پرش به محتوا

circa 6 BC – AD 30

The Life of Jesus

The eternal Son of God enters history: born in Bethlehem, baptized in the Jordan, crucified at Golgotha, raised on the third day.

3,779 آیه · 4 کتاب پوشش‌داده‌شده

پالایش بر اساس کتاب
  1. لوقا ۹:۱۹حدود ۳۲ م.

    در جواب گفتند، یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس و دیگران می‌گویند که یکی از انبیای پیشین برخاسته است.

  2. لوقا ۹:۲۰حدود ۳۲ م.

    بدیشان گفت، شما مرا کِه می‌دانید؟ پطرس در جواب گفت، مسیح خدا.

  3. لوقا ۹:۲۱حدود ۳۲ م.

    پس ایشان را قدغن بلیغ فرمود که هیچ‌کس را از این اطّلاع مدهید.

  4. لوقا ۹:۲۲حدود ۳۲ م.

    و گفت، لازم است که پسر انسان زحمت بسیار بیند و از مشایخ و رؤسای کهنه و کاتبان ردّ شده، کشته شود و روز سوم برخیزد.

  5. لوقا ۹:۲۳حدود ۳۲ م.

    پس به همه گفت، اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند می‌باید نفس خود را انکار نموده، صلیب خود را هر روزه بردارد و مرا متابعت کند.

  6. لوقا ۹:۲۴حدود ۳۲ م.

    زیرا هر که بخواهد جان خود را خلاصی دهد آن را هلاک سازد و هر کس جان خود را بجهت من تلف کرد، آن را نجات خواهد داد.

  7. لوقا ۹:۲۵حدود ۳۲ م.

    زیرا انسان را چه فایده دارد که تمام جهان را ببرد و نفس خود را بر باد دهد یا آن را زیان رساند.

  8. لوقا ۹:۲۶حدود ۳۲ م.

    زیرا هر که از من و کلام من عار دارد، پسر انسان نیز وقتی که در جلال خود و جلال پدر و ملائکه مقدّسه آید، از او عار خواهد داشت.

  9. لوقا ۹:۲۷حدود ۳۲ م.

    لیکن هرآینه به شما می‌گویم که بعضی از حاضرین در اینجا هستند که تا ملکوت خدا را نبینند ذائقهٔموت را نخواهند چشید.

  10. لوقا ۹:۲۸حدود ۳۲ م.

    و از این کلام قریب به هشت روز گذشته بود که پطرس و یوحنّا و یعقوب را برداشته، بر فراز کوهی برآمد تا دعا کند.

  11. لوقا ۹:۲۹حدود ۳۲ م.

    و چون دعا می‌کرد، هیأتِ چهره او متبّدل گشت و لباس او سفید و درخشان شد.

  12. لوقا ۹:۳۰حدود ۳۲ م.

    که ناگاه دو مرد، یعنی موسی و الیاس با وی ملاقات کردند.

  13. لوقا ۹:۳۱حدود ۳۲ م.

    و به هیأت جلالی ظاهر شده، دربارهٔ رحلت او که می‌بایست به زودی در اورشلیم واقع شود، گفتگو می‌کردند.

  14. لوقا ۹:۳۲حدود ۳۲ م.

    امّا پطرس و رفقایش را خواب در ربود. پس بیدار شده، جلال او و آن دو مرد را که با وی بودند، دیدند.

  15. لوقا ۹:۳۳حدود ۳۲ م.

    و چون آن دو نفر از او جدا می‌شدند، پطرس به عیسی گفت که، ای استاد، بودن ما در اینجا خوب است. پس سه سایبان بسازیم یکی برای تو و یکی برای موسی و دیگری برای الیاس. زیرا که نمی‌دانست چه می‌گفت.

  16. لوقا ۹:۳۴حدود ۳۲ م.

    و این سخن هنوز بر زبانش می‌بود که ناگاه ابری پدیدار شده، بر ایشان سایه افکند و چون داخل ابر می‌شدند، ترسان گردیدند.

  17. لوقا ۹:۳۵حدود ۳۲ م.

    آنگاه صدایی از ابر برآمد که این است پسر حبیبِ من، او را بشنوید.

  18. لوقا ۹:۳۶حدود ۳۲ م.

    و چون این آواز رسید، عیسی را تنها یافتند و ایشان ساکت ماندند و از آنچه دیده بودند، هیچ‌کس را در آن ایّام خبر ندادند.

  19. لوقا ۹:۳۷حدود ۳۲ م.

    و در روز بعد چون ایشان از کوه به زیر آمدند، گروهی بسیار او را استقبال نمودند.

  20. لوقا ۹:۳۸حدود ۳۲ م.

    که ناگاه مردی از آن میان فریادکنان گفت، ای استاد به تو التماس می‌کنم که بر پسر من لطف فرمایی زیرا یگانه من است.

  21. لوقا ۹:۳۹حدود ۳۲ م.

    که ناگاه روحی او را می‌گیرد و دفعهًٔ صیحه می‌زند و کف کرده مصروع می‌شود و او را فشرده، به دشواری رها می‌کند.

  22. لوقا ۹:۴۰حدود ۳۲ م.

    و از شاگردانت درخواست کردم که او را بیرون کنند نتوانستند.

  23. لوقا ۹:۴۱حدود ۳۲ م.

    عیسی در جواب گفت، ای فرقه بی‌ایمانِ کج رَوِش، تا کی با شما باشم و متحمّل شما گردم؟ پسر خود را اینجا بیاور!

  24. لوقا ۹:۴۲حدود ۳۲ م.

    و چون او می‌آمد، دیو او را دریده، مصروع نمود. امّا عیسی آن روح خبیث را نهیب داده، طفل را شفا بخشید و به پدرش سپرد.

  25. لوقا ۹:۴۳حدود ۳۲ م.

    و همه از بزرگی خدا متحیّر شدند و وقتی که همه از تمام اعمال عیسی متعجّب شدند، به شاگردان خود گفت،