پرش به محتوا

Jesus

3,872 آیه · 6 عضو خانواده

همچنین شناخته‌شده به: Jesus Christ, Immanuel, Emmanuel, Christ

آیاتی که از Jesus نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. پس یحیی شهادت داده، گفت، روح را دیدم که مثل کبوتری از آسمان نازل شده، بر او قرار گرفت.

  2. و من او را نشناختم، لیکن او که مرا فرستاد تا به آب تعمید دهم، همان به من گفت بر هر کس بینی که روح نازل شده، بر او قرار گرفت، همان است او که به روح‌القدس تعمید می‌دهد.

  3. و من دیده شهادت می‌دهم که این است پسر خدا.

  4. ناگاه عیسی را دید که راه می‌رود؛ و گفت، اینک، برّهٔ خدا.

  5. و چون آن دو شاگرد کلام او را شنیدند، از پی عیسی روانه شدند.

  6. پس عیسی روی گردانیده، آن دو نفر را دید که از عقب می‌آیند. بدیشان گفت،

  7. چه می‌خواهید؟ بدو گفتند، ربّی (یعنی ای معلّم) در کجا منزل می‌نمایی؟

  8. بدیشان گفت، بیایید و ببینید. آنگاه آمده، دیدند که کجا منزل دارد، و آن روز را نزد او بماندند و قریب به ساعت دهم بود.

  9. و یکی از آن دو که سخن یحیی را شنیده، پیروی او نمودند، اندریاس برادر شمعون پطرس بود.

  10. او اوّل برادر خود شمعون را یافته، به او گفت، مسیح را (که ترجمهٔ آن کَرِسْتُس است) یافتیم. و چون او را نزد عیسی آورد، عیسی بدو نگریسته، گفت، تو شمعون پسر یونا هستی؛ و اکنون کیفا خوانده خواهی شد (که ترجمهٔ آن پطرس است).

  11. بامدادان چون عیسی خواست به سوی جلیل روانه شود، فیلپُس را یافته، بدو گفت، از عقب من بیا.

  12. فیلپس نَتَنائیل را یافته، بدو گفت، آن کسی را که موسی در تورات و انبیا مذکور داشته‌اند، یافته‌ایم که عیسی پسر یوسف ناصری است.

  13. و عیسی چون دید که نتنائیل به سوی او می‌آید، دربارهٔ او گفت، اینک، اسرائیلی حقیقی که در او مکری نیست.

  14. نتنائیل بدو گفت، مرا از کجا می‌شناسی؟ عیسی در جواب وی گفت، قبل از آنکه فیلپس تو را دعوت کند، در حینی که زیر درخت انجیر بودی تو را دیدم.

  15. نتنائیل در جواب او گفت، ای استاد تو پسر خدایی! تو پادشاه اسرائیل هستی!

  16. عیسی در جواب او گفت، آیا از اینکه به تو گفتم که تو را زیر درخت انجیر دیدم، ایمان آوردی؟ بعد از این چیزهای بزرگتر از این خواهی دید.

  17. پس بدو گفت، آمین آمین به شما می‌گویم که از کنون آسمان را گشاده، و فرشتگان خدا را که بر پسر انسان صعود و نزول می‌کنند خواهید دید.

  18. و در روز سوم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود.

  19. و عیسی و شاگردانش را نیز به عروسی دعوت کردند.

  20. و چون شراب تمام شد، مادر عیسی بدو گفت، شراب ندارند.

  21. عیسی به وی گفت، ای زن مرا با تو چه کار است؟ ساعت من هنوز نرسیده است.

  22. مادرش به نوکران گفت، هر چه به شما گوید بکنید.

  23. عیسی بدیشان گفت، قدحها را از آب پر کنید. و آنها را لبریز کردند.

  24. پس بدیشان گفت، الآن بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید. پس بردند؛

  25. و این ابتدای معجزاتی است که از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش به او ایمان آوردند.