آیات کتاب مقدس دربارهٔ Gold
آیات کلیدی کتاب مقدس
و آن را به طلای خالص بپوشان. آن را از درون و بیرون بپوشان، و بر زبرش به هر طرف تاجی زرین بساز.
و برایش چهار حلقۀ زرین بریز، و آنها را بر چهار قایمهاش بگذار، دو حلقه بر یك طرفش و دو حلقه بر طرف دیگر.
و دو عصا از چوب شطیم بساز، و آنها را به طلا بپوشان.
و رختهایی كه میسازند این است: سینهبند و ایفود و ردا و پیراهن مُطَرَّز و عمامه و كمربند. این رختهای مقدس را برای برادرت هارون و پسرانش بسازند تا بجهت من كهانت كنند.
و ایشان طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك را بگیرند.
« و ایفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتانِ نازكِ تابیده شده، از صنعت نساج ماهر بسازند.
و سلیمان تمامی آلاتی كه در خانۀ خداوند بود ساخت، مذبح را از طلا و میز را كه نانِ تَقْدِمِه بر آن بود از طلا.
و شمعدانها را كه پنج از آنها به طرف راست و پنج به طرف چپ روبروی محراب بود، از طلای خالص و گُلها و چراغها و انبرها را از طلا،
و طاسها و گُلْگیرها و كاسهها و قاشقها و مجمرها را از طلای خالص و پاشنهها را هم به جهت درهای خانۀ اندرونی، یعنی به جهت قدسالاقداس و هم به جهت درهای خانه، یعنی هیكل، از طلا ساخت.
پس تمامی كاری كه سلیمان پادشاه برای خانۀ خداوند ساخت تمام شد و سلیمان چیزهایی را كه پدرش داود وقف كرده بود، از نقره و طلا و آلات درآورده، در خزینههای خانۀ خداوند گذاشت.
و سلیمان تمامی آلات را كه در خانۀ خدا بود و مذبح طلا و میزها را كه نانِ تَقْدِمِه بر آنها بود ساخت.
و شمعدانها و چراغهای آنها را از طلای خالص تا برحسب معمول در مقابل محراب افروخته شود.
و گلها و چراغها و انبرها را از طلا یعنی از زر خالص ساخت.
وگُلگیرها و كاسهها و قاشقها و مجمرها را از طلای خالص (ساخت)، و دروازه خانه و درهای اندرونی آن به جهت قدسالاقداس و درهای خانۀ هیكل از طلا بود.
و نقره و طلا و ظروف هدیه خدای ما را كه پادشاه و مشیران و سرورانش و تمامی اسرائیلیانی كه حضور داشتند داده بودند، به ایشان وزن نمودم.
پس ششصد و پنجاه وزنه نقره و صد وزنه ظروف نقره و صد وزنه طلا به دست ایشان وزن نمودم.
و بیست طاس طلا هزار درهم و دو ظرف برنج صیقلی خالص كه مثل طلا گرانبها بود.
و به ایشان گفتم: «شما برای خداوند مقدّس میباشید و ظروف نیز مقدّس است و نقره و طلا به جهت یهوه خدای پدران شما هدیه تبرّعی است.
سر این تمثال از طلای خالص و سینه و بازوهایش از نقره و شكم و رانهایش از برنج بود.
و ساقهایش از آهن و پایهایش قدری از آهن و قدری از گِل بود.
و مشاهده مینمودی تا سنگی بدون دستها جدا شده، پایهای آهنین و گلین آن تمثال را زد و آنها را خرد ساخت.
آنگاه آهن و گِل و برنج و نقره و طلا با هم خرد شد و مثل كاهِ خرمن تابستانی گردیده، باد آنها را چنان برد كه جایی به جهت آنها یافت نشد. و آنسنگ كه تمثال را زده بود كوه عظیمی گردید و تمامی جهان را پر ساخت.
خواب همین است و تعبیرش را برای پادشاه بیان خواهیم نمود.
ای پادشاه، تو پادشاه پادشاهان هستی زیرا خدای آسمانها سلطنت و اقتدار و قوّت و حشمت به تو داده است.
و در هر جایی كه بنیآدم سكونت دارند، حیوانات صحرا و مرغان هوا را به دست تو تسلیم نموده و تو را بر جمیع آنها مسلّط گردانیده است. آن سَرِ طلا تو هستی.