Skip to content

Hushai

13 آیه · 1 عضو خانواده

آیاتی که از Hushai نام می‌برند

  1. و چون‌ داود به‌ فراز كوه‌، جایی‌ كه‌ خدا را سجده‌ می‌كنند رسید، اینك‌ حُوشای‌ اَرْكی‌ با جامه‌ دریده‌ و خاك‌ بر سر ریخته‌ او را استقبال‌ كرد.

  2. پس‌ حُوشای‌، دوست‌ داود، به‌ شهر رفت‌ و اَبْشالوم‌ وارد اورشلیم‌ شد.

  3. و چون‌ حوشای‌ اَرْكی‌، دوست‌ داود، نزد اَبْشالوم‌ رسید، حوشای‌ به‌ اَبْشالوم‌ گفت‌: «پادشاه‌ زنده‌ بماند! پادشاه‌ زنده‌ بماند!»

  4. و اَبْشالوم‌ به‌ حوشای‌ گفت‌: «آیا مهربانی‌ تو با دوست‌ خود این‌ است‌؟ چرا با دوست‌ خود نرفتی‌؟»

  5. و حوشای‌ به‌ اَبْشالوم‌ گفت‌: «نی‌، بلكه‌ هركس‌ را كه‌ خداوند و این‌ قوم‌ و جمیع‌ مردان‌ اسرائیل‌ برگزیده‌ باشند، بندۀ او خواهم‌ بود و نزد او خواهم‌ ماند.

  6. و اَبْشالوم‌ گفت‌: «حوشای‌ اَرْكی‌ را نیز بخوانید تا بشنویم‌ كه‌ او چه‌ خواهد گفت‌.»

  7. و چون‌ حوشای‌ نزد اَبْشالوم‌ آمد، اَبْشالوم‌ وی‌ را خطاب‌ كرده‌، گفت‌: «اَخیتُوفَل‌ بدین‌ مضمون‌ گفته‌ است‌؛ پس‌ تو بگو كه‌ بر حسب‌ رای‌ او عمل‌ نماییم‌ یا نه‌.»

  8. حوشای‌ به‌ اَبْشالوم‌ گفت‌:«مشورتی‌ كه‌ اَخیتُوفَل‌ این‌ مرتبه‌ داده‌ است‌، خوب‌ نیست‌.»

  9. و حوشای‌ گفت‌: «می‌دانی‌ كه‌ پدرت‌ و مردانش‌ شجاع‌ هستند و مثل‌ خرسی‌ كه‌ بچه‌هایش‌ را در بیابان‌ گرفته‌ باشند، در تلخی‌ جانند؛ و پدرت‌ مرد جنگ‌ آزموده‌ است‌، و شب‌ را در میان‌ قوم‌ نمی‌ماند.

  10. پس‌ اَبْشالوم‌ و جمیع‌ مردان‌ اسرائیل‌ گفتند: «مشورت‌ حوشای‌ اَرْكی‌ از مشورت‌ اَخیتُوفَل‌ بهتر است‌.» زیرا خداوند مقدر فرموده‌ بود كه‌ مشورت‌ نیكوی‌ اَخیتُوفَل‌ را باطل‌ گرداند تا آنكه‌ خداوند بدی‌ را بر اَبْشالوم‌ برساند.

  11. و حوشای‌ به‌ صادوق‌ و ابیاتار كَهَنَه‌ گفت‌: «اَخیتُوفَل‌ به‌ اَبْشالوم‌ و مشایخ‌ اسرائیل‌ چنین‌ وچنان‌ مشورت‌ داده‌، و من‌ چنین‌ و چنان‌ مشورت‌ داده‌ام‌.

  12. و بَعْنا ابن‌ حوشای‌ در اَشیر و بَعْلُوت‌،

  13. اَخْیتُوفَلْ مشیر پادشاه‌ و حوشای‌ اَرْكِی‌ دوست‌ پادشاه‌ بود.