Skip to content

Bashan

52 verses

32.8000, 35.9300 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Bashan نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و به‌ بنی‌جَرْشون‌ كه‌ از قبایل‌ لاویان‌ بودند از نصف‌ سبط‌ مَنَسَّی‌ جولان‌ را در باشان‌ كه‌ شهر ملجای‌ قاتلان‌ است‌ با نواحی‌ آن‌ و بَعَشْتَرَه‌ را با نواحی‌ آن‌، یعنی‌ دو شهر دادند.

  2. و به‌ نصف‌ سبط‌ مَنَسَّی‌، موسی‌ مِلك‌ در باشان‌ داده‌ بود، و به‌ نصف‌ دیگر، یوشع‌ در این‌ طرف‌ اُرْدُن‌ به‌ سمت‌ مغرب‌ در میان‌ برادران‌ ایشان‌ مِلك‌ داد. و هنگامی‌ كه‌ یوشع‌ ایشان‌ را به‌ خیمه‌های‌ ایشان‌ روانه‌ می‌كرد، ایشان‌ را بركت‌ داد.

  3. و بِنْجابَر در رامُوت‌ جِلْعاد كه‌ قُرای‌ یاعیر بن‌ مَنَسّی‌ كه‌ در جِلْعاد می‌باشد و بلوكِ اَرْجُوب‌ كه‌ در باشان‌ است‌ به‌ او تعلق‌ داشت‌، یعنی‌ شصت‌ شهر بزرگ‌ حصاردار با پشت‌بندهای‌ برنجین‌،

  4. و جابَر بن‌ اُوری‌ در زمین‌ جِلْعاد كه‌ ولایت‌ سیحون‌ پادشاه‌ اموریان‌ و عوج‌ پادشاه‌ باشان‌ بود و او به‌ تنهایی‌ در آن‌ زمین‌ وكیل‌ بود.

  5. یعنی‌ از اُرْدّن‌ به‌ طرف‌ طلوع‌ آفتاب‌، تمامی‌ زمین‌ جِلْعاد و جادیان‌ و رؤبینیان‌ و مَنَّسیان‌ را از عَرُوعیر كه‌ بر وادی‌ اَرْنون‌ است‌ و جِلْعاد و باشان‌.

  6. و بنی‌جاد در مقابل‌ ایشان‌ در زمین‌ باشان‌ تاسَلْخَه‌ ساكن‌ بودند.

  7. و مقدّم‌ ایشان‌ یوئیل‌ بود و دومین‌ شافام‌ و یعْنای‌ و شافاط‌ در باشان‌ (ساكن‌ بود).

  8. و ایشان‌ در جِلْعادِ باشان‌ و قریه‌هایش‌ و در تمامی‌ نواحی‌ شارون‌ تا حدود آنها ساكن‌ بودند.

  9. و پسران‌ نصف‌ سبط‌ مَنَّسی‌ در آن‌ زمین‌ ساكن‌ شده‌، از باشان‌ تا بَعْل‌ حَرْمون‌ و سَنیر و جَبَل‌ حَرْمون‌ زیاد شدند.

  10. و به‌ بنی‌جَرْشُوم‌ برحسب‌ قبایل‌ ایشان‌ از سبط‌ یسّاكار و از سبط‌ اَشیر و از سبط‌ نَفْتالی‌ و از سبط‌ مَنَّسی‌ در باشان‌ سیزده‌ شهر.

  11. و به‌ پسران‌ جَرْشُوم‌ از قبایل‌ نصف‌ سبط‌ مَنَّسی‌، جُوْلان‌ را در باشان‌ با حوالی‌ آن‌ و عَشْتارُوتْ را با حوالی‌ آن‌.

  12. و ممالك‌ و قومها به‌ ایشان‌ ارزانی‌ داشته‌، آنها را تا حدود تقسیم‌ نمودی‌ و زمین‌ سیحون‌ و زمین‌ پادشاه‌ حَشْبُون‌ و زمین‌ عوج‌ پادشاه‌ باشان‌ را به‌ تصرّف‌ آوردند.

  13. گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفته‌اند؛ زورمندان باشان مرا احاطه کرده‌اند.

  14. کوه خدا، کوه باشان است، کوهی با قله‌های افراشته کوه باشان است.

  15. خداوند گفت، از باشان باز خواهم آورد. از ژرفیهای دریا باز خواهم آورد.

  16. سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان وجمیع ممالک کنعان را.

  17. و عوج پادشاه باشان را، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

  18. و بر همه‌ سروهای‌ آزاد بلند و رفیع‌ لبنان‌ و بر تمامی‌ بلوطهای‌ باشان‌؛

  19. زمین‌ ماتم‌كنان‌ كاهیده‌ شده‌ است‌ و لبنان‌ خجل‌ گشته‌، تلف‌ گردیده‌ است‌ و شارون‌ مثل‌ بیابان‌ شده‌ و باشان‌ و كَرْمَلْ برگهای‌ خود را ریخته‌اند.

  20. «به‌ فراز لبنان‌ برآمده‌، فریاد برآور و آواز خود را در باشان‌ بلندكن‌. و از عباریم‌ فریاد كن‌ زیرا كه‌ جمیع‌ دوستانت‌ تلف‌ شده‌اند.

  21. و اسرائیل‌ را به‌ مرتع‌ خودش‌ باز خواهم‌ آوردو در كرمل‌ و باشان‌ خواهد چرید و بر كوهستان‌ افرایم‌ و جلعاد جان‌ او سیر خواهد شد.

  22. پاروهایت‌ را از بلوطهای‌ باشان‌ ساختند و نشیمنهایت‌ را از شمشاد جزایر كِتیم‌ كه‌ به‌ عاج‌ منبّت‌ شده‌ بود ترتیب‌ دادند.

  23. گوشت‌ جبّاران‌ را خواهید خورد و خون‌ رؤسای‌ جهان‌ را خواهید نوشید. از قوچها و بره‌ها و بزها و گاوها كه‌ همه‌ آنها از پرواریهای‌ باشان‌ می‌باشند.

  24. ای‌ گاوان‌ باشان‌ كه‌ بر كوههای‌ سامره‌می‌باشید و بر مسكینان‌ ظلم‌ نموده‌، فقیران‌ را ستم‌ می‌كنید و به‌ آقایان‌ ایشان‌ می‌گویید بیاورید تا بنوشیم‌، این‌ كلام‌ را بشنوید!

  25. قوم‌ خود را به‌ عصای‌ خویش‌ شبانی‌ كن‌ و گوسفندان‌ میراث‌ خود را كه‌ در جنگل‌ و در میان‌ كَرْمَلْ به‌ تنهایی‌ ساكن‌ می‌باشند. ایشان‌ مثل‌ ایام‌ سابق‌ در باشان‌ و جِلْعاد بچرند.