوند یافت شد، بیرون آوردند و آن را به دست سركارانی كه بر خانۀ خداوند گماشته بودند، سپردند.»
و شافان كاتب، پادشاه را خبر داده، گفت: «حِلْقیا، كاهن، كتابی به من داده است.» پس شافان آن را به حضور پادشاه خواند.
پس چون پادشاه سخنان سفر تورات را شنید، لباس خود را درید.
و پادشاه، حِلْقیای كاهن و اخیقام بن شافان و عَكْبُور بن میكایا و شافانِ كاتب و عَسایا، خادم پادشاه را امر فرموده، گفت:
« بروید و از خداوند برای من و برای قوم و برای تمامی یهودا دربارۀ سخنانی كه در این كتاب یافت میشود، مسألت نمایید، زیرا غضب خداوند كه بر ما افروخته شده است، عظیم میباشد، از این جهت كه پدران ما به سخنان این كتاب گوش ندادند تا موافق هرآنچه دربارۀ ما مكتوب است، عمل نمایند.»
پس حِلْقیای كاهن و اَخیقام و عَكْبُور وشافان و عَسایا نزد حُلْدَۀ نبیه، زن شُلاّم بن تِقْوَه بن حَرْحَسِ لباسدار، رفتند و او در محلۀ دوم اورشلیم ساكن بود؛ و با وی سخن گفتند.
و یهُوناتان عموی داود مشیر و مرد دانا و فقیه بود و یحیئیل بن حَكْمُونی همراه پسران پادشاه بود.
پس كاتبانِ پادشاه را در روز سیزدهم ماه اوّل احضار نمودند و بر وفق آنچه هامان امر فرمود، به امیران پادشاه و به والیانی كه بر هر ولایت بودند و بر سروران هر قوم مرقوم شد، به هر ولایت، موافق خطّ آن و به هر قوم موافق زبانش، به اسم اَخْشُورُش پادشاه مكتوب گردید و به مُهر پادشاه مختوم شد.
پس در آن ساعت، در روز بیست و سوّم ماه سوّم كه ماه سیوان باشد، كاتبان پادشاه را احضار كردند و موافق هر آنچه مُرْدِخای امر فرمود، به یهودیان و امیران و والیان و رؤسای ولایتها یعنی صد و بیست و هفت ولایت كه از هند تا حبش بود نوشتند، به هر ولایت، موافق خطّ آن و به هر قوم، موافق زبان آن و به یهودیان، موافق خطّ و زبان ایشان.