- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
God
آیاتی که از God نام میبرند
و كتاب عهد را گرفته، به سمع قوم خواند. پس گفتند: «هر آنچه خداوند گفته است، خواهیم كرد و گوش خواهیم گرفت.»
و موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده، گفت: «اینك خون آن عهدی كه خداوند بر جمیع این سخنان با شما بسته است.»
و خدای اسرائیل را دیدند، و زیر پایهایش مثل صنعتی از یاقوت كبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا.
و بر سروران بنیاسرائیل دست خود را نگذارد، پس خدا را دیدند و خوردند و آشامیدند.
و خداوند به موسی گفت: «نزد من به كوه بالا بیا، و آنجا باش تا لوحهای سنگی و تورات و احكامی را كه نوشتهام تا ایشان را تعلیم نمایی، به تو دهم.»
پس موسی با خادم خود یوشع برخاست، و موسی به كوه خدا بالا آمد.
و جلال خداوند بر كوه سینا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانید، و روز هفتمین، موسی را از میان ابر ندا درداد.
و منظر جلال خداوند ، مثل آتش سوزنده در نظر بنیاسرائیل بر قله كوه بود.
و خداوند موسی را خطاب كرده،گفت:
«به بنیاسرائیل بگو كه برای منهدایا بیاورند؛ از هر كه به میلِ دل بیاورد، هدایای مرا بگیرید.
و مقامی و مَقدَسی برای من بسازند تا در میان ایشان ساكن شوم.
موافق هر آنچه به تو نشان دهم از نمونۀ مسكن و نمونۀ جمیع اسبابش، همچنین بسازید.
و آن شهادتی را كه به تو میدهم، در تابوت بگذار.
و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذار و شهادتی را كه به تو میدهم در تابوت بنه.
و در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از بالای تخت رحمت از میان دو كروبی كه بر تابوت شهادت میباشند، با تو سخن خواهم گفت، دربارۀ همۀ اموری كه بجهت بنیاسرائیل تو را امر خواهم فرمود.
ونانِ تَقْدِمِه را بر خوان، همیشه به حضور من بگذار.
در خیمۀ اجتماع، بیرون پردهای كه در برابر شهادت است، هارون و پسرانش از شام تا صبح، به حضور خداوند آن را درست كنند. و این برای بنیاسرائیل نسلاً بعد نسل فریضۀ ابدی باشد.
« و تو برادر خود، هارون و پسرانشرا با وی از میان بنیاسرائیل نزد خود بیاور تا برای من كهانت بكند، یعنی هارون و ناداب و ابیهو و العازار و ایتامار، پسران هارون.
و تو به جمیع دانادلانی كه ایشان را به روح حكمت پر ساختهام، بگو كه رختهای هارون را بسازند برای تقدیس كردن او تا برای من كهانت كند.
و رختهایی كه میسازند این است: سینهبند و ایفود و ردا و پیراهن مُطَرَّز و عمامه و كمربند. این رختهای مقدس را برای برادرت هارون و پسرانش بسازند تا بجهت من كهانت كنند.
و آن دو سنگ را بر كتفهای ایفود بگذار تا سنگهای یادگاری برای بنیاسرائیل باشد، و هارون نامهای ایشان را بر دو كتف خود، بحضور خداوند برای یادگاری بردارد.
و هارون نامهای بنیاسرائیل را بر سینهبند عدالت بر دل خود، وقتی كه به قدس داخل شود، به حضور خداوند بجهت یادگاری دائماً بردارد.
و اوریم و تُمّیم را در سینهبند عدالت بگذار تا بر دل هارون باشد، وقتی كه به حضور خداوند بیاید، و عدالت بنیاسرائیل را بر دل خود بحضور خداوند دائماً متحمل شود.
و در بر هارون باشد، هنگامی كه خدمت میكند، تا آواز آنها شنیده شود، هنگامی كه در قدس بحضور خداوند داخل میشود و هنگامی كه بیرون میآید تا نمیرد.
و تُنكهای از طلای خالص بساز و بر آن مثل نقش خاتم قدوسیت برای یهوه نقش كن.