God
آیاتی که از God نام میبرند
و خداوند داوران برانگیزانید كه ایشان را از دست تاراجكنندگان نجات دادند.
و باز داوران خود را اطاعت ننمودند، زیرا كه در عقب خدایان غیر زناكار شده، آنها را سجده كردند، و از راهی كه پدران ایشان سلوك مینمودند، و اوامر خداوند را اطاعت میكردند، به زودی برگشتند، و مثل ایشان عمل ننمودند.
و چون خداوند برای ایشان داوران برمیانگیخت، خداوند با داور میبود، و ایشان را در تمام ایام آن داور از دست دشمنان ایشان نجات میداد، زیرا كه خداوند به خاطر نالهای كه ایشان از دست ظالمان و ستمكنندگان خود برمیآوردند، پشیمان میشد.
لهذا خشم خداوند بر اسرائیل افروخته شد و گفت: «چونكه این قوم از عهدی كه با پدران ایشان امر فرمودم، تجاوز نموده، آواز مرا نشنیدند،
من نیز هیچ یك از امتها را كه یوشع وقت وفاتش واگذاشت، از حضور ایشان دیگر بیرون نخواهم نمود.
تا اسرائیل را به آنها بیازمایم كه آیا طریق خداوند را نگهداشته، چنانكه پدران ایشان نگهداشتند، در آن سلوك خواهند نمود یا نه.»
پس خداوند آن طوایف را واگذاشته، به سرعت بیرون نكرد و آنها را به دست یوشع تسلیم ننمود.
پس اینانند طوایفی كه خداوند واگذاشت تا به واسطۀ آنها اسرائیل را بیازماید، یعنی جمیع آنانی كه همۀ جنگهای كنعان را ندانسته بودند،
و اینها برای آزمایش بنیاسرائیل بودند، تا معلوم شود كه آیا احكام خداوند را كه به واسطۀ موسی به پدران ایشان امر فرموده بود، اطاعت خواهند كرد یا نه.
و بنیاسرائیل آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، كردند، و یهوه خدای خود را فراموش نموده، بعلها و بتها را عبادت كردند.
و غضب خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به دست كوشان رِشْعَتایم، پادشاه ارام نهرین، فروخت، و بنیاسرائیل كوشان رِشْعَتایم را هشت سال بندگی كردند.
و چون بنیاسرائیل نزد خداوند فریاد كردند، خداوند برای بنیاسرائیل نجاتدهندهای یعنی عُتْنَئیل بنقناز برادر كوچك كالیب را برپا داشت، و او ایشان را نجات داد.
و روح خداوند بر او نازل شد، پس بنیاسرائیل را داوری كرد، و برای جنگ بیرون رفت، و خداوند كوشان رِشْعَتایم، پادشاه ارام را به دست او تسلیمكرد، و دستش بر كوشان رِشْعَتایم مستولی گشت.
و بنیاسرائیل بار دیگر در نظر خداوند بدی كردند، و خداوند عجلون، پادشاه موآب را بر اسرائیل مستولی ساخت، زیرا كه در نظر خداوند شرارت ورزیده بودند.
و چون بنیاسرائیل نزد خداوند فریاد برآوردند، خداوند برای ایشان نجاتدهندهای یعنی ایهود بنجیرای بنیامینی را كه مرد چپدستی بود، برپا داشت، و بنیاسرائیل به دست او برای عجلون، پادشاه موآب، ارمغانی فرستادند.
و ایهود نزد وی داخل شد و او بتنهایی در بالاخانۀ تابستانی خود مینشست. ایهود گفت: «كلامی از خدا برای تو دارم.» پس از كرسی خود برخاست.
و به ایشان گفت: «از عقب من بیایید زیرا خداوند ، موآبیان، دشمنان شما را به دست شما تسلیم كرده است.» پس از عقب او فرود شده، معبرهای اُرْدُنّ را پیش روی موآبیان گرفتند، و نگذاشتند كه احدی عبور كند.
و بنیاسرائیل بعد از وفات اِیهود، بار دیگر در نظر خداوند شرارت ورزیدند.
و خداوند ایشان را به دست یابین، پادشاه كنعان، كه در حاصور سلطنت میكرد، فروخت؛ و سردار لشكرش سِیسَرا بود كه در حَروشَت امتها سكونت داشت.
و بنیاسرائیل نزد خداوند فریاد كردند، زیرا كه او را نهصد ارابۀ آهنین بود و بر بنیاسرائیل بیست سال بسیار ظلم میكرد.
پس او فرستاده، باراق بن اَبینوعَم را از قادش نفتالی طلبید و به وی گفت: «آیا یهوه، خدای اسرائیل، امر نفرموده است كه برو و به كوه تابور رهنمایی كن، و ده هزار نفر از بنینفتالی و بنیزبولون را همراه خود بگیر؟
و سِیسَرا، سردار لشكر یابین را با ارابهها و لشكرش به نهر قیشون نزد تو كشیده، او را به دست تو تسلیم خواهم كرد.»
گفت: «البته همراه تو میآیم، لیكن این سفر كه میروی برای تو اكرام نخواهد بود، زیرا خداوند سِیسَرا را به دست زنی خواهد فروخت.» پس دَبورَه برخاسته، همراه باراق به قادش رفت.
و دَبورَه به باراق گفت: «برخیز، این است روزی كه خداوند سِیسَرا را به دست تو تسلیم خواهد نمود؛ آیا خداوند پیش روی تو بیرون نرفته است؟» پس باراق از كوه تابور به زیر آمد و دههزار نفر از عقب وی.
و خداوند سِیسَرا و تمامی ارابهها و تمامی لشكرش را به دم شمشیر پیش باراق منهزم ساخت، و سِیسَرا از ارابۀ خود به زیر آمده، پیاده فرار كرد.