- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Prudence
آیات کلیدی کتاب مقدس
پس یعقوب، قاصدان پیش روی خود نزد برادر خویش، عیسو به دیار سعیر به بلاد ادوم فرستاد،
و ایشان را امر فرموده، گفت: «به آقایم، عیسو چنین گویید كه بندۀ تو یعقوب عرض میكند با لابان ساكن شده، تاكنون توقف نمودم،
و برای من گاوان و الاغان و گوسفندان و غلامان و كنیزان حاصل شده است؛ و فرستادم تا آقای خود را آگاهی دهم و در نظرت التفات یابم.»
پس قاصدان نزد یعقوب برگشته، گفتند: نزد برادرت، عیسو رسیدیم و اینك با چهارصد نفر به استقبال تو میآید.
آنگاه یعقوب به نهایت ترسان و متحیر شده، كسانی را كه با وی بودند باگوسفندان و گاوان و شتران به دو دسته تقسیم نمود
و گفت: هر گاه عیسو به دستۀ اول برسد و آنها را بزند، همانا دستۀ دیگر رهایی یابد.
و یعقوب گفت: «ای خدای پدرم، ابراهیم و خدای پدرم، اسحاق، ای یهوه كه به من گفتی به زمین و به مُولَد خویش برگرد و با تو احسان خواهم كرد،
كمتر هستم از جمیع لطفها و از همۀ وفایی كه با بندۀ خود كردهای زیرا كه با چوبدست خود از این اردن عبور كردم و الا´ن (مالك) دو گروه شدهام.
اكنون مرا از دست برادرم، از دست عیسو رهایی ده زیرا كه من از او میترسم، مبادا بیاید و مرا بزند، یعنی مادر و فرزندان را.
و تو گفتی هرآینه با تو احسان كنم و ذریت تو را مانند ریگ دریا سازم كه از كثرت، آن را نتوان شمرد. »
پس آن شب را در آنجا بسر برد و از آنچه بدستش آمد، ارمغانی برای برادر خود، عیسو گرفت:
دویست ماده بز با بیست بز نر و دویست میش با بیست قوچ،
و سی شتر شیرده با بچههای آنها و چهل ماده گاو با ده گاو نر و بیست ماده الاغ با ده كره.
و آنها را دسته دسته، جداجدا به نوكران خود سپرد و به بندگان خود گفت: پیش روی من عبور كنید و در میان دستهها فاصله بگذارید.
و نخستین را امر فرموده، گفت كه «چون برادرم عیسو به تو رسد و از تو پرسیده، بگوید: از آن كیستی و كجا میروی و اینها كه پیش توست از آن كیست؟
بدو بگو: این از آن بندهات، یعقوب است، و پیشكشی است كه برای آقایم، عیسو فرستاده شده است و اینك خودش نیز در عقبماست.»
و همچنین دومین و سومین و همۀ كسانی را كه از عقب آن دستهها میرفتند، امر فرموده، گفت: «چون به عیسو برسید، بدو چنین گویید،
و نیز گویید: اینك بندهات، یعقوب در عقب ماست.» زیرا گفت: غضب او را بدین ارمغانی كه پیش من میرود، فرو خواهم نشانید، و بعد چون روی او را بینم، شاید مرا قبول فرماید.
پس ارمغان، پیش از او عبور كرد و او آن شب را در خیمهگاه بسر برد.
و شبانگاه، خودش برخاست و دو زوجه و دو كنیز و یازده پسر خویش را برداشته، ایشان را از معبر یبوق عبور داد.
ایشان را برداشت و از آن نهر عبور داد، و تمام مایملك خود را نیز عبور داد.
و فرعون به یوسف گفت: «چونكه خدا كل این امور را بر تو كشف كرده است، كسی مانند تو بصیر و حكیم نیست.
اكنون سخن مرا بشنو. تو را پند میدهم و خدا با تو باد؛ و تو برای قوم به حضور خدا باش، و امور ایشان را نزد خدا عرضه دار.
و فرایض و شرایع را بدیشان تعلیم ده، و طریقی را كه بدان میباید رفتار نمود، و عملی را كه میباید كرد، بدیشان اعلام نما.
و از میان تمامی قوم، مردان قابل را كه خداترس و مردان امین، كه از رشوت نفرت كنند، جستجو كرده، بر ایشان بگمار، تا رؤسای هزاره و رؤسای صده و رؤسای پنجاه و رؤسای ده باشند.